حسن بهگر

 

 

رضاخان حزب اللهی

و

رضاخان قزاق

 

قالیباف ازسپاه پاسداران در مبارزه تبلیغاتی به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری گفته است که او می خواهد «رضاخان حزب اللهی » بشود.   همین گفته موجب  انبساط خاطر سلطنت طلبان از جمله اقای احمد احرار در کیهان سلطنتی شده است  که « نه هر رضایی که سپاهی در اختیار و سودایی در سر داشت » رضاخان می شود و  به نقل قصیده های غرا پرداخته که :

نه هر که را به لقب با کسی مشابهتست

شبیه اوست چنان چون یمین شبیه شمال

و...

صرفنظر از اینکه شعف امثال اقای احرار قابل درک است و استبداد سلطنتی و استبداد مذهبی  جانشین های طبیعی هم هستند و از این روی هواداران این دومقوله هم طبعا حق دارند مدل هایی را از همدیگر وام بگیرند زیرا تنها مساله ای که آنها ندارند دموکراسی و آزاادی است اما به هر حال این امر ، مرا به  تامل واداشت که  نگاهی به نقاط مشترک و تفارق این دو بکنم ببینیم چه مشابهت هایی دارند و چرا بقول احمد احرار این رضا آن رضا نمی تواند باشد . رضاخان از چه نظر مدل مورد پسند این تازه بقدرت رسیدگان نوکیسه شده است ؟ مسلما  قالیباف از اضافه کردن صفت«حزب الهی»  خواسته کارهای قلدر مابانه ضد آخوندی و برداشتن اجباری حجاب را نفی کند تا موجب سوء تفاهمی با ملایان نگردد . اما ببینیم سایر ویژگی ها و نقاط مشترک رضاخان چیست؟ حتما منظور قالیباف  پایمال کردن قانون اساسی مشروطیت و دستاوردهای آن و کشتن آزادیخواهان مانند ترور عشقی و فرخی و ... وبه زندان انداختن مخالفان نمی تواند بشود و فکر می کنم حکومت اسلامی  اگر چیزی در این مورداز رضاخان بیشتر نیاورده باشد مسلما کم نیاورده است. در مورد چپاول اموال مردم  کافی است به نظر یک کارشناس آمریکایی بنام  میلیسپو بنگریم که در کتاب « آمریکاییان در ایران »می گوید :« [رضاشاه] درمجموع ، سراسر کشور را می دوشید، دهقانانان ، عشایرو کارگران را له می کرد و ازمالکان زمینداران عوارض سنگین می گرفت . در حالی که فعالیت هایش به نفع طبقه ی جدید  سرمایه داران - بازرگانان ، دارندگان انحصار ، مقاطعه کاران ونورچشمی های سیاسی – بود تورم، مالیات سنگین و سایر اقدام های او موجب پایین آمدن سطح زندگی شد.» از یاد نبریم طبقه جدید سرمایه داران  پیرامون ارتش و دربار تشکیل می شد وبا انحصاری شدن بسیاری از کارخانه ها محلی برای فعالیت سرمایه آزاد نمی ماند.

او ارتشی را در ایران سامان داد که تعداد آن به 125000 می رسید و 40 درسد بودجه کشور را می بلعید . در این مورد هم که الحمدالله حکومت اسلامی چیزی کسر ندارد سه نیروی نظامی سپاه ارتش – پاسدار – بسیج  آنهم میلیونی راه انداخته است.  ارتش شاهنشاهی در سحرگاه اشغال ایران از جانب متفقین مانند برف آب شد و ارتش پسرش هم که در برابر تظاهرات مردم عقب نشست و سرانجام سران آن هم بنا به دستور هایزر به زیر عبای بهشتی و خمینی خزیدند. دیر نیست سرنوشت ارتش میلیونی خمینی را هم خواهیم دید.

درمورد انحصار کارخانه ها و به زیر بال و پر گرفتن کلیه صنایع بزرگ به زیر چتر دولت هم که همپالکی های قالیباف چیزی کم نیاورده اند و همه را از بانک ها گرفته تا کارخانه ها را دولتی کرده اند . او اگر بر یک سوم واردات کنترل داشت اینهاهم از توبره دولت و هم از آخور بخش خصوصی برخوردارند و شرکت های خصوصی که خودشا ن و آقاز اده ها تاسیس کرده اند به چپاول و کندن پوست وگوشت مردم مشغولند. او دستکم  در اوان حکومت از مشورت و طرح دولتمداران تحصیل کرده ای مانند تیمور تاش و داور و غیره برخوردار بود که اینها هم تکنوکرات های پادو را دارند که نه شخصیت و نه سواد آنها را دارند ولی چه باک روزگارشان که می گذرد.

اقای قالیباف درنطق های انتخاباتی وعده رفاه اقتصادی داده است که با عملکرد رضاخان  نمی خواند، نمی دانم گزارشی که در اواخر 1940 میلادی (1320خورشیدی) در مورد نرخ مرگ و میر کودکان 50%براورد کرده بود خوانده اند یانه؟ سازمان ملل متحد دردهه 1950 (1330) گزارش داد که در ایران هر بزرگسال روزانه کمتر از 1800 کالری دریافت می کند ، که از تمامی مناطق فقیر نشین خاورمیانه کمتر و پایین تر بوده است . مسلما اقای قالیباف منظورشان این دستاوردها نیست ؟ چون آمار کودکان خیابانی و فحشا و اعتیاد کرسی های بالا را در جهان به خود اختصاص داده است. اگر منظورشان توسعه تریاک است که به همت رضاخان و ژاندارمهایش در اقصا نقاط ایران به زور تحویل کدخدا می شد و سپس سوخته را هم دریافت می کردند که نمی تواند باشد چون به همت قالیباف و دوستانش  چند میلیون معتاد تریاکی هرویینی وغیره  داریم .

شاید سیاست کشتار و تاراندن ایلات و عشایر است که آمده است آمار و ارقام در مورد تلفات نفوس ایلی در زمان رضا شاه بدان گونه بود که از 247000 جمعیت شبانکاره در سال 1900 میلادی (1279) تنها یک میلیون نفر در 1932(1311خورشیدی) باقی مانده بود ( بقیه یا یکجا نشین شده یا مرده بودند) که در این مورد نیز شما روی نه رضاخان که  روی چنگیز را سفید کردید کشتار کردها قارنا در کردستان و کشتار عرب های بی گناه و امان دادن به خسروقشقایی و سپس اعدام او چیزی نیست که از حافظه تاریخی زدوده شود و ما شاهد بوده ایم . شاید منظور تمدید قراداد دارسی است که  نه تنها شرکت نفت انگلیس را به ایران برگرداندید و چاه های نفت را چون گوشت قربانی بین کارتل قسمت کردید و دستخوش های کلان گرفتید که هزاران رضاخان هم به گرد پای شما نمی رسد افزون برآن در امد کلان  نفت که در تاریخ ایران بی سابقه است توسط ملایان بلع گردیده و بیش از 80 میلیارد دلار هم بدهی بارآورده اید.

شاید قالیباف می خواهد در زمینه خوردن زمین های مردم با رضاخان مسابقه بدهد؟ در زمینه خوردن زمین های مردم نیز بیچاره رضاخان بهانه ای نداشت و صاحبان زمین را اگر به زبان خوش زمینشان را نمی دادند به زندان می انداخت اما شما به بهانه انقلاب و به عنوان های طاغوتی و یاقوتی و به ضرب هزاران آیه و حدیث زمین وخانه مال واموال ملت را ملاخورکردید  دیگر چکار به رضاخان دارید.

پس تنها چیزی که از رضاخان می ماند و  با همه وقاحت  نمی توانید  صریح بگویید همان مدل  « استبداد نظامی » رضاخان است که رخت اسلامی به تن کند.

قالی باف انصافا چیزی از رضاخان کم ندارد او یک فرمانده چند  قزاق گرسنه و پا برهنه بود که در اثر سرنگونی رژیم تزار بی پدر شده بودند و قیمومیت آنها را افسران انگلیسی برعهده گرفتند اوبه عنوان  رضاخان بدون آنکه با کسی در گیر شوداز در دروازه تهران وارد شد درحالیکه دربار و همه نیروهای نظامی دیگر از جمله ژاندارمری توسط انگلیس و عواملش فریب خوردند وی اعلامیه حکم می کنم را بر دیوار چسبانید و چندی بعد رضاشاه شد وسپس با  سوار بر یک کشتی باری انگلیسی به تبعید رفت.

خوب آقای قالی باف نه تنها چیزی کم ندارد بلکه به چندین هنر نیز آراسته است او به یمن انقلاب و یاری حاکمان به لقب دکترا مفتخر شد و خلبان هم  گردیده است . می ماند یاری انگلیس ؟ در این فکر بودم که گزارش  روبرت تایت خبرنگار اعزامی روزنامه گاردین انگلستان در تهران رادیدم  در گزارشی که از ستاد قالیباف در شمال تهران تهیه کرده آورده است که و اینکه «مبارزات انتخاباتی قالیباف در تقلیدی خارق العاده از مدل بلر گروههای مرکزی را مستقر می کند تا از گروه های رأی دهندگان در سرتاسر کشور نظرسنجی کند.»و افزون برآن : « سید امیر حسین مکابری، مدیر دفتر نظارت و برنامه ریزی ستاد مبارزات انتخاباتی قالیباف در تهران می گوید:  ما بیانیه انتخابات اخیر حزب کارگر را موبه مو مطالعه کردیم و ترکیبی از آن و بیانیه خودمان را بوجود آوردیم!!؟ ما سعی نداریم دستور کار سیاسی بلر را تقلید کنیم!!؟ کشور ما به لحاظ فرهنگی بسیار متفاوت است، اما آنچه که درخور توجه است این است که بلر طرح های خود را به شکلی آرايش داده که بتوانند پاسخگوی مردم باشند.(کدام مردم ؟ مردم ایران ؟ مردم انگلستان ؟) از نقطه نظر کمی، طرح های بلر به گونه ای هستند که پس از چهار سال می توان موفقیت ایشان را ارزیابی و اندازه گیری کرد. ما سعی داریم همان ساختار و استراتژی را برای آقای قالیباف پیاده کنیم»

خدای ناکرده فکر نکنید شعار نه شرقی و نه غربی فراموش شده! آنهم از جانب قالی باف ااصول گرا!؟ العیاذبالله ! می دانید انگلستان در مقوله غرب شیطان های بزرگ  و کوچک  نمی گنجد  واین مسبوق به سابقه طولانی است از ان زمان که بسیاری  از آیات عظام از سفارت انگلیس در نجف مقرری دریافت می نمودند بیشتر خودی حساب می شود !!(در این مورد نگاه کنید به «حقوق بگیران انگلیس» – اسماعیل رائین )

این را باید بر بیچاره قالیباف بخشید که  شنیده  مردم گاهی می گویند خدا پدر رضاخان را را رحمت کند ولی نمی دانسته که این رحمت از مقوله همان فرستادن رحمت به کفن دزد اولی است و بس !

 

استکهلم – سوم ژوئن 2005- 13 خرداد 1384