انتظار نسل کنونی ایرانیان از نیروهای سیاسی

پرویز داورپناه

 

سی سال پس از ۲۲ بهمن ۱٣۵۷، بحث در باره انقلاب ایران ادامه دارد. یک دسته، پایان دادن به نظام سلطنتی را در مجموع، گامی مثبت در تاریخ ایران می‌دانند. تکلیف طرفداران حکومت اسلامی در این بحث روشن است: آنها با انقلاب ۲۲ بهمن به نظام اسلامی دلخواه خویش رسیده‌اند، هر چه دارند از انقلاب دارند. باید هم که سالگرد انقلاب را جشن بگیرند. اما بخشی از این نیروها، از همان آغاز انقلاب به صف مخالفان حکومت جدید پیوستند. برخی دیگر، غالباً بسته به نوع برخورد حکومت به آنان، زودتر یا دیرتر به بخشی از اپوزیسیون تبدیل شدند.
دستهً دوم، دربرگیرنده کسانی است که به
۲۲ بهمن به مثابه پدیده‌ای منفی می‌نگرند. آنها می‌گویند اگر انقلاب ۱٣۵۷ رخ نمی‌داد بهتر بود، کشور ما مسیری چنین فاجعه‌بار را در این ۳۰ سال پشت سر نمی‌گذاشت، این همه ایرانی قربانی جنگ و سرکوب داخلی نمی‌شدند و این همه مصائبی که امروز بدان مبتلاییم، گریبان ما را نمی‌گرفت. هواداران پادشاهی و بقایای نظام پیش از انقلاب، بخش بزرگی از حاملان این نظر را تشکیل می دهند. 

چرا بحث درباره رویدادی که ۳۰ سال از آن گذشته است، دوباره حاد شده است؟ پاسخ بدین پرسش را باید در این واقعیت جستجو کرد که انقلاب بهمن هنوز بر ایران سایه افکنده است. بدین ترتیب از دو سو، بحث بی‌پایان درباره خوب و بد انقلاب به صحنه سیاست ایران تحمیل می‌شود. همه کسانی که چنین می‌کنند، بدون استثنا، نگاهی معطوف به گذشته دارند. آنچه نگاه به گذشته نمی‌بیند، این است که تقریباً همه تجارب دگرگونی‌های سیاسی کشورهای مختلف در دهه‌های اخیر، حاکی از برآمدن سنتزی نو از مصاف میان تز و آنتی‌تز، میان سابق و اسبق است. به اروپای شرقی بنگریم، به جمهوری‌های شوروی، به افغانستان، به عراق. بدون آنکه بخواهیم بر هیچ یک از مدلهای تحول و نظام‌های برآمده از این تحولات، ارزش‌گذاری کنیم، نگاه عینی حاکی است کمتر کشوری به گذشته‌ای رجعت کرده که چند دهه از آن سپری شده است. و همین نگاه عینی حاکی است «چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند». نظامی که مانند جمهوری اسلامی، همه مشروعیت خود را از انقلابی متعلق به چند دهه پیش می‌گیرد، نظامی که برای نسل‌های کنونی و آینده حرف دیگری جز این ندارد که برآمده از یک انقلاب است، فاقد آینده است.
جامعه ایران، جامعه‌ای بسیار جوان است. اکثریت عظیم ایرانیان را کسانی تشکیل می‌دهند که انقلاب بهمن را ندیده‌اند. اگر ما گرفتار این بحث بمانیم که بالاخره انقلاب بهمن خوب بود یا بد، از نظر نسل جوان ایرانی حکم اشباحی را خواهیم یافت که قادر به رهانیدن خود از طلسم‌های گذشته نیستند. باید پا را از سایه سنگین اشباح گذشته بیرون نهاد. آینده را باید دریافت، آینده‌ای که به احتمال قریب به یقین، گسستنی است هم از نظام سلطنتی و هم از نظام جمهوری اسلامی.

برای ساختن آینده، اشباح گذشته کمک چندانی به ما نمی‌کنند. باید از نو اندیشید، از نو آفرید. سخن اصلی این است که بگذارید داوری نهایی درباره انقلاب ایران را به تاریخ بسپاریم. بگذارید رو به آینده داشته باشیم؛ این انتظار نسل کنونی ایرانیان از نیروهای سیاسی است.

یادداشت روز احترام آزادی

 ۲۲ بهمن ۱٣٨۷