حسن بهگر

خاتمی وانتخابات

ماهی وآب ِگل آلود

خاتمی درگفتگوهای خود تاکيد برقانون وجامعه مدنی دارد. صرفنظر ازاينکه اوچقدربخواهدوتاکجابتواندازاهميت‌اين مساله چيزی نمی کاهد. پس ازسد سال که ازانقلاب مشروطيت ميگذردماازحاکميت قانون وحقوق شهروندی محروم هستيم باوجودآنکه قانون اساسی‌مشروطيت مارااز بند رعيتی آزادکرداما اين قانون برروی کاغذ ماند و درحکومت شاهان پهلوی‌اين قانون درپای ديکتاتوری قربانی شدودررژيم اسلامی باادعای صغير بودن ملت و‌ولايت مطلقه ولی فقيه بر همه حقوق ملت ايران خط بطلان کشيد.

يکی ازموانع بزرگ جامعه مدنی درايران روحانيت است‌.‌(که البته آنچه‌حکومت ملايان ندارد وازآن بی نصيب است جنبه‌ی روحانيت است)، اين روحانيت است که بی‌دريغ وحريصانه دست به‌غارت وتطاول جان ومال مردم گشوده‌، روحانيت است که‌ازقوانين عادلانه بشری وقوانين شناخته شده‌ی جهانی تمکين نمی کند‌و‌باهرچيز که بوی تجددو مدرنيسم می دهد مخالفت می ورزد، روحانيت است که قوانين ۱۴۰۰سال پيش را دوباره‌درآستانه سال ۲۰۰۰ برپاساخته ودست وپاقطع مي کند، زنان رادرکيسه حجاب مي کند وازآزادی آنان جلوگيری می نمايد وقشر بزرگی ازبازاردلال را که درغارت هستی مردم حدومرزی نمی شناسدبعنوان حامی وپشتيبان خود دارد.‌

پرسش ما اينست چگونه می شد‌ومی توان يقين داشت که يک روحانی که ازبيت امام بيرون آمده وقشری از روحانيون که‌فقط درعمل سياست باز هستندوازاو حمايت می کنند بتواند پرچم استقرارقانون وجامعه مدنی رادردست بگيرد؟‌اگر خاتمی واقعا بخواهد ناگزير است بابسياری ازروحانيون وبازار و سردمداران حکومت فعلی بجنگد‌ودراين راه ناگزير همراه لازم دارد، همراهان اوکيستند ؟ آقای محسن حيدريان طی مقاله ای درنيمروز (پيروزی شگفت انگيز خاتمی درانتخابات رياست جمهوری به چه معناست ؟‌_ شماره ۴۱۹_ ۱۶خردادماه ۷۶)باشرح مبسوطی ازاينکه درنيمه ارديبهشت ماه امسال طی يک سخنرانی از رای به سوددکتر خاتمی به طور قاطع دفاع کرده بودند، زبان طعن به گروه های‌داخل کشور گشوده اندکه انتخابات راتحريم کردند،‌آنان بايد چه ميکردند؟‌آنان بايستی به شما تاسی می کردند وازخاتمی حمايت ميکردند؟ چراکه خاتمی سخن از استقرارقانون زده است؟‌دراين ۲۰سال مگر ملايان کم دروغ گفته اند؟ آنچه زبان شماراگشوده شرکت مردم درانتخابات است که پيش ازآن يعنی هنگام دفاع شما برای همه ازجمله شما غيرقابل پيش بينی بود.

انتخاب ناطق نوری بازمينه سازی وسابقه و‌روندانتخاباتی رژيم مسلم بود. اکنون اگر شما می خواهيد ازاين پديده بسود خود به اصطلاح بل بگيريد، بسيارخوب ولی چراملی گراها راقربانی می‌کنيد؟

واقعيت اينست که بدون توجه به عوامل پيچيده داخلی وشناخت از فشارهای داخلی رژيم به مردم که آن راناچارکرده است برای خلاصی خود به دنبال کوچکترين روزنه بگردند ومکانيزم ويژه اين انتخابات وشيوه‌ی برخوردحاکمين دراين انتخابات نمی توان به داوری درستی نشست .گذشته ازآن نتيجه انتخابات چه برای موافقين‌وچه مخالفين شرکت درانتخابات روشن نبودوکسی نمی تواند دراين موردمدعی باشد‌که مردم به اوگوش فراداده اند .

آقای حيدريان به کشف اين مساله نايل آمده که گويا ملی گرايان سنتی ودرپيشاپيش آن داريوش فروهر متعلق به حرکت هايی نخبه گرايانه بوده‌اند واينکه همه شواهد نشان ميدهد که مردم بجای براندازی وتخريب که هيچ چشم اندازی‌سياسی ندارد، ازتلاش مسالمت آميز وتدريجی وشکيبايی سياسی ومنطقی استقبال ميکنند. به هيچ وجه تصادفی نيست که اکثريت مردم بدعوت ملی گرايان افراطی!؟‌سنتی نظير آقای داريوش فروهرکه هيچ مطلب جديد جز شعارهای تندوتيز ازمدافتاده برای جامعه آبديده ايرانی دربرنداردتنها باناباوری وشوخی می نگرند‌ازاين مقاله خواننده چنين نتيجه می گيرد که ملی گرايان سنتی وبزعم ايشان افراطی !؟(درچه موردافراط کرده اند ناروشن است آيا منظور شان اينست که آنان دردوست‌داشتن ايران راه افراط پيموده انديااينکه پافشاری بردموکراسی وآزادی افراط محسوب می شود؟)که شامل جبهه ملی واتحادملی به رهبری‌داريوش فروهر نيزمی شودگويا همواره مخالف انتخابات وروش مسالمت آميز بوده اند، درحاليکه ميدانيم چنين چيزی ازواقعيت چقدر فاصله دارد.‌ازآن گذشته داريوش فروهر درشرايط خفقان استبدادی درداخل کشورنسبت به شيوه‌ی اين انتخابات غيردموکراتيک ودخالت شورای نگهبان‌‌اعتراض کرده وپيش شرط های لازم راطی اعلاميه ها‌وگفتگوهای بسياری به آگاهی مردم رسانده است وفرياد ايشان نه بخاطرافتادن بدنبال مد‌روزبه زعم نويسنده بوده است که آنچه درداخل کشورناگزير رايج است دم فروبستن است وآقای داريوش فروهر از قانونيت وحقوق ملت ايران و آزادی وشرف ملی دفاع کرده است‌کارايشان قابل ستايش است ونه ملامت ، وازآنجا که ايشان درداخل کشور زيرتيغ جمهوری اسلامی زندگی ميکنند‌پس دفاع ازآزادی کامل انتخابات نه تنها شوخی تلقی نمی شودبلکه بسيار‌هم جدی است(اعلاميه تازه ی حزب ملت ايران که داريوش فروهر نوشته دردفاع زندانيان سياسی وآزادی فرج سرکوهی تاريخ هشتم تيرماه ۷۶ راداردتاآنجا که من بياددارم تنها اعلاميه ای است که ازداخل ايران ودردفاع ازفرج سرکوهی انتشاريافته است که شايد اين هم شوخی باشد!؟) شايد درخارج ازکشور وکنارگودعافيت نشستن وبقول شما شعار تندتيز دادن شوخی تلقی شوداما آقای داريوش فروهر به شهادت بيش از۶۰سال مبارزه و پيکاردرداخل ايران همراه بازندان واسارتش امروز مظهر يک ايرانی وطن پرست مبارز عليه استبداداست. اينکه داريوش فروهر جرات کرده است وباشهامت و‌بجا ازحقوق ملت ايران دفاع کرده است سزاوار طعن وملامت نيست، نه تنها آقای فروهربلکه بسياری ازايرانيان‌مبارز که هم اکنون درداخل کشور مبارزه‌ميکنندوبسياری ازآنهابه جرم‌حقگويی وافشاگری ودرافتادن بارژيم درزندان وزير شکنجه به سرمی برندو نه رژيم باآنها شوخی دارد ونه مردم مبارزه آنان راشوخی تلقی می‌کنند.‌اينکه مردم باشرکت خود درانتخابات نشان دادند‌که گرچه ازنظام ولايت فقيه بيزارند اماازهرگونه تغيير مسالمت آميز استقبال ميکنند‌دليل براين نيست که‌ملت ايران ارزش مبارزات فرزندان رشيد ومبارزی چون داريوش فروهر رانداند وبه آن افتخار نکند.‌اوپيش شرط های يک انتخابات دموکراتيک راطی بارهاگفتگو واعلاميه خواستارشدوالبته همه اين گفتگوها واعلاميه ها انعکاس خارجی دارد وبسياری ازمردم داخل کشور ازآن ناآگاه‌بوده و هستند.‌بديهی است باتوجه به جو داخلی وحمايت بی‌دريغ‌ولی فقيه واعوان وانصارش ازناطق نوری وعملکرد تقلب آميز رژيم ازانتخابات نظرقاطعی درشرکت نمودن يا تحريم انتخابات نبود. طرفداران شرکت يا تحريم کنندگان آن هريک منطقی داشتند که نمی توان بابهره گيری ازرويدادغيرقابل پيش بينی انتخابات اخير يکی راتحسين وديگری را سرزنش کردونظريه لزوم شرکت درانتخابات تنها خاص شما نبود اگر شما در۱۳ارديبهشت ماه امسال ازمردم خواسته ايدکه درانتخابات شرکت کنند آقای مهرداد ارفع زاده‌(که فکرمی کنم باتقسيم بندی شما درطيف گروه ملی گرايان سنتی افراطی !؟‌باشند)دراول آبان ماه سال گذشته طی مقاله ای ازهمه گروه هاخواستند که درانتخابات شرکت کنند وبرنامه های خودرانيز به مردم ارايه کنند ومنتظر وقايع وحوادث ننشينند(نشريه جمهوری شماره ۱۳و۱۴دهم دی ماه ۱۳۷۵)

اين انتخابات‌مکانيسم‌خاص‌خودش راداشت‌ماهنوز ازهمه رويدادهای آن بعلت عدم حضوردرمحل وسانسورناآگاهيم . بنابه گزارش يک‌خبرنگارازايران( خبرنگار راديوی‌سراسری پژواک سويددرايران) بسياری از مسجدها پيش ازانتخابات شروع به پخش گسترده‌ای نوارهای‌ويديوی کرده بودندکه درآن تصويرهای مستندی وجودداشت ازآن جمله زنی گريان را دردادگاه نشان می دادکه به جرم بدحجابی دستگير شده وگوينده‌اين نوارويديوبه طعنه می گفت اگر می خواهيد چنين صحنه هايی تکرارنشود به خاتمی رای بدهيد! تصوير ديگری جوانان رادراتومبيل و درحال گوش دادن به موزيک نشان ميدادوباز گوينده می گفت اگر می خواهيد شاهد چنين مناظری باشيد به خاتمی رای بدهيد! اين نوارهای ويديوی که گويا ازجانب هواداران ناطق نوری پخش شده بوددرميان مردم تاثير معکوس گذاشت .وبسياری ازمردم باوسايلی ازاين قبيل برانگيخته شدند تا درانتخابات شرکت کنند، فشارهای ديگر رانيز که همواره درانتخابات رژيم اسلامی مورد سوء استفاده قرارگرفته وازآن جمله تهديد به اينکه اگر درانتخابات شرکت نکنيدهمسرتان به شما حرام است وغيره کماکان رايج بوده است.‌

اشاره به اين دلايل ازاين جهت است که آقای حيدريان درجای ديگری ازاين مقاله می افزايند ..‌دومين تفاوت جنبش ايرانگرايی درفرهنگ سياسی جديدآن نهفته است . شيوه نگرش شرکامل، خيرکامل ياسياه وسفيد يک مدل ساده وسنتی درتحليل رويدادهای سياسی بودکه درنيروهای سياسی کشورماسابقه طولانی دارد. باتوجه به شتابزدگی ويکطرفه نگريستن مسايل به نظر ميرسد خودايشان هم درطرف خيرکامل افتاده اند.

کسی منکر اختلاف در بين حاکميت نيست، اما اين اختلاف ازچه نوعی است ؟ آيا اين جناح نمی دانست نقض قانون به اصطلاح جمهوری اسلامی نادرست است وپی آمدهای ناگواردرجامعه خواهد داشت؟ اين جناح که يک شبه خواب نما نشده است؟ تعبير می تواند چنين باشد که بخشی از جناح حاکميت که دولتمداراست و ازنگرش سياسی برخوردار،‌بدين نتيجه رسيده است که ادامه حکومت باروش قبلی غيرممکن است وبرای حفظ جان خود وآينده خود اين راه رابرگزيده است. به هرحال ‌صلاح ملک وملت‌هم دراين است که ازهرنوع گرايش مسالمت آميز استقبال شوددولی آيااين بايدسبب شود که مامبارزان عليه استبدادرا کوچک کنيم ؟

پراکندگی اپوزيسيون درداخل وخارج وتماميت خواهی درخارج بدون آنکه شرايط خفقان وفشار اختناق درداخل درنظر گرفته شود ازعواملی مهم نوميدی مردم ازگروه هاست وبدين جهت مردم خود درپی چاره افتاده اند. آری مردم ما باشرکت درانتخابات و‌رای دادن به خاتمی به ولی فقيه و هوادارانشان پاسخ رد دادندولی اين بمنزله آن نيست که نيروهای مترقی‌دفترمشاوره برای رژيم اسلامی بازکنند، بگذاريد اين کار را گروه هايی مانندنهضت آزادی که هنوز ازحاکميت ايديولوژی اسلامی دفاع ميکنند بعهده بگيرند،‌مانمی توانيم گروههای ملی داخل و بيرون ازکشور رابجهت تحريم انتخابات ملامت کنيم، سازمان هايی که به خط مسالمت آميز اعتقاد دارند امااز کوچکترين آزادی تصريح شده درهمين قانون اساسی پرازاشکال محرومندوهيچ مجالی برای اظهارعقيده نمی يابند.

آقای حيدريان پس از‌تقبيح‌کردن ملی گرايان افراطی !؟‌وسنتی درتعريف از ايران گرايان جديدکه گويا شامل حزب دموکراتيک مردم و سازمان اکثريت و جمهوريخواهان ملی می شودتعريف جديد‌و شگفت انگيز ولی فاقد‌معناومفهوم جدی به دست ميدهند‌..امروز بسياری از نيروهای اصلاح طلب دريافته اند که دفاع از ايران ومنافع ايران درگرو تحکيم ‌يک فرهنگ سياسی متوازن است که ايرانگرايی، اسلام گرايی وجهان گرايی را‌درخودترکيب کند.‌.‌اديان قابل احترامند اما تا زمانی که قوانين ‌دينی بردولت حاکم است تحقق جامعه مدنی خواب وخيالی بيش نيست. بااين تعريف پرسش ازايشان وگروه های مشابه اينست که بدين ترتيب تکليف ايرانيان زرتشتی و بهايی و مسيحی و سنی وکليمی و کمونيست و آته‌ئيست وغيره چه ميشود؟ چون طبق اين تعريف بسياری از اين هموطنان ازدايره ايرانی بودن بيرون می افتند.آياوظيفه نيروهای مترقی اين است که ازجدايی دين ازدولت پشتيبانی کنند يا برای نزديک شدن بقدرت از ملايان حمايت کنند؟‌جای شگفتی است که نويسنده باوجودآنکه خود را چپ ايرانگراوکثرت طلب معرفی می‌نمايداز اين مساله‌مهم غافل می ماند. آقای حيدريان باتقسيم بندی جديد خود شايد برآن است که آب راگل آلود نمايد تا نزديکی خود و دوستانشان رابه گروه های مذهبی توجيه کندا .آيا اين دوستان‌اکنون باتصورات واهی راه ميان بری برای رسيدن به قدرت انتخاب نکرده اند که بيست سال پيش خط پشتيبانی از روحانيت مبارزنام داشت و امروز با سازمان های مذهبی مبازر همچون نهضت آزادی وغيره پيش برده می شود؟‌ولی دوستان دراين برکه گل آلودماهی صيد نمی شود .

‌ملايان بارندیِ تمام حتی آن آزادی‌نسبی را هم به آن‌دسته ازاشخاص وگروههای‌مخالف می دهد‌که ديدی انتقادی نسبت به حاکميت‌اسلام نداشته باشندوکماکان جبهه ملی که‌لايحه قصاص‌راردکرده دراين ليست مرحمت آميزقرارندارد. من معتقدم که نيروهای آزاديخواه‌ملی‌وچپ دموکرات که طرفداران‌واقعی آزادی هستند ميتوانند باتفاهم وهمبستگی ملی درسازندگی کشور نقش اساسی داشته باشند از بازگشت ديکتاتوری پادشاهی جلوگيری کنند و‌بااستبداددينی مبارزه نمايند،‌آنهايی‌که هنوز چشم به دردوخته اندکه خواجه تاجدارکی بدرميايد‌و‌ياکسانيکه نان به سلطنت طلبان وام ميدهند وبامستبدين دينی نيزنردعشق می‌بازندنمی توانندمبلغين وسازندگان يک جمهوری مترقی درايران فرداباشند، آنها فقط ميتوانند برای يک استبدادديگر جاده بازکنند.‌

انتخابات نشان داد که ملت ما به آن چنان فضيلت و آگاهی دست يافته است که بازار واپسگرايی ازرونق افتاده است بهمين جهت وظيفه‌ی نيروهای مترقی سوق دادن‌بيشتر مبارزه به اين سو يعنی ترقی خواهی است ونه کندن يک چاه ديگر و همگامی با واپسگرايان .

خاتمی درصورتی که حسن نيت داشته باشد وبخواهد موفق شودبايدآزادی سازمان های سياسی وصنفی رابه رسميت بشناسد قيدوبند راازدست ‌کليه نيروهايی که به مشی مسالمت آميز اعتقاددارندوازآن جمله جبهه ملی‌واتحادملی بازکند‌تاآنها بابسيج مردم برای حاکميت قانون ياری اش دهنددرغيراين صورت آنچه مسلم است‌درمبارزه بادشمنان خودبی يار و ياور خواهدبود.بهرحال روزهای آتی شاهد درگيری هاوجدال های جناح های حاکمه خواهيم بود، ملايان بايد بين زنده ماندن و نجات دادن خودوتسليم درمقابل قوانين عادلانه بشری ومعقول جهانی و پايبندی به اصول فناتيک ونابود شدن يکی را انتخاب کنندو ميدانيم که بسياری ازسازمانهای‌متشکل مذهبی سياسی به اين واقعيت به آسانی تن درنخواهندداد.

۲۴تيرماه۱۳۷۶_استکهلم

ٌ