چه
باید کرد؟
مهران
ادیب
انتصابات
نظام ولایت
فقیه هم تو
زرد از آب
درآمد وبه افتضاح
کشیده شد و
مردم
توانستند
آنرا مستمسک قرار
داده و با
حرکتی بسیار
مدبرانه و
مسالمت آمیز،
باردیگر
مخالفت خود با حکومت
خون آشام حاکم
بر کشورشان را
به گوش مردم
دنیا برسانند
. جلادان حاکم بر
ایران که سخت
غافلگیر شده
بودند با
فرستادن
اراذل و اوباش
حقوق بگیر خود
در صفوف مردم
که دست به اغتشاش
و آشوب
رزیلانه بزنند
وبا
آتش زدن و
غارت مغازه ها
و حمله به چند
بانگ و شکستن
شیشه در و
پنجره خانه
های مردم ، حرکت
آرام و
آزادیخواهانه
مردم را اغتشاش
و آشوب
که از سوی
بیگانگان طرح
ریزی شده جلوه
دهند وبهانه
ای شود که به نیروهای
سرکوب کننده
دستور دهند به صفوف
راه پیمایان
آزادیخواه و
عدالتجو و مخالف
استبداد ،
یورش برده ضمن
کشتار و زخمی
نمودن شماری از آزادیخواه
، تعدادی راهم
به اسارت
گرفته و به
مکان های
نامعلوم ببرند
. شبانه
نیزتعدادی از
اوباش
چماقدار
حکومتی نیز به
کوی دانشگاه
تهران یورش
برده و با
تخریب و قتل و مجروح
نمودن
دانشجویان بار
دیگر خاطره
دردناک هجدهم
تیر را در
اذهان ملت
ایران زنده
نمودند.
دو
شب پیش تلویزیون
خبری سیمای
حکومت اسلامی ،
سخنرانی سید
حسن نصرالله رهبر
حزب الله
لبنان را پخش
نمود که
بسیار
برای ما
ایرانیان
جالب و شنیدنی
می باشد . آقا
سید نصرالله خطاب به
مسیحیان
لبنان گفتند
که ما عرب
هستیم
همبستگی ما با
اعراب می باشد
نه غیر عرب ،
سوریه عرب است
رهبر انقلاب
ایران نیز عرب
بود و از
اولاد پیامبر
اسلام و رهبر
فعلی نیز عرب
و از نسل قریش هستند
. این چه معنی
میدهد
؟ یعنی تازیان
بر ما حکومت
می کنند و بار
دیگر اسیر تازیان
گردیده ایم .!!! ایرانی
بیدار شو واز
شرافت ملی خود
ا دفاع
کن .
هم
میهن دور از
وطن
نظام
های خودکامه و
جنایتکار
جهان چند
صباحی
توانسته اند
با ایجاد جو
ارعاب وحشت در
سایه بگیر و
ببند و اعدام
به حکومت ظالمانه
خود ادامه
بدهند ولی در
اثر خیزش
یکپارچه
مردمی با خفت
و خواری
سرنگون شده و در
قعر تاریخ
مدفون گردیده
اند . نگاهی به
تاریخ یکصد
سال اخیر جهان
، همه چیزرا
بخوبی دریافت
خواهیم کرد . اما
سئوال
اینجاست که چرا
ما پس از صد
سال مبارزه و
فدا نمودن
آزاده ترین
فرزندان
کشورمان هنوز
به آزادی و
عدالت نرسیده
ایم . تا
خواسته ایم
آزادی را لمس کنیم
فرسنگ ها از
آن دور شده
ایم و از چاله
در آمده و در
چاه افتاده
ایم و اسیر
نظامی
مستبدتر از
نظام های پیشین
گشته ایم . این
سئوالی است که
باید از خود نمائیم
. آیا جز
پراکندگی و
همدیگر را زیر
سئوال بردن
کار دیگری را
برای برون رفت
از این همه
خسارت جانی و
فرهنگی
وتاریخی
کرده ایم ؟
بیائیم به
میهن در بند
خود
بیاندیشیم و
برای برون رفت
از این مصیبت
بزرگ دست هم
گیریم و به پا
خیزیم نه
اینکه ساکت
بنشینیم و
منتظر حرکتی
در درون کشور
شویم تا
تکانی بخود
داده و
صدایمان
درآید و
هرکدام
بخواهیم
به نفع دسته و
گروه خود از
آن بهره
برداری کنیم سپس با
فروکش شدن
حرکت مردمی ماهم ساکت
شویم تا حرکت
خود جوش دیگری
در کشورمان
انجام گیرد تا تکانی
خود داده و به
صدا در آئیم .
تا
باهم نشویم و
شب و روزمان
را در راه
افشای
جنایتهای
نظام حاکم بر
سرزمین
ورجاوندمان
صرف نکنیم جایگاهی
در بین ملت
ایران
نخواهیم داشت .
باید به هم
میهنان درون
کشور صاقانه
نشان دهیم تا
پای جان در
کنارشان بوده
واز مبارزات
آزادیخواهانه
آنان با تمام
وجود دفاع کرده
و صدای آنان
را به گوش ملت
های جهان
خواهیم رساند
. دولت های
جهان از آنچه که
در درون ایران
می گذرد
آگاهند ، آنها
پی منافع خود
هستند و بس .
این ملت ها
هستند که می
توانند با
فشار آوردن بر
دولت هایشان
آنها را وادار
نمایند تا دست
از کمک و
حمایت پشت
پرده خود از
نظام
جنایتکار و
ایران ویران
کن ولایت فقیه
بردارند
. پس به خود
آئیم و دست از
بگو مگو با
خود بر داریم
و در یک صف
قرار گیریم و
برای رهائی میهن
عزیزمان از
زیر سلطه
دستاربندان
جانی ،
به کمک هم
میهنان
مبارزداخل
کشور بشتابیم
و صدای زنان و
مردان مبارز
کشورمان را به
گوش ملت های
جهان برسانیم
و از آنها
بخواهیم با
فشار بر دولت
هایشان
بخواهند دست
از حمایت های پنهانی
اشان به حکومت
غیر قانونی
ولایت فقیه که
نام " جمهوری
اسلامی "
برخود نهاده
است ، بردارند
خردادماه
یکهزار و سیصد
و هشتاد و هشت
خورشیدی