معرفی کتاب تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران و دکتر ارانی

پژوهش حمید احمدی

 

 

حسن بهگر

 

تاریخچه فرقه جمهوری انقلابی ایران و گروه دکتر ارانی(1316-1304)

حمید احمدی چاپ اول 1379- کتاب اختران

 

چگونه کیانوری و حزب توده برای بهره برداری سیاسی مدت 60 سال دکترتقی ارانی

سوسیال دموکرات را به دروغ عضو حزب کمونیست معرفی کردند.

 

 

اقای حمید احمدی در کوشش خود در راستای بررسی تاریخ جنبش چپ ،دوران سوسیال دموکراسی ، حزب کمونیست ایران به کنکاش در مورد تاریخچه ی فرقه ی جمهوری انقلابی ایران و دکتر ارانی می پردازد و بر این باور است که این تاریخچه مورد انواع تحریف ها و کژنگری ها واقع شده است زیرا ارانی متعلق به دوره ی نخست است و نه دوم . پزوهشگر با استناد به گفتگوها ، خاطرات سیاسی ، دست نوشته ها و اسناد و مدارک فراوان به نقد و بررسی آن ها پرداخته است .

در شرایط خاص درونی هیات حاکمه ایران با تصویب مجلس چهارم با اعزام 60 دانشجوی ایرانی به اروپا موافقت کرد.

 

تقی ارانی جزو گروه شست نفر دانشجویان اعزامی از سوی دولت به اروپا بود وی سازمان سیاسی نوینی در پاییز سال 1304 با شعار دفاع از آرمان های آزادیخواهانه انقلاب مشروطیت و جمهوری ملی به نام فرقه ی جمهوری انقلابی ایران را تاسیس کرد.

 

فعالیت سیاسی دکتر تقی ارانی هنگام اقامت وی در آلمان (1308-1301) با پایه گذاری فرقه ی جمهوری انقلابی ایران در سال 1304 آغاز شده بود. سند بیان حق مهم ترین بیان نامه این جریان سیاسی است که در 39 صفحه رد سال 1306 در برلین انتشار یافت وسپس در ایران و اروپا پخش گردید.( رویه 7)

دکتر ارانی در آن ایام با یکی از دانشجویان فعال سیاسی به نام احمد اسدی ( اسداف ) که در رشته ی اقتصاد و تجارت در دانشگاه برلین تحصیل می کرد دوست شد. ارانی از طریق احمد اسدی با دانشجوی فعال سیاسی دیگری به نام مرتضا علوی که در رشته ی اقتصاد دانشگاه برلین تحصیل می کرده روابط دوستی برقرار کرد. این دو دانشجو با هزینه ی شخصی در آلمان تحصیل می کردند و حدود دو سال قبل از ارانی به آلمان آمده بودند. مناسبات دوستی و فکری این سه دانشجو در برلین به فعالیت سیاسی حادی منجر گردید که پایه گذاری فرقه جمهوری انقلابی ایران نتیجه ی آن است .

 

به دنبال خلع احمد شاه و ایجاد حکومت موقت ، هسته ی مرکزی فرقه جمهوری انقلابی ایران در اواخر آذر 1304 بیانیه ای خطاب به ملت ایران منتشر کرد. آماج و دیدگاه نظری سیاسی بیانیه ، دفاع از آزادی و استقرار حکومت جمهوری ملی در ایران بود . در بخشی از این بیانه آمده است :

ملت ایران ! وقتی که از راه دور به این سرزمین پر از بدبختی و فلاکت نگاه می کنیم چند میلیون مردم اسیر به نظر ما می رسد که همه گرفتار فقر و فلاکت وهمه اسیر پنجه چپاول و غارتگری هستند. تاجر و کاسب ایران ، دهقان و زارع ایران و آن اردوهای بزرگی که از هستی ساقط شده درکوچه و بازار به گدایی مشغولند. همه این ها در زیر شکنجه و ظلم جان می دهند... چطور می شود حکومت ملی دایر کرد؟ هزاران قلب شجاع در این فکر و در این خیال در حال ضربان است . همه ی این ها در زیر شکنجه و ظلم جان می دهند... چطور می شود حکومت ملی دایر کرد؟ هزاران قلب شجاع در این فکر و در این خیال در حال ضربان است ...( رویه 13)

 

با انتشار این بیانیه رئیس پلیس برلین اعلان موجودیت فرقه ی جمهوری انقلابی ایران را به وزارت داخله ی پروس گزارش داد و این موضوع نیز در گزارش عمومی وزارت داخله ی پروس به وزارت خارجه آن کشور مبنی بر سوابق فعالیت اپوزیسیون ایرانی در آلمان منعکس است .

فرقه ی جمهوری انقلابی ایران در روز تاجگذاری رضاشاه ، جلسه ا ی اعتراضی علیه سلطنت خواهی رژیم ایران سازماندهی کرد و در این نشست اعتراضی وضعیت عمومی جامعه ی ایران و سیاست های رژیم هم برای حاضرین سخنرانی و توضیحاتی نیز به زبان آلمانی داده شد. احمد اسدی به عنوان یکی از فعالین فرقه ی جمهوری انقلابی ایران مورد شناسایی پلیس برلین قرار گرفت .( رویه 14)

 

مرکزیت فرقه ی جمهوری انقلابی ایران برای برقراری ارتباطات و مناسبات با احزاب سوسیالیست و سوسیال دموکرات اروپا و حزب سوسیالیست ایران ، فعالیت هایی را در این زمینه دنبال کرد. با آمدن سلیمان میرزا اسکندری رهبر حزب سوسیالیست ایران به آلمان ، امکان تبادل نظر و همکاری مشترک بین آن ها فراهم گردید. سلیمان میرزا از یک دهه قبل در بین برخی از رهبران سوسیال دموکرات و سوسیالیست اروپا مانند کائوتسکی و ژورس به عنوان یک شخصیت سوسیالیست ایرانی ، چهره ی سیاسی شناخته شده ای بود. بدین ترتیب در مدتی که سلیمان میرزا در برلین اقامت داشت ، زمینه برای مشارکت آنان در کنگره ی بروکسل که از سوی جناح چپ سوسیال دموکرات های اروپا تشکیل شده بود فراهم گردید.

نمایندگان فرقه جمهوری انقلابی ایران ( مرتضا علوی و احمد اسدی ) و نماینده حزب سوسیالیست ایران ( سلیمان میرزا اسکندری ) به کنگره بروکسل دعوت شده و در ان شکرت کردند. این دو حزب سه قطعنامه و در دسامبر 1927 قطعنامه ای مشترک به شورای عمومی کنگره ارائه کردند.

 

کنگره سوسیال دموکرات ها در بروکسل به سختی از جانب کمینترن ( بین الملل سوم کمونیست ) به انتقاد کشیده شد: بین الملل دوم با توجه به خط مشی ای که در اخرین کنگره بروکسل درمورد مساله استعمار به تصویب رساندف سرانجام به فعالیت های احزاب مختلف سوسیالیست در کشورهای امپریالیست در سال های قبل از جنگ صحه گذاشت. خط مشی استعماری مبتنی بر سوسیال دمورکاس یخط مشی حمایت فعالانه از امپریالیسم برای استثمار و بهره کشی از مردم مستعمرات است. در این خط مشی اعتقاداتی که مبنای جامعه ملل م را تشکیل می دهد به چشم می خورد. تئوری سوسیال دموکراسی ، و این اعتقاد که رژیم سرمایه داری استعماری را می توان اصلاح کرد ، در واقع نقابی است که سوسیال دموکرات ها در پناه آن ماهیت واقعی سوسیال امپریالیستی خود را مخفی می کنند. کمونیست ها باید این نقاب را به کنار بزنند و نشان بدهند که ماهیت برنامه های سوسیالیستی آنان به بدترین وجهی برملا شده است وبه صورت عمال امپریالیسم در کشورهای امپریالیستی و مستعمرات انجام وظیفه می کنند.

حزب کمونیست ایران نیز نسبت به کنگره بروکسل و سیاست سوسیال دموکرات ها موضع گیری داشته و ان را مورد انتقاد قرار داد.

ایرج اسکندری از اعضای فعال فرقه ی جمهوری انقلابی ایران بود و حدود سه سال با آن همکاری داشت اما ایرج اسکندری با اظهار نظرهای خود نقش معینی را در تحریف ماهیت ایدئوژیک - سیاسی این جریان ایفا کرده است .

اسکندر میرزا درخاطرات سیاسی خود توضیح نمی دهدکه مرتضا علوی و تقی ارانی یعنی دانشجویانی که مورد تحسین و تمجید سلیمان مبرزا بوده واو برادرزاده خود ( ایرج اسکندری) را با آن ها مرتبط کرده ف عضو چه سازمان سیاسی بوده و چه خط فکری و سیاسی را دنبال می کردند؟ اما ایرج اسکندری در مقاله ای که چهارده سال قبل از نگاری خاطرات فوق الذکر ، در این باره نوشته ، مرتضا علوی و تقی ارانی را از فعالین گروه کمونیست های برلین معرفی کرده است.

 

... ایرج اسکندری در سال 1310 به ایران مراجعت می کند . اومی گوید ، پس از مراجعت به ایران برای دریافت پروانه وکالت با داور وزیر دادگستری وقت ملاقات داشته و داور راجع به فعالیت سیاسی اش در اروپا اطلاع داشت و به ان اشاره نموده است.

 

ایرج اسکندری بنا به پیشنهاد داور در شغل معاون دادستان تهران با رتبه یک کفالت 9 در دادگستری اشتغال پیدا می کند. با توجه به این که این ایام مصادف است با اوج مبارزه با افکار کمونیستی و حزب کمونیست ایران ( شخص داور خود نقش زیادی در تنظیم لایحه ی منع فعالیت کمونیستی مصوربه خرداد 1310 داشت ) می توان در این باره چنین قضاوت داشت : هیات حاکمه ایران خط فکری و سیاسی و فعالیت های سیاسی فرقه ی جمهوری انقلابی ایران را یک جریان کمونیستی تلقی نمی کرد. مضافا ، اگر ایرج اسکندری فعالیت های سیاسی خودر ار در چارچوب حزب کمویست ایران می دانست ، طبعا در فضای سرکوب حاد کمویست ها در ایران ، چه بسا به ایران بازنمی گشت و به علاوه داور هیچ وقت به کسی که سابقه ی عضویت درحزب کمونیست ایران می داشت پیشنهاد شغل معاون دادستانی تهران را نمی کرد.رویه 17

 

ایرج اسکندری در همه حال از نام بردن این فرقه جمهوری خواهی خودداری کرده است و با انتخاب عنوان نخستین گروه دانشجویان کمونیست در نشریه های حزب توده عملا ارانی و علوی و خود را با حزب کمونیست ایران مرتبط دانسته است که واقعیت نداشته است. چنین است که راز کشته شدن مرتضا علوی بدست عوامل استالین نیز روشن می شود زیرا آنها از سوسیالیست ها دل خوشی نداشتند. اسکندری برای گریز از پرونده سازی علیه خودش این مساله را مسکوت گذاشته است .

 

گفتنی است که مبتکر فورمول بندی ن گروه دانشجویان کمونیست ایران در آلمان از ابتکارات نورالدین کیانوری است که یک دهه قبل یعنی در سال 1342 آن را در مجله دنیا ( دوره ی دوم ) مطرح کرد و جا انداخت . رویه 20

 

نشریه پیکار که در 26 بهمن 1309 پیدا کرد و به حزب کمونیست انتساب داده شد دروغ است و مرتضا علوی که در کنگره سوسیال دموکرات ها در بروکسل شرکت داشته و خواستار حکومت جمهوری ملی بوده این نشریه را به صورت علنی ( برخلاف آن چه که حزب توده مدعی شده که مخفی بوده ) انشتار می داده است . پلیس آلمان تشریح می کند که اخراج یک سوسیالیست برخلاف قانون است ولی سرانجام در برابر فشار مقامات آلمانی از تمدید گذرنامه مرتضا علوی خودداری می ورزد و او را اخراج می نماید. علوی پس از سرگردانی بسیار به چکسلواکی و شوروی پناهنده می شود و در تاجیکستان زندانی می گردد و درژوئیه 1941 کشته می شود. در زمان خروشچف او تبرئه شد !!؟

 

نوشته های ارانی نشانگر انست که وی جزم گرا نبود وبه ویژه آثاری که در زمینه ی روانشناسی و فروید دارد دیدگاه متفاوت وی را با آن چه حزب توده به عنوان مارکسیست لنینیست تبلیغ کرده بیان می کند. حمید احمدی با استناد به مجله ی ستاره سرخ ارگان حزب کمونیست که در فروردین 1308 منتشر شد به تقابل دو نحله ی فکری سوسیالیستی و کمونیستی در ان سال ها اشاره دارد. سلطان زاده در همین نشریه تصریح می کند که هیچ یک از اصلاحات و اقدامات حکومت اشراف به منافع کارگر و زارع ایران تمام نخواهد شد و برای فرقه کمونیست یا هیچ یک از فرق تشکیلات سیاسی بورژوازی بزرگ و کوچک تشریک مساعی ممکن نیست و... خلاصه اینکه هیچ انقلاب بورژوا دموکراتیکی نمی تواند بدون رهبری طبقه کارگر پیروز شود.

بدین ترتیب مرتضا علوی ، ارانی و ایرج اسکندری به هیچ وجه سابقه ی فعالیت در حزب کمونیست نداشتند و انتساب مجله دنیا نیز به عنوان نشریه تئوریک حزب کمونیست آن هم توسط عراقی نادرست است .

 

خواندن این کتاب و پژوهش ارزنده را به علاقمندان به تاریخ معاصر توصیه می نمایم .