مجلس خبرگان در تقابل با ولی فقیه ؟

اگر سبوی ولایت فقیه امروز نشکند فردا می شکند!

حسن بهگر

 

قانون اساسی پر از تناقض و تضاد

طرح حکومت من در آوردی جمهوری اسلامی حامل تضاد جمهوریت با اسلام بود و پیش کشیدن مجلس خبرگان ترفندی دیگر از ملایان که مجلس موسسان تشکیل نشود و قانون اساسی که قاعدتا بایدحافظ امنیت و آزادی و حقوق مردم باشد مدون نگردد و سرانجام با افزودن ولی امر و امامت در لباس ولی فقیه و با عنوان رهبر میخ استبداد را بر قانون اساسی کوبیدندو این آش شله قلمکار پر از تضاد و تناقض را هرچه شورتر کردند . اما برای جا انداختن ولی امر و امام در لباس رهبر در قانون اساسی به یک جمله عربی هم متوسل شدند که شاید مردمی که اکثرا همان معنای نماز را هم نمی دانند به تصور این که این کلام از قرانست اطاعت از آن را واحب بدانند و آن مجاری الامور به یدالعلما بالله المنا علی حلاله و حرامه 1 که اصل و نسب آن هم نا معلوم است اما گویا بدان معناست که باید کار یک مملکت را بدهند بدست گروهی ملا که از علوم دنیای جدید هیچ بهره ای نبرده و علم آنها منوط به نجاسات و نفاسات است و با گذاشتن عمامه بر سر و انداختن عبا بر دوش ،خود را عالم به همه ی امور دنیا می دانند .

اصل ۱۰۷ قانون اساسی از این قرار است:[پس از رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله‏العظمی امام خمینی قدس سره‏الشریف که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.]

در سال 68 عبارت اکثریت قاطع مردم هم از قانون اساسی حذف شد و امثال مشکینی اعلام کردند که به جای این که مردم ولی فقیه را انتخاب کنند باید مجلس خبرگان آن را کشف کند!؟

بدین ترتیب مجلس خبرگان به مهم ترین نهاد ساختار نظام حکومت اسلامی تبدیل گردید که طبق اصل ۱۱۱ قانون اساسی توانایی برکناری رهبر فاقد صلاحیت را دارد و می تواندبه جای آن رهبری جدید را معرفی کند :[هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده‌است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می‌باشد. در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند]

 

نگاهی به دوره های مجلس خبرگان

نگاهی به دوره های گذشته مجلس خبرگان نشان می دهد که این مجلس از اولین روزهای تشکیل شدنش به مرکز جنگ قدرت تبدیل شد تا به مرور تبدیل به مجلس دست آموز ولایت فقیه گردید.

12 فروردین 58 پس از رفراندوم 12 مرداد همان سال انتخاب مجلس خبرگان قانون اساسی برگذار شد و 73تن به عنوان نماینده انتخاب شدند. حسینعلی منتظری به عنوان رئیس انتخاب شد که جانشینی خمینی را نیز عهده دار بود اما چندی بعد توسط خمینی از جانشینی خلع شد. مواضع او در مخالفت با جنگ خانمانسوز ایران و عراق و ندانم کاری های سپاه پاسداران و بسیح و انتقاد او از فجایعی مانند کشتار زندانیان 67 او را به یکی از منتقدان جدی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه تبدیل کرد و به همین سبب از قدرت کنار گذاشته شد و تا چندی پیش خانه اش در محاصره بود ، داماد او هاشمی که مذاکرات رفسنجانی و مک فارلین را در زمان ریاست جمهوری ریگان افشا نموده بود اعدام گردید، بهشتی نایب رئیس اولین مجلس خبرگان در بمب گذاری حزب جمهوری اسلامی کشته شد و تا به امروز مشخص نیست که این بمب توسط چه کس و یا گروهی کار گذاشته شده بود . حسن آیت از یاران دکتر بقایی که سمت دبیری این مجلس را داشت و از پیشنهاد دهندگان ولایت فقیه بود توسط سازمان مجاهدین ترور گردید و رهبرفکری او بقایی نیز که به زندان افتاده بود در آن جا کشته شد.

دومین دوره ی مجلس خبرگان در تاریخ 7 مهر 1369 تشکیل شد و در این مجلس مشکینی رئیس و رفسنجانی نایب رئیس شد. در این انتخابات صادق خلخالی قاضی القضات که حکم اعدام هزاران نفر را صادر کرده بود و مورد اعتماد خمینی بود و احسان بخش نماینده ولی فقیه و امام جمعه گیلان و از یاران خمینی رد صلاحیت شدند به طوری که در نامه ای به رهبری آن را نه انتخابات که انتصابات ذکر کردند و حتا سید هادی خامنه ای برادر خامنه ای هم جز ء معترضان بود.

در سومین مجلس خبرگان که در 1376 تشکیل شد کروبی در طی نامه ای از کم شرکت کردن مردم در انتخابات پیشین انتقاد کرد و خواستار آن شد که کمی از سختگیری ها کم شود.

اما انتخابات خبرگان دوره ی چهارم در شهریور ماه سال گذشته از اهمیت خاصی برخوردار بود، اکبر هاشمی رفسنجانی به ریاست این مجلس انتخاب شد و جنتی که از طرفداران احمدی نژاد بود شکست خورد و از جانب دیگر مهدوی کنی که از حملات احمدی نژاد به ملایان بشدت رنجیده بود حاضر نشد به عنوان رقیب در شکست رفسنجانی بکوشد و شرایط به گونه ای چرخید که محمد و مصیاح یزدی صحنه را به نفع رقیب خالی کردند.

 

مجلس خبرگان با هاشمی رفسنجانی

حال هاشمی رفسنجانی که هم ریاست شورای مصلحت نظام و هم ریاست مجلس خبرگان را دارد مسایلی را مطرح می کند که خوشایند خامنه ای و برخی دیگر از ملایان نیست ؛ از ان جمله رفسنجانی مدعی است که در مشروح مذاکرات مجلس خبرگان رهبری در سال ۶۸ مساله شورایی بودن رهبری مطرح بوده است : در همان موقع بحث بر سر اين بود که ولايت فقيه بر عهده يک فرد باشد يا يک شورا. طبق اصول قانون اساسی برای ما مشکل بود که يک فرد را برای اين امر مهم انتخاب کنيم يا يک شورا را. در آن زمان ما حتا اعضای شورای رهبری را هم مشخص کرديم که بر اساس آن، آيت‏الله مشکينی، مقام رهبری و آيت‏الله موسوی اردبيلی سه عضو اين شورا بودند.

بنا به گفته وی، سرانجام اختلاف در ميان اعضای مجلس خبرگان درباره سرنوشت ولايت فقيه و رهبری جمهوری اسلامی به رای گيری ختم شده و در اين رای گيری ۴۵ نفر به رهبری فردی و بيش از بيست نفر نيز به شورای رهبری رأی دادند.بنابراين قرار شد که يک فرد به عنوان ولی‏فقيه انتخاب شود.

خمینی یک مرجع شیعه محسوب می شد و در انقلاب 57 به رهبری انقلاب نایل آمد و مردم از او در اول انقلاب حرف شنوی داشتند و ماده 107 قانون اساسی که خمینی را با اکثریت قاطع مردم رهبر می داند در روزهای نخستین انقلاب مقبولیتی داشت اما جانشین او علی خامنه ای نه مرجع است و نه رهبری مردم را داشته و نه از پشتیبانی مردم برخوردار بوده است. در حقیقت نمایش انتخاب خامنه ای به عنوان ولی فقیه در فردای مرگ خمینی با استناد به یک نامه ی او به مشکینی( شایعه ی احتمال دستکاری و تقلب حاج احمد آقا هم در این نامه غیرمعقول نیست) با کارگردانی رفسنجانی و شرکت احمد خمینی و علی خامنه ای انجام پذیرفت؛ چون خمینی هیچ وصیت و هیچ رهنمودی در مورد جانشین خود نگذاشته بود و با مرگ وی رشته ی امور از هم می گسست. بعدها احمد خمینی قربانی همین مشارکت در بقدرت رسیدن خامنه ای شد. حال هاشمی رفسنجانی طراح اصلی ماجرا مورد بی مهری رفیق پنجاه ساله خود علی خامنه ای و دولت منتخب او احمدی نژاد واقع شده است از این رو او از بیعت مردم با رهبر سخن می گوید نه از کشف او توسط مجلس خبرگان و این برداشت در تقابل با نظرات ملایان دیگر چون مشکینی و جنتی و مصباح یزدی است که مدعی بوده اند مجلس خبرگان باید بکوشد رهبر را کشف کند .

ترس و احتیاط خامنه ای از رفسنجانی بیهوده نیست که از قدیم گفته اند : هرجا خرس است ترس هست، منتظری چندی پیش گفته بود با رفتن خامنه ای ولایت فقیه نیز رخت از قدرت خواهد بست اما گویا رفسنجانی می خواهد به این امر زودتر جامه ی عمل بپوشاندچون در عمل مجتبا خامنه ای(پسر خامنه ای ) و مصباح یزدی برای جانشینی خامنه ای با همدیگر هم پیمان شده اند .

رفسنجانی همچنین گفته است که نظارت مجلس خبرگان به مانع برخورده و این اشاره روشنی به سخنان خامنه ای دارد که بارها به صراحت گفته که مجلس خبرگان حق ندارد نهادهای زیر بال و پر رهبری را نظارت کند. بیاد بیاوریم محسن رفیق دوست مدیر بنیاد مستضعفان بزرگترین مافیای اقتصادی ایران پس از افشا شدن بخشی از سوء استفاده هایش، استعفای خود را به خامنه ای داد و سال ها عملکرد خلاف و سوء استفاده های یکی از بزرگترین بنیادهای مالی را با این استعفانامه ماستمالی و سربه نیست کرد. این را هم می دانیم در گذشته باز همین رهبری مانع تحقیق نمایندگان مجلس خبرگان از نهادهای وابسته به خود مانند صدا و سیما وسپاه پاسداران شده بود. 2

نتیجه

پیش از این مجلس خبرگان نه تنها هیچ وقت در اعمال رهبری نظارت ننموده بلکه حتا از بررسی عملکرد خود و انتقاد از آن اقدامی نکرده است و همواره خدمت رهبری رسیده و رهنمود گرفته است ( معلوم نیست خبرگی آقایان در چیست؟ گویا خبرگی اشان فقط در تبعیت از رهبری و چاپلوسی است نه چیز دیگری . ) اما اکنون وضع تغییر کرده و با آمدن رفسنجانی نغمه ی دیگری ساز شده است. آیا انتقادات رفسنجانی با گرفتن امتیاز از سوی رهبر و طرد احمدی نژاد که به خارچشم رفسنجانی تبدیل شده به تمجید از رهبری و صلح تبدیل خواهد؟ اگر هم خامنه ای بخواهد بتوافق برسد این بار او تنها نیست ولایت فقیه تکیه بر سپاه پاسدارانی دارد که خود بزرگش کرده ولی خودش نیز از آن می ترسد و یک خط در میان سردارانش را عوض می کند. نتیجه هر چه باشد رفسنجانی و بخشی از ملایان دست اندرکار به این نتیجه رسده اند که ادامه ولایت فقیه دیگر امکان پذیر نخواهد بود.

از سوی دیگر اگر خامنه ای نتواند رضایت رفسنجانی را جلب کند بسیاری از اصلاح طلبان که اکثرا از خاتمی مایوسند و از زیاده روی در افشاگری رفسنجانی در دوران خاتمی نادم و پشیمانند زیر چتر رفسنجانی این پراگماتیست اسلامی گردخواهند آمد و در انتخابات ریاست جمهوری که چند ماه دیگر برگزار خواهد شد به مانع بزرگی تبدیل خواهند شد.

اکنون آش جمهوری اسلامی آن قدر شور شده که خان های نشسته بر سفره نفت جمهوری اسلامی هم فهمیده اند و چشم دیدن همدیگر را هم ندارند و برای هم چنگ و دندان نشان می دهند ،آن چه که برای بخشی از حکومتی ها و حتا حوزه های آخوندی غیرقابل تحمل شده ولایت فقیه است .اما مردم نه مجلس خبرگان و نه ولی فقیه هیچ یک را نمی خواهند؛ حتا توسل به جنگ و ماجراجویی ، انرژی هسته ای و هاله نور هیچ یک نمی تواند این حکومت را نگه دارد و بزودی به گورستان تاریخ سپرده خواهد شد زیرا اعتراضات گسترده ی مردمی در سراسر کشور نشان داده است که مردم می خواهند خود سرنوشت خویش را به دست بگیرند و سپردن کار جامعه به عده ای دایناسور که هیچ بویی از مسایل جهانی نبرده و هیچ مسوولیتی در مقابل مردم ندارند و هیچ یک از مسایل خود را با آنها در میان نمی گذارند و سربسته و دربسته به اجرای امور می پردازند خردمندانه نیست و نتایج و حشتناک و وخیمی برای مردم و کشور در بر می تواند داشته باشد .

2008-08-01 استکهلم

1-       نگاه کنید به : علی شاهنده : نگاهی به قانون اساسی نظام موسوم به جمهوری اسلامی (گاهنامه پیام ایران شماره 8 پاییز 1379استکهلم )

2سخنان رفسنجانی قوت قلبی برا ی مخالفان رفیق دوست فراهم کرده تا ناطق نوری جرات کند و بگوید وقتی می خواستیم از محسن رفیق دوست برای کار خلافی بازجویی کنم او گفت شما از من میخواهید بازجویی کنید؟ من به شاه بازجویی پس ندادم!