اسلام امروزی
، در تقابل با تجدد
- (مدرنیته)
دکتر عبدالمجید
شرفی.استاد تمدن
عرب ،و اندیشه
های اسلامی.
پیشگفتار
و ترجمه :از کاظم
رنجبر ، دکتر درجامعه
شناسی سیاسی
سخنی
است مشهور ، از
آلبرت انشتین،
فیزیک دان معروف آلمانی- آمریکائی
،که می گوید: خداوند،
تخته نرد بازی
نمی کند،که طاس
بریزد. به عبارت
دیگر،منظور انشتین
از این سخن چنین
است ،که مسائل
جهان هستی ، که
انسان ،و جوامع
انسانی نیز بخشی
از آن هستند،
ناشی از حادثه
و احتمالات نیستند،که
ملتی شانس بیاورد،
تبدیل به ملت مترقی
و پیشرفته.بشود،
وملت دیگر، بدشانسی
بیاورد،و در طول
تاریخ ، سرخورده
و عقب مانده بماند
.جهان هستی ، تابع قوانینی
است که بر دنیای ماحاکم
اند. یا به عبارت
دیگر ، تابع قانون
علت و معلول هستند.
به عنوان مثال
، اگر از 57 کشور مسلمان، با جمعیتی بیش از یک
میلیارد ودویست
هزار نفر
، پخش شده در قاره
های مختلف ، خصوصأ
آسیا، آفریقا،
با سرمایه های
عظیم انسانی وطبیعی
، حتی یک کشور پیشرفته
علمی ، اقتصادی
، سیاسی
، دارای نظام حکومتی
دموکراتیک ، در
بین 57 کشور مسسلمان
وجود ندارد،و قریب به اتفاق
این کشور ها با
نظام های فاسد
و خود کامه اداره
می شوند، علت را
باید در ماهیت
این جوامع، در
ابعاد مختلف تمد نی - فرهنگی
، اقتصادی ،تاریخی آنان، در
مقاطع مختلف زمانی
– تاریخی
باید جستجو کرد.
در سال
1998، یعنی 10 سال پیش
، پاپ ژان پل دوم،(تولد
1920- مرگ 2005) رهبر کاتولیک
های جهان ،بلاخره اجازه داد
،که آرشیو و اسناد
600 سال ، دادگاه های
انگیزیسیون، تفتیش
عقاید ، کلیسای
کاتولیک ، به روی
، محقیقین ،و پژوهشگران
تاریخ ، باز شود.
آری اشتباه ننوشته
ام ، 600 سال تاریخ
دادگاه های تفتیش
عقاید، و انگیزیسیون ای که در همین
اروپای مهد تمدن،
کلیسا ، بنام خدا
و دین و مذهب ، دانشمندان
، دگر اندیشان
را ، زنده زنده
، در مقابل کلیسا
، می سوزاندند،
یا در زندان ها
، زیر شکنجه های
دد منشانه ،چون
پاره ،پاره کردن
اعضای تن زندانی دگر
اندیش با
منجنیق
آنها را به اتهام
، مرتد، ناصبی
، کافر ، مهدور
الدم، از بین می
بردند. این دوره
سیاه تاریخ
مسیحیت ، از قرن
دوازدهم ، با جنبش
های فلسفی مذهبی
«کاتاریسم –les cathares » و بعدأ
با پایان حضور
مسلمانان در اسپانیا
، و تغیر اجباری دین یهودیان
، و مسلمانان ساکن
اسپانیا زیر فشار
و تهدید به مرگ
کلیسا ،و جنبش
های اصلاح طلبانه مارتین لوتر، کشیش
آلمانی –(متولد
1483-مرگ 1546) ، بالاخره
جنگ های مذهبی اروپا، تا
قرن 18 ، ادامه داشت.
این دادگاه
های به ظاهر
دینی و مذهبی ،که
در حقیقت برای حفظ قدرت بلاع منازع
دستگاه حکومت دینی پاپ ها بود
، در فرانسه ، اسپانیا
، ایتالیا ، و سایر
نکات اروپا ،توسط
کاردینال ها، اسقف
ها ، به نمایندگی
از پاپ ، راه انداخته
بودند . این سیاست
بگیرو ببند و بکش
، در نهایت ، مبارزه
بی امان کلیسا
،علیه عقل و منطق
، شعور و علم ،دانشمندان،و
انسان های دگر
اندیش بود،که دروغ
و ریاء و فساد حاکم
در دستگاه دینی
را نمی توانستند تحمل بکنند.
آری 600 سال واتیکان
، تاریخ جنایات
خود را ، علیه بشریت
آزاد اندیش ، یصورت
سٌری، دور از دسترس
محقیقین و مورخین
نگاه داشته بود.
روشنفکران، آزادیخواهان
،و دانشمندان جهان،
از دین و مذهب ،متنفر
نیستند،و می دانند
که انسان
موجودی است دینی.بخش
مهمی از
انسان ها ،از گذشته
های بسیار دور
خود، تا امروز،
و حتی در
آینده نیز، معتقد
به باور های دینی
و مذهبی خود، خواهند
ماند . سخن دین فروشی
، مردم فریبی ،
فساد مالی ،فساد
اخلاقی ، قدرت
انحصاری ، قتل
و خونریزی ، جنگهای
مذهبی ویرانگر
است که دستگاه
های عظیم حضرات
پاپ ها،شیخ السلام
ها آیت الله ها
، خاخام
ها در طول تاریخ
براه انداخته ،
و هنوز هم به راه
می اندازند.
آن چه
که در طول 30 سال حاکمیت
مطلق در ایران
امروز ، بنام ولایت
مطلقه فقیه ،آشکار
و در نهان گذشته
است، مسلمأ روزی
،در اختیار پژو
هشگران،و محقیقین
و مورخین ملت ایران
، قرار خواهد گرفت.
این نظام ، مثل
تمام نظام های
گذشته در تاریخ،
ابدی نیست.اگر
اتحاد جماهیر شوروی
سابق، با آن ایدئولوژی
خود ، که در سطح
جهان، میلیونها
، کارگر و ،کارمند،و«
روشنفکر » را طر
فدار ،و
پشتیبان خود کرده
بود، روزی چون
بنای بی بنیاد
، بر سر رهبران
کمونیست خود فرو
ریخت،مسلمأ نظام
استبداد دینی ایران
هم فرو خواهد ریخت.سخن
بسیار نغزی از
توماس جفرسون،(متولد1743-مرگ1826)
سوٌمین رئیس جمهورایالت
متحده آمریکا است،که
می گوید:« یک عده
را می توان ، یک
مد ٌت ، یا یک عمر
فریب داد، امٌا
یک ملت را فقط می
توان یک بار، حد
اکثر ، دو بار،فریب
داد،یک ملت را
نمی توان برای
همیشه گول زد.» این
سخن ، با واقعیت
امروز نظام ولاایت
مطلقه فقیه ،که
از اولین روز ،
با سوء استفاده
از باور های معصومانه
دینی ملت ایران،
همراه با دروغ
،وعده های
دروغین، چون آب
و برق ، اتوبوس
مجانی ، خانه های
ارزان قیمت، حکومت
عدل علی آیت الله
خمینی شروع شد
،و در نهایت ، به
بگیر وببند ، زندان
و قتل ، فساد های
اخلاقی ،و مالی
رهبران و آخوند
های حکومتی ، منتهی
گردید ،که امروز
حتی ملت، با پول هم
نمی توانند، آب
و برق ، گاز در زمستان
و تابستان داشته
باشند، امروز چشمان
ملت باز شده است،
کمترایرانی صدیق و وطن
دوست است ،که به
گفته ها و وعده
های رهبران این نظام باور داشته
باشد.
در راستای
این واقعیت های
جامعه امروز ایران،و
کوتاه بینی روحانیون
حکومتی ،و سیاست
ای که این روحانیون،
با تبدیل اسلام، به
یک ایدئولوژی سیاسی
، و استقرار یک
استبداد دینی ،
ملت و مملکت را
به نا بودی می کشند،
مقاله ای را با
عنوان :اسلام امروز
در تقابل با تجدد(مدرنیته)
از متفکر و رئیس
دانشکه علوم انسانی
دانشگاه تونس ،
دکتر عبدالمجید
شرفی،از فرانسه
،به فارسی ترجمه کرده
و در اختیار خوانندگان
گرامی می گذارم.آقای
عبدالمجید شرفی،
دکتر در ادبیات
عرب ، استاد تمدن
عرب ، و اندیشه
های اسلامی است.از
ایشان ،کتاب های
متعددی در زبان های عربی،
فرانسه ، انگلیسی
،چاپ و منتشر شده
است، یکی از کتاب
های مشهور ایشان
را که به زبان عربی
نوشته شده است،
کتابی است ،که
عنوان اش به فارسی
چنین است:اسلام
بین رساله و تاریخ.
ای کاش ، روحانیون
ایرانی ، آشنا
به زبان عرب ، این
کتاب را ،بطور
دقیق مطالعه می
کردند.دکتر عبدالمجید
شرفی، مقوله :اسلام
امروزی در تقابل
با تجدد را، برای
اولین باربصورت
کنفرانس ، در یکی
از دانشگاه های
فرانسه ایراد کرده
اند،که متن این
کنفرانس را ، محققین
و پژو هشگران ایرانی
، می توانند، در
سایت(www.utls.fr )
پیدا بکنند.
اسلام
امروزی در تقابل
با تجدد(مدرنیته)
جوامع
اسلامی
امروز ، بطور
روشن و آشکار نشان
میدهند ،که تاخیر
در درک واقعیت
های زمان حاضر
و مطابقت دادن این واقعیت
ها زمان ،با دین
اسلام ،چه صدمات
جبران نا پذیری را مسلمانان
به خود روا داشته
اند،و چرا مسلمانان
،از کاروان تمدن
و پیشرفت های علمی
– فرهنگی،اجتماعی
،نسبت به سایر
ملل دنیا ،عقب
مانده اند ؟
این عقب
ماندگی
جوامع اسلامی
را ،بطور خلاصه میتوان در
چهار بخش ،مشاهده
کرد.
1-اسلام سیاسی
نظام
های سیاسی وحکومتی کشورهای
مسلمان ، نظام
های شکننده استبدادی
،خود کامه ،و بدون
پشتیبانی واقعی
ملت های خود هستند،
به همین جهت نیز
این نظام ها ، دین
اسلام را ،بصورت
اید ئولوژی سیاسی
، برای مشروعیت
بخشیدن
به نظام مطلق
و خود کامه خود بکار
می برند.
« در نظام شاهنشاهی
سابق ، شاه سایه
خدا ، السلطان
فی ظلل الله ،چه
فرمان یزدان ،چه
فرمان شاه،و در
نظام شیخ شاهی
،ولایت مطلقه فقیه،نائب
امام زمان ، ولی
امر مسلمانان جهان
، حافظ اسلام ناب
محمدی ،نمونه خود
کامگی نظام های
حکومتی
کشورهای اسلامی
هستند .این نظام
های فاسد و خود
کامه ،با سوء استفاده
از باور های دینی
توده مردم ، این نوع تبلیغات
اید ئولوژیک خود را ، وسیله
استحکام قدرت استبدادی
خود قرار می دهند.از
مترجم »
2-اقتصاد عقب
مانده کشور های
اسلامی.
یکی از
خصوصیات کشور های
اسلامی ، اقتصاد
بیمار و ضعیف از جنبه بازدهی
آن است . کشاورزی
سنتی و عقب مانده
این کشور ها، حتی
مایحتاج روزانه این
ملت ها را نمی تواند
تاًمین ،و تضمین
بکند.این اقتصاد
بیمار ، همراه
با تجارت سنتی
،داد وستد صنایع
دستی در
حد محدود ، دیگر
خصوصیات جوامع سنتی
کشور های مسلمان
هستند.بر این اقتصاد
سنتی عقب
مانده، در بعضی
از کشور ها، در
آمد حاصل از صادرات
نفت پیوند خورده
است،که در آمد
حاصل از
آن ، بصورت یک ماسک
و پوشش فریب
دهند،که فقط صرف
هزینه های مصرفی
به ظاهر پیشرفته
، مانع آن می شود
،که یک اصلاحات
زیر بنائی اقتصاد
سالم ملٌی ، در
این کشور ها ، به
اجراء گذاشته شود.
این عقب
ماندگی اقتصادی
، خصوصأ در زمینه
صنعتی، نتیجه منفی
خود را در رفتار
و کردار
عقلانی ،ملت های
مسلمان را نشان
میدهد،که نبود
اصلاحات ساختاری،
و عقب ماندگی علمی
و صنعتی،مانع رشد دید علمی
،به مسائل اجتماعی
شده است.
3- آموزش و پرورش.
آموزش
و پرورش ، و زمینه
های رشد فرهنگی
جامعه ، واقعأ
اسف انگیز است.
وجود یک سانسور
دولتی بر
روی رسانه های
گروهی ، کتاب ها،
ترجمه ها ، باعث
آن شده است ،که
انتشار کتاب و
خلاقیت های هنری
، سینما، تئاتر
، بسیار محدود
هستند.اگرهم در
بعضی از کشور ها،در
صد تحصیل
کرده ها نزدیک
به نرخ کشور های
پیشرفته هم باشد،از
لحاظ محتوی برنامه
های درسی و نحوه
آموزش و پرورش
، بیشتر
یاد گرفتن های
ظاهری ، سطحی و
ازبر خوانی و تکرار
و باز خوانی محتوی
کتاب ها
هستند.این روش
آموزش و تعلیم
، مانع اندیشدن،
همراه با نقد و
تربیت شخصیت و
ابتکار مستقل ،
در بین محصلین
و دانش آموخته
گان می شود. با وجود
اینکه بعضی از
کشور های مسلمان
،هزینه های سنگینی
را خرج آموزش و
پرورش نسل جوان خود می کنند،
ولی بخاطر روش آموزش
پرورش سنتی ، از
این هزینه ها نتایج
مطلوب ، بدست نمی
آورند.
تعلیم
و تدریس
دروس دینی ، بجای
اینکه در
دانشگاه ها ، با
روش های علمی ،همراه
با عقلانیت و نقد
تدریس بشوند، در
اغلب کشور های
مسلمان ، تدریس
علوم دینی ، در
اختیار روحانیون
، با روشهای جزمی
و دگماتیک ،تدریس
می شوند،که هر
گز با واقعیت های عینی و ذهنی
جهان امروز ، همخوانی
ندارند.
4-ساختار پدر
سالاری در خانواده
های مسلمان ..
اگر چه
ساختار
پدر سا لاری خانواده
های مسلمان، بخاطر
توسعه شهرهاو شهر
نشینی ، تا اندازه
ای تکان
خورده است، با
وجود این، هنوزاین
ساختار پدر سالاری معیار ارزش
های اخلاقی و اجتماعی
حاکم، در جوامع
اسلامی است.همبستگی قومی،قبیله
ای،عشیره ای،،ولایتی،کاملأ
قوی و پا برجا است.
بر این همبستگی
قومی ، قبیله ای
، همبستگی دینی،
مذهبی ، زبانی
، عرفی (آداب و رسوم مخصوص
هر قبیله و عشیره)،
نیز بر آن پیوند
خورد ه است.
بهبودی
قابل ملاحظه و
برنامه های بهداشتی
و سلامتی ، در این
چند سال
اخیر در کشور های
اسلامی، باعث رشد
سریع جمعیت
این کشور ها شده
است. همین رشد بی
رویه جمعیت
، افزایش مختصر در آمد ملی
را چنان
در خود جذب می
کند، که سطح زندگی
مردم ، در همان
سطح فقر ، بر جای
می ماند.
وقتیکه
ما تفکر اسلامی
را مورد مطالعه
قرار می دهیم ،
این مسائل ذکر
شده در با لا را
نباید از نظر دور
نگاه داریم.
اولین
موضوع پژوهش ،در
تفکر اسلامی ،
جایگاه و رابطه
سنت، به مفهوم
گسترده آن، در
جوامع اسلامی است.
می دانیم که سنت و تبعیت از آن ، اولین رکن اجتماعی شدن ، در جوامع سنتی است.به عبارت دیگر ، در جوامع سنتی ، پیروی و احترام به سنت است ،که جامعه ،فرد را د