2009-10-27 استکهلم

سپاه پاسداران ارتشی بدون آینده !

حسن بهگر

[این مقاله برای سایت iranliberal.com نوشته شده است و نقل آن با ذكر مأخذ آزاد است]

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آغاز به عنوان یک نیروی مسلح موقت برای مقابله با کودتای احتمالی تاسیس شد و بتدریج توانست الگوهای انضباطی یک سازمان نظامی را بیامورزد و به ایدئولوژی اسلامی مجهز گردد. جنگ با عراق که رخ داد با وجود آن که در اغلب موارد ارتش نقشی موثر داشت فرصتی برای سپاه بود که ارتش را به حاشیه براند ، و این سپاه بودکه با وجودتلفات زیاد (و اکثرا در اثر ندانم کاری) در رسانه ها مطرح می شد. حسینعلی منتظری درهمان هنگام انتقاداتی بر رقابت بسیج و سپاهی و ارتش داشت. به هرحال با همت مردم که به دفاع از کشور برخاسته بودند دشمن رانده شد و جنگ به پایان رسید اما هنگامی که رزمندگان کوله بار جنگی خود را در خانه اشان بر زمین گذاشتند با واقعیتی تلخ روبرو شدند که رفقای سپاهی آن ها که عهده دار امور اداری بودند و از پشت میزشان هم تکان نخورده بودند با فراغ بال و دور از غوغای جنگ توانسته بودند با گرفتن مدارک تحصیلی قلابی و با اشتغال پست های حساس به ثروت های افسانه ای دست یابند. صدای معترضان مکتبی که از دست صدامیان جان بسلامت برده بودند بجایی نرسید و کم کم کنار گذاشته شدند و حتا برخی به زندان هم افتادند.

نمونه بارز این چپاولگران رفیق دوست بود که برراس بنیاد بنام مستضعفان نشسته بود؛ پس از برملا شدن بخش کوچکی از سوء استفاده ها از این بنیاد وی بیلان کار خود را فقط به خامنه ای داد و از صحنه سیاسی ناپدید شد و معلوم نگردید میلیاردها ثروت این بنیاد از کجا تامین شده و به چه مصرفی رسیده است.

در ایران حاکمیت نظامی سابقه ی طولانی نداشته است ولی در دوره ی احمدی نژاد با گماشتن تدریجی و خزیده ی نظامیان و زندانبانان بر راس امور ، از مدت ها پیش ایران را مانند یک زندان بزرگ اداره کرده اند .سپاه پاسداران توانسته است بر خلاف بسیاری از کشورها که نیروی نظامی از پلیس جداست با آن هماهنگی کند و موفق شده در کنار لباس شخصی ها یک نیروی سرکوبگرضد شورش هماهنگ داشته باشد که در برابر مردم بصورت موثر عمل کنند. سپاه فقط از مالیات و دسترنج مردم تغذیه نمی کند بلکه تقریبا با بهره گیری از همه ی منابع اقتصادی و حتا قاچاق ، بویژه منابع فروش نفت به غول بزرگ اقتصادی تبدیل شده است .

اما سپاه با مشکلاتی نیز روبروست و آن نبود آرمان مشترک و عدم حرکت در راستای وحدت ملی است. ایدئولوژی اسلامی حکومتی با تصفیه حساب های سی ساله از رهبران جمهوری اسلامی و تشتت آرای مراجع به هرج و مرج فکری بسیاری دامن زده است .با این همه امروز سپاه در تمام عرصه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور حضورقدرتمندی دارد و با ابتکار این گروه بود که سعی در بی آبرو کردن ملایان سعی در بیرون کردن ملایان از قدرت و یک کاسه و یکدست کردن هرچه بیشتر قدرت داشته اند. وقایع پس از انتخابات دوره ی دوم احمدی نژاد بسیاری از معادلات و پنهانکاری های این گروه را بهم زد و امروز این پرسش مطرح است که سپاه با توجه به جنبش های رو به گسترده ی مردم چه آینده ای را برای خود رقم خواهد زد؟

شواهد حاکی از آنست که سرکوب پاسخ دلخواه را نمی دهد وتا به حال کارساز نبوده و جنبش از مرحله نطفه گذشته و در حال شکل گرفتن است به همین سبب حکومت اسلامی از تجمع برای دعای کمیل و ندای الله اکر هم واهمه دارد. روزهای قدس و 13 ابان که می توانست مردم را پشت حکومت گردآورد اکنون تبدیل به کابوسی هولناکی شده است که رژیم از فرارسیدن چنین روزهایی وحشت دارد.سپاه نیروهای بسیج را که بیست میلیونی دانسته می شد در نیروی زمینی مستحیل ساخت و مشخص شد که از میلیون هابسیجی خبری نیست و همین چند هزار مزدور نیز درحال ریزش اند.

جلسات گوناگون حل اختلاف از جانب ملایان وهیات موتلفه تاکنون راه بجایی نبرده است. این امر حاکی از اینست که سپاه می خواهد در عرصه سیاسی و نظامی و اقتصادی یکه تازی کند و حاضر به تقسیم این کیک با رقبا نیست. پرسش مهمی که خودنمایی می کند اینست که این سازمان برای ادامه حیات در جهت منافع کدام یک از طبقات و اقشار جامعه است؟ ودیگر این که آیا سپاه می تواند جایگزین ارتش شود؟

برای یافتن پاسخ شاید بررسی اجمالی گذشته بد نباشد.

همانطور که پیش تر گفته شد تشکیل سپاه در اوایل انقلاب با ترس از تکرار کودتای 28 مرداد و برای مقابله با دخالت خارجی هنگام دولت موقت بازرگان تشکیل شد ولاهوتی به سرپرستی آن گماشته گردید. در آن هنگام به ارتش شاهنشاهی که یکشبه زیر پای بختیار را بنابدستورهایزر خالی کرده بود اعتمادی نبود و ممکن بود همین قصه برای به خمینی تکرار شود (این که دولت موقت چرا برای سرپرستی سپاه از میان افسران کاردان و مورد اعتماد ملی استفاده نکرده و پای ملایان را به یک سازمان نظامی بازکرد باید از نهضت آزادی و خصوصا از دکتر یزدی پرسید) پس از برکناری بنی صدر، لاهوتی بدون اتهام توسط لاجوردی دستگیرشد و حتا پادرمیانی احمد خمینی نتیجه نداد تا جنازه اش را تحویل دادند و گفتند به سبب ناراحتی قلبی درگذشته است!

پس از آن هم سپاه پاسداران تبدیل به چماقی برای سرکوبی مردم شد و بارها علنا اعلام کرده که وظیفه اش مقابله با خیزش های مردمی است. ظاهرا این بدان معناست که ارتش و ظیفه مقابله با دشمن خارجی را دارد خواهد ماند و سپاه از وظیفه ی اولیه خود عدول کرده و به سیاست و اقتصاد پرداخته است . بخش خصوصی ، کارخانه دارها و غیره حتا اگر از همپالکی های همین رژیم باشند که دستی گشاده بر چپاول مردم دارند چون به سپاه به چشم رقیب می نگرند از آن تنفر دارند. اکثریت مردم که هر روز توسط عوامل سپاه آزار می بینند نیز از آن متنفرند. در صفوف اصلاح طلبان دینی و ملایان و مراجع هم پایگاه مستحکمی ندارند که هیچ با مخالفت های گسترده ای روبرو هستند.

اگر به کشورهای کشورهای همسایه مانند ترکیه و پاکستان بنگریم که ارتش نقش مهمی دارد از آن روست که ارتش با هویت ملی آن ها گره خورده و از پشتیبانی بسیاری از طبقات و اقشار برخوردار است. برای مثال نیروهای مسلح پاکستان در سال 1947 با تاکید بر هویت دینی و ملی و در دشمنی با هند ساخته شد. کمبود نیروی انسانی ندارد و خدمت داوطلبانه است و اجباری نیست. تاسیس ارتش همراه با تاسیس پاکستان و جزیی از هویت ملی آن شده است یا ارتش مدرن ترکیه که با کمال آتاتورک رئیس جمهور سکولار 1923 تاسیس شد و در جنگ های اول و دوم جهانی رشادت های بسیاری از خود نشان داد و خود را نگهبان کمالیسم می داند و ترکیه خلاصی خود را از خلافت عثمانی مدیون نگهبانی ارتش از قانون اساسی می داند.

در حالیکه پاسدارانی که نهایت خشونت وستمگری بر مردم خود روا داشته اند آن هم برای حفظ منافع شخصی و گروهی خود نمی توانند از عاقبت این تبهکاری ها در امان باشند و همراهی ملت را جلب کنند . نابرابری در میان پاسداران بسیار آشکار است و گروهی که به سبب وابستگی یا تملق و چاپلوسی اجازه ی چپاول مردم را گرفته اند بیشترین دشمنان را در میان سپاه پاسداران بوجود آورده است. تغییر یکشبه زندگی کسانی که تا دیروز هیچ چیز نداشتند و امروز از همه ی وسایل رفاهی برخوردارند بر تنفر مردمی که هر روز با گرانی روزافزون اجناس و سختی معیشت دست به گریبانند افزوده است. این نیروی زائده نه در جهت حفظ حاکمیت ملت و تمامیت ارضی ایران که برای ایجاد وحشت و در مقابله با آزادی مردم و حقوق شهروندی قد علم کرده و کاملا درجهت منافع شخصی و با پیشینه ای پر از نکبت و آزار و جنایت و شکنجه مردم چون ریشه ندارد نمی تواند عمر درازی داشته باشد.

2009-10-27 استکهلم