حسن بهگر

 

حاكميت ملي يا حاكميت ملت؟

 

مدت هاست در نشريه پيام جبهه ملي ايران ارگان رسمي جبهه ملي ايران اين شعار چاپ مي شود : استقرار حاكميت ملي هدف جبهه ملي ايران است

حاكميت ملي در كشورهاي جهان سوم به معناي استقلال حاكميت دولت در اداره كشور و در ايران با و جود آنكه هيچگاه به صورت آشكار مستعمره نبوده است همواره مطرح بوده ، علت اين امر نيز دخالت هاي گوناگون دولت هاي استعماري به ويژه انگلستان مي باشد كه ملت ايران آن را با توجه به سابقه طولاني آن را شناخته و با آن مبارزه كرده و بدان حساسيت ويژه دارد.

نهضت ملي كردن نفت به رهبري دكتر محمد مصدق تنها براي ستاندن و باز پس گرفتن مالكيت ايران بر ثروت ملي خود نبود بلكه همانگونه كه بارها اين بزرگمرد تاريخ ايران يادآوري كرد هدف از آن پايان دادن به دخالت هاي شركت نفت انگليس در سياست ايران بود كه حتا برگزاري يك انتخابات ساده مجلس نيز بدون دخالت اين شركت امكان پذير نمي بود. به ديگر سخن هدف مصدق استقلال به معني آزادي از سلطه ي بيگانه همراه با استبداد خودي بود. اين هدف با مبارزه مردم به رهبري دكتر مصدق برآورده شد ولي با كودتاي مرداد 32 حكومت باز هم به زير سيطره آمريكا و انگليس خزيد. گرچه نئوكلنياليسم با صورت حكومت ملي به ظاهر ولي دست نشانده به حيات خود داده ولي به هر صورت امروز كمتر كشوري را مي توان در دنيا يافت كه داراي حاكميت ملي به ظاهر هم شده نباشد. اكنون بسياري كشورها از جمله ايران بنا به تعريف حكومت ملي عضو سازمان ملل متحد و داراي دستگاه سياسي مستقل (نهادهاي حكومتي مانند دادگاه ، مجلس، مقامات اداري ) بوده و هستند و حكومت ملايان نيز با استفاده از زور و نيروي نظامي بر قلمروي ايران حاكميت دارد و هيچيك از آنها نيز از جانب دولت هاي بيگانه و يا استعماري برگزيده نمي شوند و آنها گرچه سياست هاي ضد ايراني و ضد ملي را پيش مي برند اما به هرحال ايراني محسوب مي شوند و با تعريفي كه از حاكميت ملي داريم اين حاكميت ملي است و هنوز بطور مستقيم وابسته به دولت هاي استعماري وابسته نيست. پرسش اينست كه آيا جبهه ملي به دنبال چيزي است كه در حال حاضر وجود دارد!؟جبهه ملي در زمان شاه با شعار استقرار حكومت قانوني هدف جبهه ملي است به ميدان آمده بود زيرا شاه قانون اساسي را بر نمي تابيد. افزون برآن شاه حق كاپيتولاسيون براي اتباع آمريكا قايل شده بود و نظامي هاي آمريكا چون هايزر بدون آگاهي وي در مورد سرنوشت ايران و ارتش آن تصميم مي گرفتند ، پس شعار حاكميت ملي در آن زمان مي توانست مفهومي داشته باشد اما قانون اساسي مشروطيت با وجود بودن شاه و تغييرات مكرر كماكان قانون اساسي مترقي بود خواست اجراي قانون خواستي بحق بود زيرا پادشاهي گرچه وديعه الهي بود اما اين و ديعه از جانب ملت به شاه تفويض شده بود درحاليكه قانون اساسي جمهوري اسلامي حكومت الهي است و ملت در آن نقشي ندارد. هدف قانون اساسي مشروطيت كه يادگار مبارزه پدران ما در سد سال پيش بود انتقال حكومت از شاه به ملت بود درحاليكه هدف قانون اساسي جمهوري اسلامي انتقال حكومت از ملت به ولي فقيه است.

به جز بنيادهايي كه در قانون اساسي منشا, را انسان يا خدا مي داند و باهم جمع نمي شوند بنيادهاي ديگري نيز چون حق اعمال قدرت به دولت براي بهبود وضع اجتماعي شهروندان . يا حكومت بر بنياد ليبرالي كه قدرت دولت را محدود مي نمايد و همچنين حكومت هاي فدرال كه بر اصل تقسيم قدرت بين جمهوري ها و دولت مركزي است نمي توانند باهم همزيستي داشته باشند.

امروز كه جبهه ملي شعار حاكميت ملي را مي دهد بر چه نظر دارد؟ آيا مدعي است كه اين حاكميت ايراني نيست ؟ گرچه حكومت اسلامي با هدف انترناسيوناليسم اسلامي و با گماردن بسياري از مسلمانان مزدور عراقي و افغاني و در شغل هاي دولتي مرز شهروندي ايراني را بيش از پيش مخدوش كرده است. اما آيا مي توان گفت كه اين حاكميت ملي نيست و يا بطور كلي با رفع اين اشكالات هدف جبهه ملي برآورده مي شود؟ آشكار است كه پاسخ منفي است. زيرا مردم ايران خواستار دموكراسي و مردمسالاري هستند، قوانين سياه و تبعيض آميز ديني و جنسي را بر نمي تابند و

پس مشكل عمده كنوني در قانون اساسي جمهوري اسلامي نهفته است كه اين قانون برآمده از اراده و خواست ملت نيست بلكه مدعي اجراي قوانين ديني و الهي است.

بنابراين مي بينيم كه بايد هدف حاكميت ملت باشد نه حاكميت ملي !

اميدوارم اگر اشتباه كرده ام دوستان مرا ياري كنند در غير اين صورت تصحيح اين امر حياتي از جمله لازم ترين امور جبهه ملي ايران است!

 

يكشنبه 9 ماه مي 2004 برابر يكشنبه 20 ارديبهشت ماه 1383