حسن بهگر

 

نهضت آزادی و مشارکت در فریبی بزرگ

 

رای دادن وشرکت در انتخابات مانند هر حقوق فردی دیگری آزاد و محترم است اما این آزادی بدون مسئولیت نیست به ویژه از جانب گروه ها و احزاب هنگامی که اعلام مواضع می کنند و درحال مبارزه با یک رزیم مستبد به سر می برند. بدین سبب باید این جهت گیری های روشن و شفاف باشد که هم مردم وهم هواداران آن گروه ها تکلیف خود را بدانند.

پس از اعلامیه های متناقض اخیر اتحاد جمهوریخواهان با کمال تعجب شاهد صدور چنین اعلامیه ها و موضع گیری ها از جانب برخی چهره های ملی مذهبی در داخل هستیم. فقط حدود یک ماه پیش یعنی در تاریخ چهاردهم اردیبهشت در بیانیه 256 نفره می خوانیم در نبود آزادی های اساسی ، از جمله آزادی های مطبوعات ، بیان ، اجتماعات و احزاب ، ادعای برگذاری انتخابات آزاد یک فریب بزرگ بیش نخواهد بود. امضای آقای عزت الله سحابی و حبیب الله پیمان از مبارزان قدیمی که زندانی و صدمات بسیاری را تاکنون متحمل شده اند نیز در پای این بیانیه دیده می شد. ناگهان می بینیم همین عزیزان در جبهه ای مشترک با نهضت آزادی به پشتیبانی از ریاست جمهوری معین برمی خیزند!؟

بسیار طبیعی خواهد بود که این پرسش مطرح شود که اگر این انتخابات فریب بزرگ است، پیش شرط های شما که تحقق نیافته پس چرا در آن شرکت می کنید؟ در ضمن نمی توانم شگفتی خود را از جبهه مشترک با سازمان های حکومت ساخته! از قبیل جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلال اسلامی پنهان کنم که از رانت دولتی بهره مند هستند و سوابق بسیار درخشانی !! در تعقیب و زندانی کردن و اعدام آزادیخواهان دارند. چگونه آن فریب برچیده شد و به یک وظیفه تبدیل شد ؟

می دانم که این سخن گره بر پیشانی بسیاری نشانده . آری می دانم همه تغییر می کنند و آنها هم حق تغییر دارند و ... منتها باید دید واقعا آنها به دموکراسی و آزادی باور دارند؟ به نقل قولی از دبیرکل جبهه مشارکت، محمد رضا خاتمی توجه بفرمایید که بتازگی فرمود ه اند :رقبای اصلی اصلاح طلبان محافظه کاران نیستند بلکه کسانی هستند که می خواهند انتخابات را تحریم کنند ومعتقدند که در این سیستم دیگر هیچ اصلاحی نمی تواند صورت پذیرد. (جناح مستبد(محافظه کار) که اهرم حکومت را دست دارد از خودی هاست) و درمورد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی این اشاره شاید کافی باشد که این همان سازمانی است که طالبان افغانستان را طی اعلامیه ای ملی و مستقل!! ارزیابی کرد.

حکومت اسلامی در طی 26 سال آنچه که از نیرنگ و ترور و جنایت درچنته داشته برای بقای خود بکاربسته و در برابر ملت ایران و افکار عمومی جهانی هیچ آبرو و اعتباری ندارد. همچنین تجربه 8 سال ریاست جمهوری خاتمی در پیش روست . در این میان تضاد ارکان حاکمیت مانند اختلاف رفسنجانی و خامنه ای نیز به اوج خود رسیده است . شاهد آن مصاحبه های داخلی و خارجی رفسنجانی و سخنرانی اخیر او در قم که صحبت از شورای فتوا کرد که نوعی رد ولایت فقیه بود اما همه می دانیم که شورای مصلحت انتصابی که در دست رفسنجانی است با ریاست جمهوری انتخابی می تواند همان ولایت فقیه را بازسازی کند. اما به هرحال تضاد بین این دو، یعنی خامنه ای و رفسنجانی تضاد با اهمیتی است که پی آمدهای جدی می تواند داشته باشد. ورود معین و نهضت آزادی و دیگر شرکا به معرکه انتخابات از تضاد آن دو می کاهد و آنها را متحد می کند و یا حتا ممکن است با شکستن آرا ی انتخابات بسود جناح مستبد تمام شود. زیرا پیش بینی می شود مردم کم شرکت کنند و در این میان جناح مستبد آرای ثابت هواخواهان و مزدوران خود را دارد.

امیدوارم گذشته از استخاره، دلایل قابل قبولی آقای سحابی برای شرکت در انتخابات داشته باشد. معین با حکم حکومتی وبدون پشتوانه میلیونی که خاتمی داشت چکار می تواند بکند؟ بویژه که به هرحال با تایید رهبری از معین می توان گفت منظوراز شرکت در انتخابات، حفظ اساس حکومت اسلامی مد نظر اصلی انها بوده است زیرا خود بخوبی می دانند که هیچ امیدی برای گشایش سیاسی و استقرار دموکراسی و آزادی و شرکت مردم در تعیین سرنوشت با این قانون اساسی و دخالت رهبر و ولی فقیه موجود نیست.

هواخواهان شرکت در این فریب بزرگ ازجمله دکتر پیمان می گویند التزام به قانون اساسی مانع از انتقاد آن نمی شود. ولی آقای پیمان انتقاد چه مشکلی را حل می کند ؟ چه کسی انتقاد را گوش می کند؟
تن دادن به قانون اساسی با ماده 110 و التزام به آن که اختیارات وسیعی به ولایت فقیه داده تن دادن به صغارت است و چه کسی حرف صغیر را گوش می کند؟ این قانون اساسی عرفی و معمولی نیست این شرعیات است که نام قانون اساسی گرفته است. قانون استبداد که التزام بردار نیست، اگر اینطور بود که کسی با محمدعلیشاه نمی جنگید او هم قوانین خاص خودش را داشت و تازه با پشتیبانی شیخ فضل الله هوادار سرسخت مشروعه هم بود!؟ طنز قضیه اینست که حتا کلمه انتقاد از بیانیه معین نیز هم بنا به گفته پیمان از هم اکنون حذف شده است . اول پیاله و بدمستی !؟ پیمان استدلال می کند که روش مبارزه باید مسالمت آمیز و قانونی باشد و این قوانین مقدس نیستند، دموکراسی یک پروسه طولانی است. کسی منکر مبارزه مسالمت آمیز نیست اما چه وسیله ای مسالمت آمیزتر از عدم شرکت مردم در انتخابات که در شرایطی این رژیم خونریز بدنبال حقانیت خود در برابر افکار عمومی جهانی است؟

آقای پیمان می گوید چیزی مانند انقلاب 57 می تواند به شرایط کنونی بیانجامد . این قیاس درست نیست ، نخست اینکه انقلاب 57 کاملا مسالمت آمیز پیش رفت . نخست وزیری بختیار بهترین فرصت برای التزام به قانون اساسی مترقی مشروطیت بود اما انقلاب زدگی آن زمان و چپ زدگی مانع شد. و پس از تسلیم شدن ارتش هم بی تابی گروه های انقلابی مساله ساز شد که شرح آن از حوصله این مقال بیرون است. اما در آن هنگام که باید در برابر استبداد می ایستادیم هر نوع تحمل و مدارا سازش تلقی می شد. به ویژه فشار گروه های چپ حکومت اسلامی را وادار کرد که شعارهای چپ را از دست آنها بیرون آورد. رفتن دبیر کل حزب توده نورالدین کیانوری و عمویی و حتا متاسفانه دکتر پیمان به حضور رفسنجانی و امثالهم برای حذف لیبرال ها به تحکیم حکومت اسلامی انجامید.( نگاه کنید به عبور از بحران نوشته هاشمی رفسنجانی)

قانون در جامعه ای و جود دارد ک اثری از عدالت در آن موجود باشد. ایا شما در عملکردامثال شاهرودی و مرتضوی اثاری از عدالت می بینید؟ سرنوشت این شرعیات که نام قانون اساسی دارد با سرنوشت حاکمان پیوندی ناگسستنی دارد، شما برای تغییر قانون اساسی و داشتن پارلمان حقیقی و صاحب قدرت و برای داشتن یک رئیس جمهوری باید از حقانیت لازم و پشتیبانی مردمی برخوردار باشید . شما در حالی که گفته یک ماه خود را نقض کرده اید و حتا قواعد اخلاقی خود را برای رسیدن به قدرت قربانی نموده اید قادر به چنین کاری نیستید.

حکومتی که مستبد است بدون احساس خطر جدی از قدرت نظامی و مالی دست نخواهد شست. توصیه به بردباری و تحمل در برابر ظلم و عدم تحمل حاکمیت سرانجام به نابودی بردباری یعنی به انقلاب خواهد انجامید. هیچگاه نمی توان تا ابد مردم را به صبر و انتظار دعوت کرد . راه حلی که شما نشان می دهید راه حل نیست فقط بردباری است که یک روز دموکراسی و آزادی فرا خواهد رسید. ما سد سال است برای این اهداف مبارزه می کنیم و هنوز مهندسان راه آزادی !! به ما می گویند دموکراسی و آزادی برای شما زود است . شما که خوب می دانید که حاکمان کوچکترین پشیزی برای آزادی و دموکراسی و رای مردم و انتخابات قایل نیستند و این از سر ناچاری وبرای حفظ آبروی نداشته دربرابرافکار عمومی جهان است که می خواهند درسد آرای انتخابات بالا برود . درچنین اوضاعی ملی مذهبی ها !! به یاری حاکمان می شتابند و بعد می گویند راه دیگری نیست ، راه نشان بدهید!

شری که شما به عنوان انقلاب از آن ما را می ترسانید شرتر از آنچه که در طی این سالیان بر هستی ملت ما و بر فرد فرد مردم ما آمده بالاتر نیست. این حکومت دینی در کل خود ستمگر و غیرقابل تغییر است.

به باور من شرکت در انتخابات دارای نکات بسیار منفی است از جمله:
یاری رساندن به حکومت اسلامی و ایجاد توهم اینکه این انتخابات ازاد است ، بویژه برای خارجیان که شناخت کافی از حقوق و اختیارات ریاست جمهوری ندارند.
خارج کردن رژیم از بن بست درانظار جهانی.
تخفیف دادن ا
ختلافات جناج رفسنجانی و خامنه ای و تشویق آنها که با هم علیه معین و نهضت آزادی متحد شوند.
این کار س
رانجامی جز نومید کردن مردم ندارد چون معین قادر به انجام کاری نخواهند بود.
ایجا
د تفرقه و شکاف در بین اپوزیسیون که انتخابات را تحریم کرده اند.
پایبند نبودن به پرنسیب هایی که خود برای شرکت در یک انتخابات ازاد اعلام کرده بودند و خدشه کردن حیثیت سیاسی خود.