حسن بهگر

 

 

 

ايران و همسايگانش

هم ريسمان گسست و هم دوك شكست!

لشكركشي آمريكا به عراق را از جنبه هاي گوناگوني مانند بشردوستي ، حقوق جهاني و نقض حاكميت ملي و استقلال كشور عراق و يا حتا بزه هاي مرتكب شده توسط سربازان آمريكايي مي توان بررسي كرد . اما ما در تاريخ جنگ هاي دنيا كدام جنگ را مي توانيم بيابيم كه با اخلاق و انسانيت سازگار بوده است ؟ جز اين است كه در بهترين حالت منافع ملي بدان حقانيت داده است؟

براي ما نيز بايد اين پرسش مطرح باشد كه اين تغيير سياست آمريكا پس از 11 سپتامبر كه منجر به سرنگوني صدام و طالبان شد به سود ايران بوده است يا نه؟ پاسخ آشكارا آري است، اما ا اينكه آمدن آمريكا به منطقه مي تواند پي آمدهاي مشابهي در ايران داشته باشد و ايران نيز اشغال شود دور از ذهن نيست. اما اگر حكومت اسلامي سياست خارجي خردمندانه اي پيش مي گرفت مي توانست از فرصت هاي پيش آمده سود ببرد درحاليكه اين حكومت نفرصت سوز فرصت هاي استثنايي كه از زمان كلينتون پيش آمد از دست داد بلكه اكنون ايران را با خطر حمله آمريكا و يا اسراييل روبرو كرده است، حكايت چوب و پياز است.

اين حكومت با سه دشواري پايه اي در داخل دست به گريبان است :

1- دگرگوني ديني 2- دشواري اقتصادي 3- رابطه با همسايگان ( از ياد نبريم كه آمريكا و نيروهاي پيمان ناتو هم اكنون با ايران همسايه شده اند)

حكومت اسلامي به جاي سود بردن از فرصت هاي بدست آمده با ادامه سياست نابخردانه خود در برابر آمريكا و اروپا ايران را در معرض بزرگترين خطر قرارداده است، با دريغ بسيار اين اولين بار نيست كه حاكمان ايران براي حفظ منافع خود منافع ملت را دستمايه قرار مي دهند همچنانكه كه ايران با سياست روشن در جنگ دوم جهاني مي توانست از اشغال ايران جلوگيري كند اما چاكران دربار رضاخان نخواستند و يا جرات نكردند كه حقيقت را با او درميان بگذارند و ايران نه تنها به اشغال نيروهاي متفقين درآمد بلكه مردم از رفتن ديكتاتور شادمان به خيابان ها ريختند.

حكومت اسلامي براي حل مشكلات داخلي خود نيز پاسخ مناسبي نداده است:

1- حكومت اسلامي توانايي اداره كشور را ندارد و آنرا به ورشكستگي كشانده است ، ملاهاي حاكم با زبان خوش به مسجدها باز نخواهند گشت و حتا اصلاح طلبان دولتي حكومت غير ديني را نفي نمي كنند و حاضر به هيچگونه تغييري نيستند. 2-در مورد اقتصاد نيز گرچه افزايش بهاي نفت نجاتبخش بوده است اما اين امر نيز ديري نخواهد پاييد چنانكه از هم اكنون بسياري از كارخانه ها تعطيل شده و تورم و بيكاري ادامه دارد. 3-اما در رابطه با همسايگان تا هنگامي كه روابط با آمريكا به روال عادي در نيايد آمريكا مشكل افزا خواهد بود. حكومت اسلامي هر روز با مشكل هاي بسياري از جانب همسايه هاي خود به ويژه در خليج فارس روبروست. بديهي است كه در اين مورد آمريكا و كشورهاي اروپايي بي نظر نيستند و با پشتيباني و تحريك آنهاست كه شيخ نشين هايي مانند امارات متحده به خود جرات مي دهد كه به كشتي هاي ايراني تعرض كند.

آمريكا كوشش مي كند با فشار آوردن به اروپا و به ويژه با استفاده از توانايي ها و پيوندهاي انگلستان در منطقه، دست ايران را از خليج فارس كوتاه كند و يا آنرا به كمترين كاهش دهد.

در دوره جيمی کارتر ، بين تهران و واشنگتن توافقنامه گسترده چندين ميليارد دلاری در زمينه فروش تسليحات به ايران به امضاء رسيد که آمريكا در قبال اين سلاح ها قرار بود نفت ايران را به نازلترين قيمت حدودا به ارزش 14 ميليارد دلار دريافت كند . اما اين قرارداد بباد رفت چرا که انقلاب ايران آنرا متوقف ساخت. بر طبق همان قراردادها ايالات متحده می بايست ده ها نيروگاه هسته ای در ايران بسازد که ارزش آنها بالغ بر 20 ميليارد دلار بود. در زمينه فروش تسليحات به ايران به امضاء رسيد که آمريکا در قبال اين سلاح ها قرار بود نفت ايران را به نازلترين قيمت حدودا به ارزش 14 ميليارد دلار دريافت کند. اما اين قرارداد بباد رفت چرا که انقلاب ايران آنرا را متوقف ساخت. اكنون آمريكا خواب چنان داد و ستدي را دوباره مي بيند . چنانكه سياست بخردانه اي با آمريكا در پيش گرفته مي شد كه نه مانند زمان شاه آمريكا دست چپاول به ايران بگشايد بلكه با كنار نهادن سياست كينه توزانه با حركت از منافع ملي رابطه با يك ابرقدرت را نيكو مي كرد تا كار ايران به بحران نكشد. آشكار است كه اتحاد يك سويه با اروپا هنگامي كه اروپا در برابر آمريكا سر تسليم فرود آورده است سودي نخواهد داشت. اكنون اروپا چند گام پيش تر نهاده است و با امضاي پيمان منطقه آزاد تجاری بين کشورهای خاورميانه( به جز سوريه و ايران ) اقتصاد خاورميانه را به اتحاديه اروپا پيوند زده است در حاليكه حكومت اسلامي براي حل بحران با آمريكا به اروپا متوسل شده اكنون براي حل مشكل با اين دو قاره به روسيه متوسل شده است!!

با نگاهي گذرا به موقعيت همسايگان ايران مي توان دريافت كه روابط حكومت اسلامي با زمان فتحعليشاه تفاوت چنداني نكرده است:

يهودي ستيزي حكومت اسلامي دشمن بزرگي براي ما آفريده است درحاليكه ما و اسراييل در منطقه غريب هستيم. اسراييل نخستين كشوري بود كه در مورد خطر نيروگاه اتمي ايران هشدار داد و مي دانيم كه در سال 1981 اسراييل نيروگاه اتمي عراق را بمباران و ويران كرد و نه تنها خود بلكه ايران را از خطر سهمگيني رهانيد. با دشمني روزافزون حكومت اسلامي چنين حمله اي نيروگاه اتمي بوشهر و ديگر نيروگاه ها را تهديد مي كند.
شيخ كويت ادعاي مالكيت حوزه ي گازي آرش در خليج فارس کرده است.

دولت سوريه كه از پشتيباني مادي به ويژه نفت رايگان بهره ها برده است چه در دوران پدر و چه در دوران پسر (اسد و بشار)، از ادعاهاي واهي امارات متحده ي عربي درباره ي سه جزيره ي ايراني تنب بزرگ، تنب كوچك و ابو موسا، پشتيباني كرده و مي كند.

اما چگونه است كه سفير امارات متحده عربي و يا هم پالكي هاي آن شيخ نشين در شوراي همكاري خليج فارس به وزارت امور خارجه احضار نمي شوند؟ آيا به خطر افتادن سرمايه گزاري هاي روساي حكومت اسلامي در اين شيخ نشين مانع از واكنش جدي ايران نيست؟
چرا هنگامي كه نماينده شيخ نشين امارات در مجمع عمومي سازمان ملل متحد دم از مالكيت بر سه جزيره ي ايراني تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي مي زند، نماينده حكومت اسلامي، جلسه را ترك نمي كند؟

ايران اكنون هم در درياي مازندران و هم خليج فارس با فشارهاي گوناگون همسايگانش روبروست كه از پشتيباني آمريكا و فتنه گري انگليس برخوردارند. در صورت تغيير حكومت در ايران [1]اين كشور تنها آلترناتيو مناسب در منطقه است كه به دور از كشمكش و تنش مي تواند در خليج فارس كنترل داشته باشد. امري كه در 200 سال گذشته انگلستان سد جدي راه آن بوده است. انگليس حتا هنگامي كه در 1970 منطقه را از نيروي نظامي خود خالي كرد با توافق آمريكا ايران را به عنوان ژاندارم منطقه برگزيدند و شاه به جاي گرفتن امتيازي در اين مورد استان بحرين را نيز از دست داد. سياست تضعيف ايران در منطقه كماكان و پيوسته توسط مقامات انگليس پي گرفته مي شود. اهميت حياتي و اقتصادي خليج فارس براي نظام غرب اهميتي به سزا دارد و با افزايش حملات تروريسم در كشورهاي سني و عرب ، درصورت تغيير مثبت در ساختار حكومتي ،ايران مطمئن ترين و طبيعي ترين پشتيبان اين آبراه است. تركيه به بازار مشترك اروپا مي پيوندد و ايران بزودي همسايه و دروازه ي اروپا خواهد شد در صورتي كه مساله فلسطين به صورت معقولي حل شود منافع ملي ايران در نزديكي به تركيه و اسراييل نهفته است ، با توجه به خط مشي حكومت فعلي و تفكر ملي مذهبي ها كه دست به گريبان فلسطين محوري هستند مي توان ديد كه ايران فعلي فرسنگ ها از اين خط استراتژيك بدور مانده است.

عراق پس از صدام حسين وضعيتي غريب دارد اقليتي سني به شيعيان مدت درازي حكومت كرده اند و ناگهان پس از سقوط صدام ملاهاي شيعه براي كسب قدرت هجوم آورده اند. صدام در مدت سي سال همه نهادهايي را كه مي توانست جانشين او شود از بين برد. تنها مراكز مذهبي شيعه كه همواره يكي از سرشارترين درآمد هاي عراق را تشكيل مي داده اكنون به كانون هاي جنگ قدرت ملاها بدل شده است. همين زيارتگاه ها بوده است كه موجب عمران و آبادي عراق را كه از مستملكات عقب مانده ي عثماني بود فراهم كرده است. شك نيست حتا در يك انتخابات آزاد برنده اصلي ملايان شيعه هستند و سني ها بهره ي زيادي از قدرت نخواهندبرد.

به ناخواه جنگ احمقانه اي كه خميني به دام آن افتاد و هشت سال بين دو كشور طول كشيد زمينه هاي فرهنگي و مذهبي بسياري آن دو را به هم پيوند مي دهد.

نشانه هايي در دست است كه عراق پيش از سقوط صدام براي فرستادن نفت خود مي خواست از بندر آبادان بهره گيري كند و خط لوله اي بدين منظور قرار بود كشيده شود. گفتگو ميان مقام هاي وزارت امورخارجه آمريكا و ايران در اين مورد انجام يافته بود كه توسط بازهاي آمريكا رشته ي اين گفتگوها از هم گسست. جاسوسان آمريكايي ميان بمب گذاري در كشورهاي غربي و آمريكا و القاعده از طريق گفتگوهاي تلفني رابطه هاي تازه اي پيدا كرده بودند. جاسوسان بر اين باور بودند كه ايران از سال 2001 كه طالبان در افغانستان فرو افتاد از القاعده پشتيباني كرده است.

استقلال كردها براي عراق به معناي از دست رفتن چاه هاي نفت آن است درحاليكه براي تركيه به بهاي جداشدن تمامي بخش جنوبي تركيه تمام خواهدشد. در صورتي كه ايران با تدبير عمل كند و حقوق برابر شهروندي را به رسميت بشناسد هم از يك فاجعه ي تاريخي جلوگيري خواهد كرد وهم آسيبي به تماميت ارضي آن نخواهد خورد و اين در يك حكومت ملي و دموكرات مي تواند تحقق يابد. ضرورت تغيير هاي اساسی را نه تنها در ايران بلکه در سراسر خاورميانه به حادثه يازدهم سپتامبر ربط داد نتيجه ای که آمريکايي ها از آن واقعه گرفتند اين بود که نه تنها بايد تلافی كنند بلكه بايد واقعاً تلاش كنند تا چنين تهديداتی از بين برود. آمريكا تا مشكل عراق را حل نكند و نفت آن را به جريان نيندازد نمي تواند دست به تركيب عربستان سعودي بزند . اما تغييرها به عربستان پايان نخواهد پذيرفت حتا سومالي هم در فهرست حمله ي آمريكا قرار دارد.

آمريكا در حمله شتاب زده به عراق فاقد استراتژي منسجمي بود و گويا تنها به پنتاگون و سيا داشت ولي اكنون با ياري وزارت امورخارجه خود و جلب موافقت سازمان ملل و تعهد به تخليه عراق و همچنين با گردآوري گروه هاي گوناگون از يكه تازي شيعه هاي جلوگيري كرده و در صورتي كه امنيت عراق تامين شود آينده روشني خواهد داشت ؛گرچه منطقه نفت خيز كركوك در دست كردها جاي ستيز در آينده اي نه چندان دور را رقم مي زند.

اما همه چيز حاكي از آنست كه عربستان سعودي نيز دستخوش تغيير خواهد شد.

تروريست هاي اسلامي با حمايت آمريكا و ميليون ها دلار ناشي از فروش اسلحه و ترياك و هرويين در دهه 80 در افغانستان آموزش ديدند و در سراسر جهان پراكنده شدند اين به جز سازمان القاعده سازمان شخصي بن لادن ، مجاهداني را شامل مي شود كه اكنون در جاهاي گوناگون خاورميانه جا خوش كرده اند. جامعه اسلامي در جنوب خاورميانه و لشكر طالب در پاكستان ، انصار اسلام در عراق سلافيه جهاديه در مراكش ، گروه ابوحافظ المصري در نواحي مديترانه ( كه مسئوليت عمليات تروريستي مادريد را به گردن گرفت) اين به جز گروه هايي است كه از كشورهايي چون الجزيره و چچن در افغانستان دوره ديده اند. تا مدت ها افغان ها به عنوان لشكريان مزدور در بوسني و چچن استخدام شده بودند و هنوز هم شايد باشند. پژوهش هاي آمريكايي ها به تازگي برآنست كه عربستان نمي تواند و يا نمي خواهد با تروريست ها رويارويي كند، خانواده سلطنتي فيصل پيوندهاي خانوادگي و ديني و عاطفي شديدي با تروريست ها دارد ، هرگونه شتابزدگي در فشار گذاشتن خانواده سلطنتي امكان دارد كه به بي ثباتي عربستان بيانجامد. به هرحال آمريكا خواهان خروج شهروندان خود كه نزديك به 35000 نفر برآورد مي شود از عربستان سعودي است. و به تازگي غير نظامي هاي خود را از بحرين خارج كرد و اين حكايت از حساس بودن اوضاع در منطقه است. هنوز روشن نيست كه

خروج سربازان آمريكايي از عربستان سعودي در اثر فشار گروه هاي تروريستي بوده است يا اينكه آمريكا خواهان براندازي و تغيير رژيم سعودي است زيرا وهابي گري يكي از فرقه هاي بنيادگرا و بسيار افراطي اسلام است. سخنان شاه سعودي كه ترورهاي اخير عربستان را به صهيونيسم نسبت داد آيا به كنايه از دخالت اسراييل و آمريكا حكايت دارد؟ چنين سخناني چقدر شبيه آخرين سخنان شاه گذشته ي ايران است كه قيام مردم را توطئه آمريكا و انگليس مي پنداشت، اين سرنوشت همه ي فرمانروايان وابسته است كه مي دانند جايگاهي در ميان مردم ندارند و به پتشيباني بيگانگان آمده و با اشاره ي آنها بايد بروند. انگلستان نيز در پي خارج كردن اتباع خود از اين كشور است و بي ترديد بزودي اين مهمترين متحد آمريكا دستخوش دگرگوني خواهد كرد. شاهان سعودي حقانيت خود را از يك فرقه ي مذهبي بنيادگرا مي گيرند و تاب اصلاح ديني ندارند و مبارزه با تروريست هاي اسلامي در تضاد با اين حقانيت است.

 

پيروزي يا شكست؟

امريكا پيروز خواهد شد يا شكست خواهد خورد؟ آمريكا ي چه از جناح جمهوريخواه و چه دموكرات براي اجراي طرح خاورميانه بزرگ و بدست گرفتن چاه هاي نفتي براي رويارويي با روسيه و چين از پاي نخواهد نشست ؛ اما اينكه تا چه حد موفق خواهد شد مشخص نيست. همواره همه حساب ها آنچنان كه حتا ابر قدرت ها مي خواهند درست از آب در نمي آيد. تا به امروز طرح آمريكا در عراق دچار دگرگوني هاي بسيار شده است و در آينده نيز با توجه به تجربه گرايي آمريكاييان اين دگرگوني ها ادامه خواهد داشت.

اينكه آمريكا هيولاي تروريسم را برجاي كمونيسم نشانده است شكي نيست، اما آيا غرب مي تواند با اين دشمن كه خود نيزمدتي در دامان خود پرورده و هيچ جا هم تمركزي ندارد پيروز شود؟ بدين مناسبت است كه بسياري از كارشناسان برآنند كه آمريكا به تغييرها در خاورميانه بسنده نخواهد كرد و اين تحولات تا آفريقا و كشورهاي مصر ، سودان و سومالي .. را نيز در بر خواهد گرفت. براي نمونه در سومالي گروه الاتحاد الاسلاميه كه با القاعده ارتباط دارد موجب پريشاني فكر آمريكا شده است. همچنين تجربه شكست آمريكا در 1990 مو جب آن نيست كه به سومالي حمله دوباره اي نشود. امريكا تاكنون توانسته است بخش بزرگي از كشورهاي جهان را در مبارزه با تروريسم با خود همراه كند ، اين كشورها عبارتند از:

افغانستان - استراليا- بحرين اتحاديه اروپا مصر امارات متحده عرب- هندوستان- اندونزي اسراييل ژاپن يمن كانادا- قزاقستان چين مراكش پيمان نظامي ناتو نروژ- مقام هاي دولتي فلسطين روسيه عربستان سعودي تركيه اوكراين

اكنون با نشست كشورهاي عضو سازمان پيمان اتلانتيك شمالي ( ناتو) آمريكا دستش براي مداخله بازتر شده است و همكاري كشورهاي آفريقايي نيز جلب شده است. در نتيجه سيستم دفاعي عراق به ناتو پيوند خواهد خورده است.