دشمن اصلی ما حکومت دینی است

حسن بهگر

Hassan Behgar

پادشاهان قاجاربه تدریج زیر نفوذ روس و انگلیس رفتند ولی وابسته به آنها نبودند. سلسله پهلوی فصل جدیدی از وابستگی را در تاریخ ما گشود که با انقلاب 57 این فصل بسته شد.

در انقلاب 57 دشمن اصلی امپریالیسم قلمداد گردید نه استبداد. بدون توجه به اینکه استقلال بدون دموکراسی و آزادی مفهومی ندارد. چنانکه امروز حکومتی که ادعای استقلال می کند با بستن دهان ها ، شکستن قلم ها ، زندانی کردن روزنامه نگاران و نویسندگان در داخل کشور، ده ها فرستنده رادیویی و تلویزیونی کشورهای استعماری را فعال نموده و راه را برای بازی های استعماری و دخالت بیگانگان و به باد دادن استقلال و ثروت میهن ما هموار کرده است. بگذریم که استقلال و دموکراسی و آزادی نیز از نظر خمینی مفهومی نداشت و در صورت لزوم بایستی در پای حکومت اسلامی قربانی می شد و صریحا نیز آن را بر زبان راند.

این حکومت دشمن اصلی ماست زیرا دشمن ملت و هوادار امت است، دشمن استقلال و فرهنگ و هویت ایرانی، دشمن حقوق برابر شهروندی ، دشمن دموکراسی و آزادی ، دشمن علم و پیشرفت و ترقی ، دشمن امنیت و مادر تروریسم داخلی وخارجی ، دشمن رشد اقتصادی است و

امروز نیز فن آوری غنی کردن اورانیوم نیز برای پیشبرد علم و فن نیست ، برای تثبیت حکومت است. تاسف بارتر آنست که برخی از روشنفکران نیز با نغمه ی شوم حکومت دمساز شده اند و آن را امری ملی می شمارند. این گناه کبیره روشنفکران ماست که به تحول فکری بها نمی دهند و یا به توسعه ی کشور نمی اندیشند و پیشرفت را معادل واردات وتامین اسلحه و یا فقط تکنولوژی مدرن می دانند. برای نمونه کشور همسایه ما ترکیه در زمینه توسعه به پیروزی های چشمگیری دست یافته است در حالیکه توان هسته ای هم ندارد. در حالیکه مغزهای کشور هر روز راهی خارج می شوند و زیربنای فنی، علمی، اقتصادی و سیاسی کشور هر روز فقیرتر می شود، توسل به بارورکردن فن آوری هسته ای جز فریب و نیرنگ نیست. این حکومت به سرکردگی ولی فقیهی که گفتگو و مذاکره با آمریکارا در بهترین فرصت های ممکن برای حفظ منافع ملی رد می کند و بی غیرتی می نامد ولی درحکومتش ، حکومت مطلقه ولایت ادعایی اش دختران کم سن و سال کشورش را به فاحشگی در سواحل خلیج فارس می فروشند ؛ وطرفه اینکه بسیجیان ذوب شده در ولایت فقیه در خیابان ها بدنبال زنان بی حجاب می گردند!

امنیت رخت بربسته و تهدید وهراس حاکم است. حکومتی که ره آوردش قحطی ، گرسنگی، فحشا و اعتیاد است و محصو ل مهرورزی و عدالت اسلامی اش کودکان آواره ی خیابانی و کارتن خواب هاست. حکومتی که ثروت کشور را به غارت می برد ولی مزد کارگرانش را نمی دهد و اکثریت مردم ازحداقل معاش محروم هستند و در صورت اعتراض زن وبچه هایشان را به اسارت و زندان می بردو اقلیت های مذهبی هم میهن ما را آواره کرده ، حقوق زنان را به رسمیت نمی شناسدو ... اری این حکومت عمیق ترین زخم ها را به پیکر ایران زده است !

اگر هدف این حکومت رستگاری در آن جهان است چرا بانیان و سردمداران این حکومت شربت شهادت نمی نوشند و خود در قصرها تحت حمایت مزدوران مسلح آرمیده اند و از بهترین لذاید زندگی بهره مندند.

حکومت اسلامی ایران نه به فکر ملت است و نه به فکر رستگاری آن دنیا ، این حکومت مقلد پاکستان و درصدد دست یافتن به بمب اتمی است که آن را بمب اسلامی لقب داده بودند. عراق پیش از حمله به ایران نیز در صدد دست یافتن به بمب اتمی بود که ناکام ماند و لیبی نیز در سال های اخیر متوقف شد.

امروز رفتن به دنبال بحرانی که رژیم ایجاد کرده نشان روشنی از همان سرگشتگی مبارزه با آمریکا را در سال های نخستین انقلاب دارد که سفارت آمریکا را اشغال کردند ، آبروی کشور را بردند و جریمه ی آن را با قرارداد ننگین الجزایر از جیب ملت ایران پرداختنند.

امروز خطر اصلی برای ما و سرزمین ما آمریکا یا کشور دیگری نیست ، اگر کشوری خطری برای ما ایجاد کند مقصر اصلی و درجه اول آن حکومت اسلامی است که در شرایط بحرانی دست از تهدید برنداشته است. امروز وظیفه ما به هیچ وجه حمایت از این حکومت جبار و ستمگر نیست . اکنون فرصتی تاریخی برای برچیدن بساط این حکومت مادر تروریسم در منطقه- عامل کشتار میلیون ها ایرانی در جنگ و اعدام کننده هزاران مبارز در زندان ها به دست آمده است ، نباید با سردرگمی و ندانم کاری آن را از دست داد. اگر این فرصت از دست برود و ارامش ناشی از مبادله نفت در برابر کالا دوباره حاکم شود، آخرین صداهای آزادیخواهی نیز برای مدتی نامعلوم خاموش خواهد شد. به یاد بیاورید که همین چند سال پیش در همین کشورهای اروپایی رهبران اپوزیسیون را سر می بریدند و حاکمان آن دم نمی زدند، سهل است، حتا جانیان و آدمکشان را از زندان ها و فرودگاه ها فراری می دادند، از این تضاد باید بهره برد. خطر واقعی آنست که ملت ناامید به رخوت دچار شود و به خرافات و اوهام بیشتری تن داده و به آن خو کند. ما بزرگترین فرصت های تاریخی برای پیشرفت از دست داده ایم و از دست می دهیم . این خردمندانه نیست از حکومتی که هر روز بحران می آفریند ، استقلال کشور را به خطر می اندازد و کمر به قتل جوانان و نابودی اخلاق و فرهنگ ایران می بندد حمایت کنیم بلکه باید ریشه فساد را قطع نماییم ، نه تنها سود فرد فرد ما بلکه سود همگان در آن نهفته است. این رژیم امروز این بحران را از سربگذراند فردا بحران دیگری می آفریند، چنانکه 27 سال است این حکومت با بحران آفرینی به زندگی ایران برباد ده خود ادامه داده. فقط با ریشه کن کردن این حکومت می توانیم استقلال ، عزت ، ثروت، هویت و فرهنگ کشور را حفظ نماییم .

استکهلم 2006-02-08

behgar@iranliberal.com