انگليس، جلوتر از روضه ي ملايان گريه مي كند!!

حسن بهگر

 

همواره تحولات و دگرگوني هاي ايران به سبب موقعيت جغرافيايي خاص خود (كه رابط قاره هاي آسيا و اروپا و آفريقاست ) در سرزمين هاي پيرامون خود بسيار موثر بوده است. سد سال پيش كه ايران با انقلاب مشروطيت موفق به دستيابي به قانون اساسي مبتني بر حاكميت ملت و تشكيل مجلس شورا شد بسياري از كشورهاي منطقه هنوز مستقيما مستعمره بودند يا در استبداد مطلق بسر مي بردند. خيزش هاي بعدي مانند نهضت ملي كردن نفت و انقلاب 57 اثري انكارناپذير در منطقه و جهان داشته است. با اين حساب اگر آمريكا با انگيزه تغيير در خاورميانه به عراق حمله كرد اشتباه بزرگي مرتكب شد حمله به عراق نمي توانست اثر بسياري در منطقه بگذارد هرگونه تغيير در منطقه بايستي از ايران كه حكومت آن مبتني بر تروريسم و خود حامل تروريسم و پشتيبان آن در جهان است شروع شود. (اين بدان معنا نيست كه آمريكا براي تغيير در ايران بايد به ايران حمله مي كرد، اين كار نيز سودي براي آمريكا نداشت و پي آمدهاي آن قابل پيش بيني بود و چه بسا چهره ي مظلوميت و حقانيت به حكومت فعلي مي داد) حكومت صدام پيوندي با اسلام يا ملايان سني و به ويژه شيعه نداشت و عنوان الله اكبر را در اثر تبليغات جمهوري اسلامي و هنگام جنگ با ايران بر پرچم عراق نهاد. افزون برآن چنانكه اكنون آشكار شده است كه عراق سلاح كشتار گروهي و نيز رابطه اي هم با تروريست ها نداشته است. اما حمله به عراق با و جود آنكه يكي از دشمنان بزرگ ايران را از ميان برداشت اما سبب شد حكومت ملايان كه منبع اصلي خطر تروريسم در منطقه هست فرصتي پيداكند تا خود را چون موش به مردن بزند كه اين حكومت از اين اتهامات پاك است و در صفوف راه افتاده عليه جنگ سينه بزند اين درحالي است كه همه جهان مي داند كه دستاربندان سدها پرونده ترور و جنايت و انفجار و ارتباط با تروريست هاي شيعه و سني دارند و چنانكه هم اكنون سران القاعده را در برابر داد و ستدهاي پنهاني بتدريج تحويل مي دهد و بسا بنيادگرايان ديگري مانند ملاعمر در ايران بسر مي برند. خامنه اي كه رابطه با آمريكا را بي غيرتي مي داند و خود بر آستان انگلستان بوسه مي زند و پادوهايي هيات موتلفه مانند غفوري فرد حتا نظارت سازمان ملل متحد را بر انتخابات مغاير استقلال و غيرت مي دانند خود در نهايت بي شرمي قراردادهاي اسارت بار مي بندند و هستي ايران را بباد مي دهند تا از خطر سقوط رهايي يابند. ستيزي كه اروپا با آمريكا در مورد عراق كرد و منجر به كوتاه آمدن آمريكا در مقابل اروپا شد از فشار جهاني بر رژيم متزلزل اسلامي كاست و اعتماد به نفس آن را بازگرداند . فرانسه و به ويژه انگليس نقش بزرگي در اين مورد داشتند. به راستي انگلستان نيز بعنوان تنها متحد آمريكا در اروپا بسيار زيركانه دو دوزه بازي كرد و از هرگونه حمايت و پشتيباني به رژيمي درمانده دريغ نورزيد.

اكنونقذافي پشتيبان ديگر تروريسم از طريق انگليس خود را تسليم آمريكا كرد و حكومت خود را تثبيت . حكومت ملايان نيز با ياري انگليس و آمريكا با شتاب مي خواهد همان راه را بپيمايد در برابر اين اطمينان را بگيرد كه دست به تركيب رژيمش نخواهد خورد به ويژه كه آمريكا از جهات گوناگون براي حمله به عراق بدون داشتن دلايل كافي حمله كرده است. اروپا و در راس آن انگلستان براي حفاظت از ملايان به هر وسيله اي متوسل مي شوند چنانكه در بحران پيش آمده ناگهان پا پيش گذاشتند و با پا درمياني و سفر به ايران به رفع و رجوع پرداختند. براي بهتر فهميدن نقش انگلستان در ايران سخنان جك استراو در گفتگو با روزنامه فيگارو در ژانويه امسال بسيار گوياست. وي در پاسخ به اين سوال كه چرا خاويار سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در جريان سفر وزيران امور خارجه انگليس ، فرانسه و آلمان به حاشيه رانده شده بود؟ گفت :

به هيچ وجه كميته تحت رياست سولانا به حاشيه رانده نشده بود. اينكه فكر كنيم سياست خارجي اتحاديه اروپا فقط توسط مشاركت كليه اعضاي اين اتحاديه انجام مي شود قابل قبول نيست . هميشه اين سياست خارجي به شكل ويژه اي عملي مي شود به اين شكل كه در برخي موارد از طرف يك كشور از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و ديگري از طرف خود اتحاديه . به ويژه در مورد كشورهايي نظير انگليس و فرانسه اين امر موضوعيت بيشتر مي يابد.

به عبارت ساده تر آقاي جك استراو حقو ق ويژه و حق آب و گل در منطقه براي خود و فرانسه قايل است كه برخاسته از همان سياست استعماري و داشتن ارتباطات استعمارگرانه مي باشد كه از سه قرن پيش تاكنون ادامه يافته است، در پي آمد اين گفتار ،جرمي گرين استاك نماينده دولت انگليس در عراق كه چند روز پيشتر به ايران رفته بود اطمينان مي دهد كه : دولت ايران قصد بهره برداري از اوضاع و تحريكات سياسي در عراق ندارد و خواستار تاسيس حكومت الهي در اين كشور نيست. تنها چيزي كه مي خواهد اين است كه تضمين داده شود آمريكا و انگليس طرح محرمانه اي براي اقدام نظامي در ايران ندارند.

اين سخنان اطمينان بخش و آرايش چهره ي زشت حكومت ترور و جنايت در حالي گفته مي شود كه سپاه بدر دست نشانده حكومت ايران در عراق نقاط حساس آن كشور را در دست دارد و در بسياري از حوادث آنجا انگشت اتهام به سوي رژيم آخوندها نشانه رفته است هم اكنون نيز چند ايراني در بمب گذاري روز تاسوعا در عراق دستگير شده اند ظن قوي مي رود كه ايران در قتل عبدالمجيد خوئي دست داشته باشد زيرا وي پيش از آنكه به عراق برود به ايران رفت و از عراقي هاي مقيم ايران خواست كه با امريكا همكاري كنند اين سخن خشم ملايان را در شهر قم برانگيخت و آشوبي بر پا شد و او ناچار بي درنگ به لندن بازگشت. اين آشكار است كه هرگونه ثبات در عراق به سود رژيم اسلامي ايران نيست.

بدين ترتيب انگلستان با پوشش حمايتي خود در ايران نه تنها به عنوان متحد آمريكا صادقانه عمل نكرد بلكه در بسياري از موارد به ياري حكومت اسلامي شتافت. نمونه روشن آن پرونده سفير ايران در آرژانتين بود كه انگلستان قراردادهای اقتصادی با ايران را در خطر مي ديد فوري پرونده سليمان پور را بست و او را در مقابل وثيقه آزاد كرد. اين نمايش را سفر شاهزاده چارلز شاه احتمالي آينده انگليس در آستانه انتخابات مجلس هفتم تكميل كرد . شاهزاده چارلز كه چند سال پيش در برابر سياست مدبرانه چين با چشم گريان مجبور به ترك جزيره هنك كنگ شد در اثر سياست خانمان برانداز ملايان، هنگامي شاد و خندان به ايراني قدم گذاشت كه مردم بم زير آوار زمين لرزه و همه ايرانيان زير ستم ملايان با مرگ و زندگي دست و پنجه نرم مي كردند. آيا اين سفر در هنگامه ي انتخابات كه ملايان خود را باخته اند چيزي جز چراغ سبز حمايت از ملايان مي تواند مفهومي داشته باشد؟(رفسنجاني و ساير همپالكي هايش كه دم از مدل سياست چين مي زنند از ياد برده اند كه چين نه تنها هنك كنگ و جزيره ماكائو را پس گرفت بلكه با سياست سنجيده تايوان را در انزوا قرار داد و در اين مورد بدون اينكه كمترين باجي به اروپا و آمريكا بدهد) همه مي دانند دوستي ملايان با انگلستان سابقه ي ديرينه دارد(بسياري از ملايان برجسته از دير باز حقوق بگير موقوفه اود بوده اند كه ماحصل دارايي يك زن هرجايي هندي بود و حكومت انگلستان در هند به ادعاي توليت آن اداره مي شد . شرح كامل آن در كتاب حقوق بگيران انگليس اسماعيل رايين آمده است) با اين دلبستگي است كه ملايان و عوامل آنها همواره از مشورت با انگليس ها براي بقاي خود سود برده اند و دولت انگلستان منافع مستعمراتي را بدست آنها تامين كرده است . ايرانيان از ياد نمي برند كه مهدوي كني مصباح يزدي از مشتريان پر و پا قرص سفر به انگليس و خواستار مشورت با آن مقامات بوده اند. محمد جواد لاریجانی از لندن در آستانه انتخابات دوم خرداد 1376 با نيك براون گفتگو كرد كه فاش و مفتضح شد ولي سروصداي آن را خواباندند.
خبر ورود سفيران سه كشور بزرگ اروپا به روال هميشگي جمهوري اسلامي محرمانه نگاه داشته شد و سفيران در گزارش خبرگزاري ها و نشريه ها به نقل از منابع خارج از كشور نقل شد زيرا آنچه به حساب نمي آيد ملت ايران است. سه
روز پس از خبر انتشار ديدار وزيران خارجه سه كشور آلمان، بريتانيا و انگليس به تهران، يوشكا فيشر، جك استراو دومينيك دو ويلپن، وارد تهران شدند تا با محمد خاتمی، كمال خرازى و روحانى دبير شوراى عالى امنيت ملي ديدار كنند. اكنون امضاي قراردادهاي انرژي اتمي بهانه اي شده است براي مذاكرات و گرفتن امتيازات و قراردادهاي پنهاني كه از چند و چون آن ملت ايران با خبر نيست نمونه روشن آن قرار داد تازه چند ميليارد دلاري با شركت نفت توتال است. پا درمياني اروپا جمهوري اسلامي را از زير ضرب خارج كرد و امتيازات فراواني براي اروپاييان فراهم آورد، مشكل حقوق بشر به فراموشي سپرده شد، تقلب و ايجاد ترس و وحشت توسط حاكمان نظام در رسانه ها به ويژه راديوهاي بي بي سي و فرانسه بسيار كمرنگ شد و سياست ديالوگ انتقادى! ! به گفتگوى سازنده !!؟ تغيير يافت و شكستن پيمان حقوق بشر در ايران به فراموشي سپرده شد ،گويي كه هر گز فرامرز نزاد. در دوران به اصطلاح گفتگوي انتقادي بسياري از رهبران اپوزيسيون در خارج از كشور توسط جمهوري اسلامي كشته شدند و اتحاديه اروپا نشان داد كه روابط بازرگانى خود را با جمهورى اسلامى بر پايمال شدن حقوق بشر برتري مي دهد. انگلستان با هموار كردن راه براي فعاليت بريتيش اير وي و سفارت خود فتواي قتل سلمان رشدي را ناديده انگاشت. دور از انتظار نخواهد بود اگر در دوران گفتگوي سازنده!! ، جمهوري اسلامي به عنوان يك كشور نمونه دموكرات در منطقه معرفي شود!!؟ اتحاديه اروپا و در راس آن انگلستان توسط عوامل خود اين جور تبليغ مي كنند كه انتخابات به هرحال قابل قبول است و هنوز جمهوري اسلامي هواداراني دارد و ساير كشورها ي منطقه كه حتا همين انتخابات فرمايشي را هم ندارند. همه ي اين تفسيرها براي اينست تا ملايان از محور شيطانی آمريكا بيرون آمده و به محور همکاری بپيوندد.

هنوز كسي نمي داند سفر سه وزير امور خارجه سه كشور اروپايي تنها بنا به درخواست ايران و براي تمام كردن به ظاهر آبرومندانه قضيه بوده است يا بنا به ابتكار خود براي معامله و دريافت سهمي از تاراج يا دستار بندان براي برون آمدن از بحران به چه قراردادهاي ذلت باري تن داده اند ؟ بيهوده است از جمهوري اسلامي كه حتا اخبار ورود اين وزيران را در اختيار رسانه هاي همگاني نگذاشت انتظار آشكار كردن مسايل پشت پرده را داشت، انگلستان و كشورهاي اروپايي كه جاي خود دارند.

اگرچه شرکت هاي بزرگ نفتي آمريکا ، انگليس، فرانسه و روسيه سر چاه هاي نفتي عراق رقابت مي کنند اما انگليس و روسيه در ايران منافع مشترك ديريني شناخته شده با يكديگر دارند. درميان هر سه كشور اروپايي به ايران گرچه آلمان مقام اول صادرات به ايران را داراست اما صادرات اقلام استراتژيك انگليس به ايران كه تاكنون محدوديت و كنترل انجام مي‌شد، وارد روند عادي خود شده است. انگلستان چنان سرمست از امتيازهاي بدست آمده شد كه توني بلر نخست‌‏وزير انگليس در يك گفتگوي راديويي گفت: جنگ عراق آزمايشي بود كه ميوه‌‏هاي آن را بايد در ايران و كشورهايي مثل آن چيد مانند مايك اوبراين معاون خاورميانه وزير خارجه انگليس كه در بيانيه‌اي به پارلمان اين كشور اعلام كرد، در پس تصميم‌ دولت انگليس براي عادي‌سازي روند صادرات به ايران، قرار است اداره بررسي و رسيدگي به مجوزهاي صادرات به ايران موسوم به گروه كاري ايران را منحل كند.

اين اقدام انگليس در حالي انجام مي پذيرد كه اداره ضمانت اعتباري صادرات انگليس بنام اي سي جي دي ماه گذشته اعلام كرده بود كه با هدف كمك به صادر كنندگان صنعت نفت انگليس در صادرات خود به ايران پوشش و پشتيباني از قراردادهاي بين دو كشور خواهدكرد. همزمان شركت مخابرات انگليس اعلام كرد تا سال 2005 كليه‌ي اجتماعات ايران به شبكه‌ي سراسري مخابرات دسترسي خواهند داشت. به گزارش سرويس ارتباطات ايسنا (به نقل از بي.بي.سي) اعلام شد كه با ارايه‌ي سرويس فوق كليه‌ي مراكز مختلف در انگليس مي‌توانند از شبكه‌هاي بي‌سيمي ي فناوري‌هاي ماهواره‌يي استفاده كنند اما اكنون همه ي اين منافع با آشكار شدن بر نادرستي گزارش ايران در مورد غني كردن اورانيوم ظاهرا با دشواري هاي بزرگي روبرو شده است.
انگلستان كه از طراحان سياست ديالوگ انتقادی در برقراری رابطه با ايران بود و حتا بعد از اينكه آمريكا ايران را جزو محور شيطانی قرار داد براساس همين سياست از هر گونه طرحی برای تغيير حكومت ايران توسط جنگ مخالفت كرد هم اكنون نه تنها آمريكا را در برابر كاري انجام شده قرار داده است بلكه خود نيز در تنگناي بزرگي گرفته است.

پس از رسوايي انتخابات دوره ي هفتم مجلس شوراي اسلامي ،پيتر تمپل موريس عضو مجلس انگليس طي مصاحبه با بي بي سي تصريح کرد در پارلمان انگلستان بسياري نگران اوضاع سياسي ايران هستند. وي که در اعتراض به روند انتخابات از سمت رياست اتاق بازرگاني ايران و انگليس استعفا داده گفت: اصلاح طلبان با شکست روبرو شدند, بازتاب اين وضعيت در روابط اقتصادي با اروپا و در سطح بين المللي براي رژيم ايران جدي خواهد بود زيرا بازرگانان و صاحبان صنايع ديگر چندان تمايلي به سرمايه گذاري در ايران نخواهند داشت. اين عضو مجلس انگليس افزود فکر مي کنم اوضاع براي رژيم ايران در سطح بين المللي و بخصوص اروپا مشکل تر خواهد شد, اگر رزيم ايران مثل يک رزيم قرون وسطائي رفتار کند مسلما نمي تواند انتظار همکاري از کشورهاي ديگر داشته باشد.

افزون بر آنكه در اين سخنان ترديد بسيار مي توان داشت كه از كجا كه چنين بياناتي براي فريب افكار عمومي جهان گفته نمي شود؟ سخنان اين عضو مجلس نمي تواند موضع رسمي انگلستان باشد زيرا مقام هاي رسمي مانند توني بولر نخست وزير و جك استراو وزير امورخارجه مي خواهند خوشه چين ثمره جنگ عراق و داراي حق ويژه در ايران و منطقه باشند. مردم قسم حضرت عباس يا دم خروس كدام يك را باور كنند؟

آيا شاهزاده چارلز نمي دانست كه حكومت اسلامي حتا ماوراي قرون وسطايي است؟ با پشتيباني و حمايت دولت انگليس و ياري فرانسه است كه ملايان بي ترس و هراس قوانين واپس گرايانه خود هر روز تنگتر مي كنند. چندي پيش روزنامه همشهر ي از نشست ويژه مجلس عوام انگليس خبر داد كه در آن روابط تهران و لندن مورد بررسي قرار گرفته و نمايندگاني از سوي سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن نيز حضور داشتند نتايج چنين نشست و برخاستن ها چه بوده است؟

اين خبر از خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي از قول رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه سخن از شوراي فتوا به جاي قانون اساسي به ميان مي آورد نياز به تفسير بيشتر ندارد. وي با تاکيد بر اين که تصويب يا رد يک مصوبه مجلس مي تواند مشکلاتي را براي کشور به وجود بياورد، لازم مي داند يک شوراي فتوا تشكيل شود، که به گفته هاشمي رفسنجاني شوراي نگهبان ممكن است با استناد به آن فتواها، مصوبات مجلس را تاييد يا رد كند . بدين ترتيب مجلس به جاي نهاد قانونگذاري به نهادي مشورتي تبديل مي شود. اين رژيم همواره قرون وسطايي بوده است و نهادهايي چون مجلس براي نمايش و صحنه سازي بوده است ولي سياست پشتيباني اروپا موجب شده است كه اكنون حتا نيازي به اين نمايش هاي مسخره نيز نباشد

جمهوري اسلامي با در دست داشتن رهبران القاعده و طالبان و پايگاه هاي نفوذي در عراق و سوريه و لبنان و فلسطين و پاكستان آمريكا را در عراق در فشار گذاشته است. كمال خرازي چندي پيش با قيافه حق به جانب اظهار داشت كه ايران قرباني ترور است چرا كه عوامل القاعده چند سال پيش در بمب گذاري حرم اما رضا دست داشته اند! اين مقام رسمي توضيح نداد كه چرا به اين اتهام عده اي از ايرانيان اعدام شده اند و چرا تاكنون از افشاي اين مطلب مهم خودداري كرده است؟ اين رژيم كه در سياست بازي خبره شده و هزاران سال نيرنگ و عوامفريبي نيز پشتوانه دارد چون بت عيار هر لحظه به رنگي در مي آيد، همچنان كه در بازي انتخابات ريگان و كارتر با ورق گروگان ها بازي كرد تا ريگان برنده شود ممكن است اين بار در شكست بوش نقشي موثر بازي كند.

کمال خرازي در سخناني در هفته ي گذشته گفت: غني سازي اورانيوم حق قانوني ايران است و افزود: چنانچه اروپا در برابر فشارهايي که از سوي آمريکا وارد مي شود مقاومت نکند ، ايران همكاري خود را با سازمان جهاني انرژي اتمي متوقف خواهد کرد. وزير امور خارجه جمهوري اسلامي گفت: ما به صورت داوطلبانه و موقت غني سازي اورانيوم را به حالت تعليق در آورديم تا در روابطمان اعتماد سازي شود و بعدا که روابط ما با سازمان به صورت عادي در آمد، مسلما کار غني سازي اورانيوم را آغاز خواهيم کرد.

محمد برادعي، رئيس سازمان بين المللي انرژي اتمي، گفت: ايران نياز به اعتماد سازي دارد و از سر گرفته شدن غني سازي اورانيوم، کمکي به ايجاد اعتماد نمي کند

اظهارات آقاي خرازي هنگامي مطرح شد که متحدان اروپايي از لحن تند پيش نويس قطعنامه اي که ايران را به خاطر کوتاهي در اعلام برنامه هسته ايش مورد انتقاد قرار مي دهد، جلوگيري كردند.

مقامات بلند پايه اتحاديه اروپا هفته گذشته در واشنگتن با کولين پاول وزير خارجه آمريکا و کونداليزا رايس مشاور امنيت ملي آمريكا ديدار و گفتگو كردند از نتيجه اين ملاقات چيزي افشا نشد اما همه چيز حاكي از آنست كه اروپا و در راس آن انگليس موفق به بستن قراردادهاي كلاني شده اند و به همين انگيزه لگدمال شدن حقوق بشر ناديده انگاشته مي شود حتا آلمان در اين گيرودار مي خواهد زندانيان ترور رستوران ميكونوس را آزاد نمايد. اما آنچه جالب است سياست رفيق دزد و شريك قافله انگلستان است كه بوش را دچار دردسر و مشكل بزرگي كرده است . آمريكا ماهيانه چهار ميليارد دلار در عراق هزينه مي كند و اين افزون بر سربازاني كه روزانه جان خود را از دست مي دهند ولي انگلستان متحد قديمي خود روسيه را كه در رقابت هاي نفتي منطقه درگير شده است به آمريكا ترجيح مي دهد چون به هر حال روسيه هم حق آب و گل دارد و همچنين حق انگلستان بيشتر محفوظ مي ماند. انگلستان همواره از توانايي هاي آمريكا سود برده است. بي چيز نيست كه جك استراو و ديگر دولتمداران انگليس پيش از آنكه ملايان روضه بخوانند گريه مي كنند و اشك مي ريزند ، چنانكه در كودتاي 28مرداد همراه آيت الله كاشاني و بهبهاني عليه سقوط حكومت ملي دكتر محمد مصدق كردند .

استيون كينزر نويسنده آمريكايي كتاب همه مردان شاه كه به تازگي منتشر شده است با شرح رخدادهايي كه به كودتاي مرداد ماه 32 چنين نتيجه مي گيرد : در واقع به راحتي مي توان خطي از عمليات آژاكس تا حكومت ديكتاتوري شاه و انقلاب اسلامي ، و سپس تا فاجعه ي مركز تجارت جهاني نيويورك منحني اي ترسيم كرد.

دنيا بهاي سنگيني را براي نبود دموكراسي در منطقه ي خاورميانه پرداخته است ..كودتا ، ايراني قابل اعتماد را به مدت بيست و پنج سال به ايالات متحد آمريكا و غرب اهدا كرد. اين پيروزي اي كامل بود اما با توجه به آنچه بعدها رخ داد، و با پذيرش فرهنگ عمليات پنهاني به صورت بخشي از سياست خارجي آمريكا، پيروزي اي خدشه داري بود. از خيابان هاي پر هرج و مرج تهران و ساير پايتخت هاي كشورهاي اسلامي تا صحنه هاي حملات تروريستي در سراسر جهان اسطوره ي دردناك و وحشت آفرين عمليات آژاكس به چشم مي خورد

اكنون نيز اروپا و به ويژه انگليس مسئوليت سنگيني را بر عهده مي گيرند در حمايت از دستار بندان بر عهده مي گيرند، ديوانگان قدرت و ثروت كه براي دست يافتن به خواست هاي خود از هيچ جنايتي رويگردان نيستند، اين رژيم با انرژي نفتي عظيمي كه در دست دارد نيازي به توليد انرژي اتمي ندارد ، مگر فاجعه ي انفجار بمب تروريست هاي القاعده اروپا و انگلستان را بر سرعقل آورد، از كجا كه چند عدد از بسته هاي كيف سامسونت بمب اتمي روسيه كه سالهاست گم شده در مخفي گاه هاي ملايان پنهان نشده باشد؟

حاكميت ايران مدافع حقوق بشر و حاكميتي مبتني بر آزادي و دموكراسي نيست و خواست هاي مردم را زير پا مي گذارد و به كشتار مخالفان ادامه مي دهد با اين تفاصيل آيا معقول است كه به بمب اتمي نيز مجهز باشد؟ آيا اين تجهيز با اين حكومت مي تواند در خدمت منافع ملي ما باشد يا ما را با فاجعه اي بزرگ روبر كند؟ حاكميتي كه در ترورهاي جهاني از فلسطين و لبنان تا آرژانتين دست داشته مي تواند براي دست يافتن به خواست هاي حقير خود دنيا را به آتش بكشد. چنانكه تا كنون هزاران ايراني و ديگر انسان هاي بي گناه را نابود كرده است.

ملت ايران خواستار رابطه ي نيكو با همه كشورهاي جهان به ويژه آمريكا و اروپا بر اساس استقلال و حفظ منافع ملي ايران مي باشد به ديگر سخن ملتي كه هيچگاه مستعمره نبوده نمي تواند هيچيك از اين قراردادهاي ننگين و چپاول منابع ملي را كه دستار بندان براي سرپا ماندن چوب حراج براي آن زده اند به رسميت بشناسد. بخشي از دولتمداران آمريكا با تحت تاثير قرار گرفتن از استدلال هاي متحدان اروپا و در راس آن انگليس با ملايان مذاكره هاي پنهاني را آغاز كرده اند. به باور من مبارزه اي كه از سال هاي پيش شروع شده است به عقب باز نخواهد گشت گرچه غرب و به ويژه اروپا و انگليس بخواهند افكار عمومي جهان را مغشوش كنند و سنگ در راه مبارزه ي ملت ايران براي آزادي بيندازند.

استكهلم 15مارس 2004- 25 اسفند1382

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وزراي خارجه سه كشور انگليس، آلمان و فرانسه بيانيه مشتركي منتشر كردند.
به گزارش سرويس ديپلماتيك ايلنا، متن كامل اين بيانيه كه نسخه اي از آن در اختيار اين خبرگزاري قرار گرفت، به اين شرح است:

متن كامل بيانيه مشترك وزراي خارجه انگليس، آلمان و فرانسه در تهران

بر مبناي دعوت دولت جمهوري اسلامي ايران، وزيران امور خارجه انگليس ، فرانسه و آلمان در تاريخ 21 اكتبر2003 به ايران سفر نمودند مقام هاي ايراني و وزراي بعد از مشورت هاي زياد، درباره اقداماتي براي حل و فصل همه مسائل باقي مانده آژانس بين المللي انرژي اتمي در خصوص برنامه هسته اي ايران و ارتقاي اعتماد براي همكاري هاي صلح آميز در زمينه هسته اي ايران توافق نمودند.
وزيران خارجه انگليس، فرانسه و آلمان از تصميمات دولت ايران استقبال كردند و موارد زير را به آگاهي مقامات ايران رساندند:
الف) دولت هاي متبوع آنها حق ايران را براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي برابر با پيمان منع گسترش سلاح هسته اي "ان‌‏پي‌‏تي" شناسايي مي كنند.
ب) بنا بر نظر آنها پروتكل الحاقي به هيچ وجه قصد مخدوش كردن حاكميت ، وقار ملي و يا امنيت ملي كشورهاي عضو را ندارد.
ج) بنا بر نظر آنها اجراي كامل تصميمات ايران كه توسط مديركل آژانس بين المللي انرژى اتمي به تأييد برسد، بايد موجب شود كه شوراي حكام آژانس وضعيت كنوني را حل و فصل نمايد.
د) سه دولت معتقدند كه اين امر موجب خواهد شد كه راه براي گفت و گو بر مبناي همكاري هاي درازمدت باز شود و از اين طريق به كليه طرف هاي موردنظر درباره برنامه توليد انرژي هسته اي ايران اطمينان داده خواهد شد. به محض اينكه نگراني هاي بين المللي، ازجمله نگراني هاي سه كشور كاملاً بر طرف شود، ايران مي تواند انتظار داشته باشد كه به طور آسان تري به فنآوري مدرن و اقلام ديگري در حوزه هاي مختلف دست يابد.
هـ) آنها با ايران براي ارتقاي امنيت و ثبات در منطقه از جمله ايجاد منطقه عاري از سلاح كشتار جمعي در

خاورميانه مطابق با اهداف سازمان ملل متحد، همكاري خواهند نمود.

مقامات ايران مجدداً تأييد نمودند كه سلاح هسته اي در دكترين دفاعي ايران جايي ندارد و برنامه و فعاليت هاى هسته‌‏اى ايران صرفا در زمينه صلح‌‏آميز بوده است. آنها تعهد جمهورى اسلامي ايران به رژيم عدم اشاعه هسته اى را تكرار نموده و وزرا را مطلع ساختند كه:
الف) دولت ايران تصميم گرفته است كه با آژانس بين المللي انرژي اتمي همكاري كامل نمايد تا به الزامات و پرسش هاي باقي مانده آژانس، به صورت شفاف بپردازد و آنها را حل و فصل نموده و هرگونه قصور احتمالي را در چارچوب آژانس روشن نموده و اصلاح كند.
ب ) براي ارتقاي اعتماد و با نظر به رفع همه موانع براي همكاري در عرصه هسته اي:
اول) دولت ايران با دريافت توضيحات ضروري تصميم گرفته است كه پروتكل الحاقي را امضا و فرايند تصويب را آغاز كند. دولت ايران تا پيش از تصويب پروتكل، به عنوان تأييدي بر حسن نيت خود، به همكاري با آژانس مطابق با اين پروتكل ادامه خواهد داد.
دوم) دولت ايران درحالي كه در چارچوب نظام عدم گسترش حق دارد انرژي هسته اي را براي اهداف صلح آميز توسعه دهد، داوطلبانه تصميم گرفته است كه همه فعاليت هاي غني سازي اورانيوم و بازفرآوري را به صورتي كه آژانس تعريف مي نمايد، تعليق نمايد.