بازگشت به نمای نخست

مقاله های بهگر

 

 حسن بهگر

 

کدام قانون اساسی؟

 

قانون باید در جهت تامین رفاه شهروندان و امنیت آنان باشد!

قانونی که در خدمت بهشت و جهنم و آن دنیاست، قانون نیست شرعیات است!

اصلاحات در جمهوری اسلامی عملی نمی شود مگر اینکه رفورم دینی صورت پذیرد!

 

آقای تاج زاده معاون سابق وزارت کشور چندی پیش در یک سخنرانی  گفت :

آنها که قانون اساسی را نفی می کنند، عملا به سود قدرت سایه عمل می کنند.

1- ملیونی که در دهه 40 از شاه می خواستند در چار چوب قانون اساسی عمل کرده و ازمبارزه پارلمانی دفاع می کردند ، چگونه است که حالا از چنین سیاستی پیروی نمی کنند. مصدق دارای چنین مشی و سیاستی بود؟

2- به من می گویند : چرا نصیحت و توصیه مهندس بازرگان را برای پرهیز از انقلاب و تکیه به اصول مترقی قانون اساسی مشروطه گوش نکردم. به فرض که من و امثال من اشتباه کردیم، چرا شما اشتباه ما را می خواهید تکرار کنید؟

نخست و  در نظر اول این سخنان معقول و منطقی از یک اصلاح طلب دولتی* به نظر می رسد اما کمی که در آن بنگریم وتامل کنیم  می بینیم که منطق آقای تاج زاده قیاس مع الفارق است وگویا ایشان قانون اساسی مشروطیت و قانون اساسی جمهوری اسلامی را تنها به علت داشتن نام قانون اساسی یکسان انگاشته اند . این بدان می ماند که بگوییم انسان و شامپانزه به اعتبار اینکه از دسته جاندارانند از یک جنس هستند!

فراموشی یا تجاهل العارف؟

 

آقای تاج زاده که بیش از 18 سال است  در مقام معاونت وزیر و  وزارت کشور در دولت موسوی و  خاتمی خدمت کرده وصابون دوستان خودی و نخودی به تنش خورده  تجاهل العارف می فرمایند، چون  گویا حتا سخنان خود را که بارها گفته بود که با این قانون اساسی موجود نمی توان کار کرد، از یاد برده و ناگهان از ملیون  و پیروان مصدق طلبکار شده است که چرا  به قول ایشان به  سود قدرت سایه عمل می کنند و ...

اگر آقای تاج زاده در سخنان خود از صفت اصول مترقی قانون اساسی مشروطه استفاده نکرده بود فکر می کردیم ایشان غفلت کرده اند اما با وجود نام بردن از قانون اساسی مشروطیت و مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی قیاسی این چنینی  از جانب  تاج زاده شگفت انگیز است چون پیش تر  این نوع استدلال  از سوی واپس گرایان سلطنتی نیز بکار گرفته  شده بدون اینکه به تفاوت  ظرف تاریخی و محتوای این دو قانون اساسی اشاره شود.  تکیه بر قانون اساسی در آن زمان درست بود زیرا قانون اساسی از اراده ی ملت ناشی می شد و شاهان پهلوی حاضر به تمکین از قانون اساسی نبودند و آن را پایمال کردند و حتا محمد رضا شاه با دستیاری انگلیس و آمریکا علیه دولت قانونی و ملی کشورخود کودتا کرد. قانون اساسی فعلی گرچه نام جمهوری را یدک می کشدولی جز بدنامی برای جمهوریت چیز دیگری نیست وابزار  ننگین ترین نوع حکومت استبدادی شده است که باید گفت سد رحمت به دوران قاجار.

مردم ایران در یک انقلاب که اکثریت مردم درآن شرکت داشتند به رژیم شاه نه گفتند وبه جمهوری رای دادند. اعتماد به یک مرجع تقلید سالخورده که توانسته بود در گرماگرم انقلاب رهبری آن را به عهده بگیرد از جمهوری با پسوند اسلامی چیزی ساخت که نقض غرض اهداف انقلاب بودو هست. افزون برآنکه خمینی فردای بدست گرفتن حکومت  آشکارا گفت که دیروز اگر آن سخنان را گفتم بنا به مصلحت بود و امروز آنچه صلاح اسلام است می گویم؛ (پیرمرد این گفته  بیهقی را نشنید  که : قانون نهاده بگردانیدن ناستوده باشد)   این قانون اساسی پس از خمینی نیز دستخوش تغییرات اساسی شد و با تثبیت ولایت مطلقه فقیه دیگر چیزی بنام حقوق ملت در آن  نیست مگر یکی دو موادی که شکنجه را منع می کند و از کرامت انسانی  دم می زند که البته همه ی این کلمه ها موجبات انبساط خاطر ولی فقیه حاج علی خامنه ای است وبس! از جانب دیگر مردم 7 سال پیش آمدند و به آقای خاتمی رای دادند، ایشان که نماینده شما اصلاح طلبان حکومتی نیز بود برای به کرسی نشاندن حقوق مردم که هیچ ، این حضرت برای احقاق بخشی از حقوق ریاست جمهوری چه کارکرد؟ رئیس جمهوری که پادو و  امربرو تدارکاتچی خلافت اسلامی شود مجری قانون اساسی نیست که از قدیم گفته اند  احترام امامزاده با متولی آن است ؛ بفرمایید کجا خاتمی برای حقوق و شرافت و حیثیت ریاست جمهوری ایستادگی کرد؟ حقوق مردم پیشکش!

شما از دکتر مصدق مثال می زنید خودآگاه و ناخودآگاه هم زمان را یکی می دانید و هم هر دوقانون اساسی را یکی می پندارید و حتما خاتمی را هم با مصدق یکی می دانید؟  فراموش می کنید که دکتر مصدق برای اجرای مواد قانون اساسی چقدر پافشاری کرد و مبارزه نمود. آمریکا و شوروی و اروپا و در راس آن انگلیس با او مخالف بودند. او با کارشکنی شاه و دربار ، حزب توده و عوامل ارتجاع داخلی آیت الله بهبهانی ، بروجردی وبعدها کاشانی و ... دست به گریبان بود ولی با اینهمه  توانست دستاوردهای بزرگی در داخل ایران و دادگاه لاهه و سازمان ملل بدست آورد. شرکت نفت انگلیس بزرگترین امپراتوری استعماری آن روز را ملی کردبدون اینکه از دماغ یکی از کارمندان انگلیسی خون بیاید و بهانه ای بدست عوامل استعمار بدهد.در عوض شما سفارت آمریکا را گرفتید و گروگان گیری بی نتیجه ای کردید که آبروی ایران و ایرانیان در جهان ریخته شد.   گل سرسبد مجاهدان انقلاب اسلامی و دوست عزیز شما  آقای بهزاد نبوی امضاکننده ی قرارداد ننگین الجزایر است  که خسارت های آن  از کیسه ملت ایران  پرداخت می شود.  شما با این همه امکانات جهانی و پشتیبانی همگانی مردم زیر ستم بر صندلی صدارت جا خوش کرده اید و از اقدام به کوچکترین کاری برای ملت شانه خالی می کنید و هر ازگاهی تهدید توخالی  برای استعفا می نمایید ولی در عمل  به هر ننگی تن می دهید تا بمانید تا مردم به صحنه مبارزه کشانده نشوند.  شما بهترین فرصت ها را مانند 18 تیر برای مبارزه با حکومت سایه از دست داده اید؛ مگر همین شما نبودید که در 18 تیر به میدان آمدید که از گسترش تظاهرات اعتراضی آن جلوگیری کنید؟ تازه این اعتراض به بهانه ی پشتیبانی از توقیف روزنامه ی سلام که خودی است انجام یافته بود و دانشجویان را از ساختمان پرت کردند و تکه و پاره کردند و عزت  ابراهیم نژاد  را کشتند و بسیاری را معلول کردند. شما در جهت اعتراض به این وحشیگری چه کردید؟ و جدان شما چگونه پذیرفت که شما مسئول در وزارت کشور باشید و چنین فجایعی رخ بدهد و شما در مقام جانشین فرمانده کل قوا  ساکت باشید و بگویید نمی دانید لباس شخصی ها چه کسانی هستند و گروهی که بنام نوپو به دانشجویان حمله کرده و لت و پار کرده نمی دانید چه گروهی هستند ولی  هنوز بر میز صدارت تکیه زده اید؟  فهرست ندانم کاری ها و خطاهای شما مثنوی سد من است؛  به جای پوزش از ملت ایران حالا طلبکار هم شده اید؟

 

بازرگان هم  واعظ غیر متعظ! و هم دولت بی اختیار!

آب از سرچشمه گل آلود است اگر بازرگان  خواستار اجرای قانون اساسی مشروطیت بود باید دولت  زنده یاد دکترشاپور بختیاررا که چنین مهمی را عهده دار شده بود می پذیرفت پس چرا خود آقای بازرگان بدنبال خمینی  و بهشتی راه افتاده ؟ او که در کتاب (انقلاب ایران در دو حرکت ) می نویسد  وقتی خمینی را در پاریس  ملاقات  کردمآریامهری دیدم با عمامه . اگر دیگران نمی دانستند او خوب می دانست که خمینی و بهشتی از چه قماشی هستند با وجود این به حکومت ملایان به رهبری بهشتی  با همکاری  ارتشیان با صلاحدید سولیوان سفیر آمریکا در ایران  در منزل آقای فریدون سحابی رضا داد.  شما حتما شعارهایی که درخیابان علیه دولت بختیار و به هواداری از دولت بازرگان داده می شد بیاد دارید؟ بختیار! بختیار! دولت بی اختیار!  بازرگان بازرگان دولت صاحب زمان!

یکی دو ماه بعد که اقای بازرگان به نخست وزیری رسید و درمانده و مستاصل در تلویزیون گفت که آقا( خمینی) شاه دستوری می فرمایند. آنوقت پدیدار گشت که بی اختیار دولت بازرگان است نه دولت بختیار . خودمانیم بختیار هرچه که گفت عمل کرد : سازمان امنیت را منحل کرد ، روزنامه ها آزاد بودند ، زندانیان سیاسی آزاد گشتند و...

لزومی ندارد  یادآوری کنم که در حسن نیت آقای بازرگان تردیدی نمی توان داشت ولی کس گفته است جهنم را نیز با حسن نیت سنگفرش کرده اند. نتیجه این حسن نیت  وساده اندیشی بود که به جای تصویب قانون اساسی که پیش  تهیه  و مورد قبول واقع  شده بودبه کناری نهاده شد و دستپختی دیگر از  مجلس خبرگان با ولی فقیه بیرون آمد که درآن بلبشوی پس از انقلاب و هیاهوهای من درآوردی جمهوری اسلامی و اقتصاد توحیدی هیچکس از کنه و معنا و مفهوم آن چیزی نمی دانست. آقای امیر انتظام به جرم اینکه مجلس خبرگان را می خواست منحل اعلام کند  بیش از بیست سال است در زندان است . این قانون اساسی که شما از آن دم می زنیدچنان آشش شور بود که خمینی هم فهمید و قول داد که در متمم تجدید نظر شود و نظرات دیگران را هم بگنجانند که آنهم  مشمول ایه شریفه الله خیروالماکرین شد.

پس خواهش می کنم به  پیشنمازی اقای بازرگان بیش از این اقتدا نکنید، ولی هر چه باشدایشان  این شرافت را داشت که آخرعمری بگوید من یک پوزش به ملت ایران بدهکارهستم، اما آقای تاج زاده نه تنها پوزش نمی خواهید بلکه سخنانتان دارای این مفهوم است که ملیونی که خواستار تغیر  یا اصلاح قانون اساسی موجود هستند در حقیقت طرفداران دکتر مصدق نمی توانند باشندچون دکتر مصدق معتقد به مشی و سیاست مبارزه  در چارچوب  قانون اساسی بود.

تعریف قانون

قانون  تعریف خود را دارد وهرنشست و برخاستی که ملایان درمجلس می کنند وبنابه صلاحدید رفسنجانی وخامنه ای و دیگر اجله ی دستاربندان آن را تغییر می دهند قانون نمی تواند باشد. قانون باید در جهت رفاه شهروندان و امنیت آنان باشد.  در این حاکمان دستار بند و کلاه به سر؛ عاملان آدمکشی ها و کلاهبرداری ها و رانت خواری ها؛ چنین نشانی می بینید؟

شما ملیون را به خاطر اینکه گفته اند ما باور داریم که ابعاد گسترده نارسایی ها چنانست که تنها با انجام یک همه پرسی در زمینه اصلاح ساختاری قانون اساسی و نفی آنچه با نظام جمهوری متکی بر یک مجلس مقتدر و با استقرار حاکمیت ملی مغایر است، می توان به برون شد از بحران امید داشت و بس ملامت می کنید و از یاد می برید که خود پیش از این و به تجربه دریافتید که با این قانون اساسی نمی توانید کار کنید .  شما ملیون را سرزنش می کنید اما از یاد می برید که 23 سال از اعتراض جبهه ملی به لایحه قصاس می گذرد که به همان سبب نیز غیر قانونی اعلام شد . در این مدت شما به عنوان اصلاح طلبان حکومتی چه دفاعی از آنها کرده اید ؟ شما درمقام موثر وزارت کشور آیا کوشش کردید که مجوز فعالیت برای این سازمان و دیگر سازمان های ملی فراهم کنید؟

آقای تاج زاده متحول شده اید؟ از مستبدان فاصله گرفته اید؟

بسیار کار پسندیده وخوبی کرده اید اما چرا ملیون را ملامت می کنید؟

می دانید که ملت ایران 25 سال خسارت مالی و روانی و جانی پرداخته تا شما و دیگر دوستانتان متحول شوند؟

من فکر نمی کنم تا قیام قیامت هم صبر کنیم عسکر اولادی ها و طبسی ها و خزئلی ها سوار برخر مراد و افسار قدرت در دست  با اجرای این قانون اساسی تغییری در حالشان حادث  شود و یا امنیت و آزادی مردم برقرار می شود. اصولا چرا تغییررویه بدهند؟ درحالیکه همه چیز به سودشان است و بر جان و مال و ناموس مردم به عنوان حاکمیت خدا تسلط کامل دارند.

دولت و ملت دارای هدف مشترکی نیستند ودر دو جهت متنافر حرکت می کنند .

قانون اساسی میثاقی است بین فرد فرد افراد ملت با حکومت خود. کجای این قانون اساسی به نفع مردم است؟

ملت ایران در صدد دستیابی به آزادی فردی وسیاسی و اجتماعی است؛ حکومت اسلامی در صدد بسته بندی ملت به عنوان امت اسلامی پیرو ولایت مطلقه فقیه است . چگونه می توان این دو را با هم آشتی داد؟

اصلاح طلب یا هوادار طالبان !؟

آقای تاج زاده حکومت امروز ایران باید با تمدن و مدرنیته سازگاری داشته باشد حکومتی که مانند طالبان ها فکر می کند که نمی توان به قانون اساسی حواله داد. حکومتی که کشتن مخالفان خود را حکم خدایی می داند و آن را قانون می کند شهروندانش نمی توانند التزامی به آن داشته باشند و  را نباید اطاعت نمود یا رعایت کرد.

آقای تاج زاده !

آیا این شما و دوستان  شما از مجاهدان انقلاب اسلامی نبودید که حکومت طالبان را مستقل و ضد آمریکایی ارزیابی کردید؟ این اعلامیه شما به همین یکی دو سال پیش برمی گردد و نمی دانم چگونه می توان هم اصلاح طلب بود وهم از طالبان پشتیبانی کرد. خوب این حکومت به اصطلاح شما   سایه از طالبان چیزی  کم دارد؟

 می خواهیدبه عیان ببنید چقدر میان شما و مردم فاصله است ؟

همان زمان که اقای سلامتی دبیر سازمان مجاهدان انقلاب اسلامی می گفت باید از طالبان پشتیبانی کرد همه جهان این  شعار ملت ایران  را در تظاهرات گوناگون می شنیدند  که : طالبان حیا کن! سلطنت و رها کن !

آیا حافظه اتان اینقدر ضعیف شده است که این شعار را بخاطر نمی آورید؟ یا اینکه  فکر کرده اید مردم ایران علیه طالبان افغانستان شعار می دهند!؟

آقای تاج زاده!

این قدرت سایه که از آن ما را  می ترسانید چه تفاوت ماهوی با شما دارد؟  ایا شما به آزادی باور دارید ؟ آیا شما آزادی ادیان را می پذیرید؟ به آزادی های فردی احترام می گذارید ؟ مایلید که همه ی احزاب از جمله ملیون آزاد باشند و فعالیت نمایند؟ تفاوت شما فقط در تصاحب قدرت است و جنگ شما جنگ قدرت است وبس!

برای ملت ایران بسیار مشکل است که باور کنند کسانیکه حکومت سایه  را؛ این امامزاده ی   جمهوری اسلامی را به اتفاق ساختند و قانون اساسی آن را به اتفاق پرداختند و  هنوز از طالبان حمایت می کنند؛ معجزه ای ببنیند اگر این امامزاده کور نکند شفا نمی دهد.

کسانیکه در قتل عام 67  اگر مشارکت نداشتند سکوت کردند ، قتل های زنجیره ای را گذاشتند که ماستمالی شود ، خودی و نخودی می کنند و از رانت های گوناگون سوء استفاده می نمایند ؛ مذهب خود را برتر می دانند وهنوز از اقتصاد دولتی پشتیبانی می کنند بتوانند از آزادی مردم ایران  دفاع نمایند .

پایان سخن

پایان سخن اینکه مفهوم شما از قانون اساسی جمهوری اسلام  که درمفهوم مدرن آن در راستای رفاه و امنیت شهروندان باید باشد سازگار نیست.  قانونی که در خدمت بهشت و جهنم و آن دنیاست قانون نیست شرعیات است. شما افزون برآنکه اصلاح طلب نیستید خواستار هیچ  دگرگونی نمی باشید و گاه طالب طالبانید و گه طالب بازرگان. اما واقعیت آنست که فقط این جنگ قدرت است و شما می خواهید چون آبرو باخته اید از ملیون برای جنگ با قدرت سایه استفاده کنید. اصلاحات در جمهوری اسلامی عملی نمی شود مگر اینکه رفورم دینی صورت پذیرد و ملایان به کنج مسجدها برگردند. این تنها راه مبارزه و دگرگونی است، شما اگرنمی توانید در این راستا مبارزه کنید و  زورتان به رقیب یعنی همان حکومت سایه نمی رسد چرا سر ملیون را می شکنید؟ ملیون حق دارند برای تغییر این قانون اساسی و دفع شر این حکومت ننگ و جهالت و بربریت بکوشند و از افکارعمومی جهان نیز یاری بگیرند.

 

استکهلم 18 سپتامبر 2004

_______________________________________

* این هم از مصیبت های عرصه ی سیاست میهن ماست که برخی کلمه ها را که  از  فرنگی برمی گردانیم در جامعه خود بدنبال معادل آن می گردیم و ای بسا همتای فارسی  ما  غلط ازآب در می آید و می بینی به اشتباه در پی یک  نشانی که وجود خارجی نداشته است سال ها عمر تلف کرده ایم . برای نمونه  فئودالیسم یکی ازآن ها بوده وتازه متوجه شده ایم که لیلی زن بود است و مرد نبوده است. این نهضت در مورد کلمه هایی دیگر ادامه دارد...

اما اصطلاح محافظه کار و اصلاح گرا هم ازآن جمله کلمه هایی است که حکایت ملانصرالدین الدین را بیاد می آورد که بدروغ گفت که فلانجا آش می دهند و وقتی مردم ازدحام کردندخود ملا هم باورش شد و یک کاسه گرفت و درصف ایستاد.

اصطلاح اصلاح گرا را به خاتمی و دوستانشان داده اند و محافظه کار را به عسکراولادی و هیات موتلفه و حجتیه و ...در حالیکه  گروه نخست در پی  هیچ اصلاح و  رفورم و تغییری نیست به تازگی خود خاتمی نیز پس از هفت سال اعتراف کرده که من برای ایجاد تغییراتی نیامدم!؟ بدین جهت   آنچه که برازنده  اوست محافظه کاری است و برای دومی که بربریت را میجوید اگر صفت مستبد بنهیم خیلی ارفاق کرده ایم.