درخواست اسناد کودتای شیلی درسی برای ملیون ایران!

حسن بهگر

 

 

مدت ها بود كه می خواستم مساله ای را با خوانندگان  در میان بگذارم ولی دودل بودم تا این که درخواست افشای اسناد آمریكایی كودتای سال 1973 شیلی از طرف دولت این كشور سر عقده را باز كرد.

ما از روز  بیست و هفت ژوئن سال دو هزار و پنج كه  سایت راه انداختیم  به این امید بودیم كه بتوانیم باقی رسانه های آزادیخواه و مصدقی را در یك شبكه به هم پیوند بدهیم. نمی خواستیم صحبت از سازمان واحد یا متمركز بكنیم كه كسی خیال كند سودای ریاست داریم. برای این كار فكر كردیم انگشت گذاشتن بر نكته ای كه  دشمنان تاریخی ما را که هم  در کودتای 28 مرداد نقش داشته و هم در استبداد دینی فعلی موثر بوده اند افشاء کند؛  می تواند در شناساندن هر دو عامل استبداد حاکم بر وطن ما و همچنین تثبیت آن درحافظه ی ملی ما موثر افتد. به علاوه می تواند  بیان خواست همهُ مصدقی ها باشدکه به طور مشترك از سوی همه بیان گردد و روی هم رفته  نشانهُ خوبی از پیوند باشد . از آنجا که می دانستیم   مواضع در برابر حكومت اسلامی متنوع است گفتیم به امر قدیمی تری بپردازیم و جمله ای را كه مدت هاست روی این سایت است: (دولت های آمریکا و انگلستان انتشار اسناد کودتای  مرداد سال سی و دو    را به ایرانیان مدیون اند و تا این اسناد منتشر نشده امکان برقراری رابطه ی  سالم میان ملت ایران و آن  دو کشورموجود نیست ) انتخاب كردیم.

تصور می كردیم كه با این همه پشتكاری كه ملیون در یادآوری این واقعهُ دردناك نشان می دهند حتماً درخواست افشای اسناد آن به نظرشان شعار قابل قبولی خواهد آمد و  این شعار را روی سایت هایشان خواهند گذاشت. ولی زهی خیال باطل، هر چه به همه گفتیم كه این مساله ی مهمی است و می تواند خواست مشترك همه ی ملیون باشد و فایده اش هم قرار نیست به گروه معینی برسد، كسی گوش نكرد و ظرف این چند سال این خواست حداقل را هم كسی نخواست مطرح كند.

مقصود ما این بود كه بالاخره به هر ترتیبی كه شده ملیون هم یك اظهار وجود جمعی بكنند و این طور پراكنده نمانند تا بقیه نتوانند با خیال راحت نادیده شان بگیرند و در هر جا كه صحبت از مخالفان است میدان را به دست اصلاح طلبان سبز و بازماندگان آریامهر و چپ گرایان نادم بدهند. اما كسی نخواست این مشكل را بپذیرد و پا در راه حلش بگذارد.

دوای درد مردم ایران همان دمكراسی است كه ملیون با تمام پست و بلند حیات سیاسی اشان شست سال است كه از آن دفاع می كنند. ولی همه شاهدند كه با این وجود از صحنه ی رسانه ها غایبند و اگر از سایت های خودشان بگذریم هیچ جا تریبونی برای ابراز عقیده به آنها داده نمی شود. آیا اگر در این شرایط خودشان هم نخواهند چاره ای برای این كار بیاندیشند و حتا كوچكترین نشانه ی همبستگی را هم بروز ندهند حق گله خواهند داشت؟

در شیلی كه خوشبختانه مدت هاست دوباره صاحب دمكراسی شده باز مردمش از تقاضای افشای اسناد صرف نظر نمی كنند و جداً از دولت آمریكا می خواهند كه اسرار كودتا را افشا كند ولی ما چه می گوییم؟ همین فقط سالی یك اعلامیه می دهیم؟

 اگر خودمان خودمان را جدی نگیریم و درخواست حداقلی از سوی ملیون مطرح نكنیم چه ایرادی به دیگران هست؟

هنگامی که در بدیهی ترین مسایل اشتراک عمل نداریم چگونه می توانیم پیروز شویم؟ در حالی که  مطالبه این  اسناد از حقوق ملت ماست که بدانند چه کسانی دوباره دیکتاتوری رابرگرداندند  و در نهایت جمهوری اسلامی را بر ما مسلط کردند.

آیا بهتر نیست كه قدری از دلمشغولی های شخصی مان جلوتر برویم. مگر مساله فقط مربوط به ماست؟ ملت و منافع آن کجا بحساب می آید ؟ مگر هدف از ایجاد گروه های سیاسی ملی برقراری دمكراسی در ایران نیست؟ وقتی خودمان را اینطور ضعیف می كنیم چگونه توقع داریم كه در این بلبشو به ما جایی برای عرضه ی حرفمان بدهند؟ با این كارها كه دور را به دست دشمنان تاریخی ملیون می دهد ضرر اصلی را به كه می زنیم؟ به خودمان یا به ملت؟

 

حسن بهگر

مدیر سایت ایران لیبرال

شیلی خواهان دریافت پرونده‌های دوران پینوشه از آمریکا شد

http://www.iranliberal.com/khabarha/parvandehPinoche.htm

 

بازگشت