چرا نهضت آزادی ساکت است؟

حسن بهگر

 

این روزها که حکومت اسلامی از برگزاری نشست چهل و ششمین سالگرد تاسیس سازمان نهضت آزادی جلوگیری نمود، بسیاری از آزادیخواهان این عمل را به درستی محکوم کردند ؛ وقنی که گروه های نظامی و شخصی با قداره و باتوم و اسلحه ی گرم به عنوان مبارزه با بدحجابی به مردم بی گناه و بی سلاح، به ویژه زنان حمله ور شدند تنها معدود سازمان ها و گروه های داخلی همچون کانون نویسندگان و جبهه ملی به اعتراض و محکوم کردن یورش وحشیانه رژیم به مردم و مخصوصا زنان پرداختند.

 

روی سخن من با ملی مذهبی ها به ویژه سازمان نهضت آزادی است که مدعی قاطعیت و به تعبیر خودش دارای چپ ترین مواضع در این طیف است که چرا به جای بیانیه های تسلیت فوت فلان و بهمان به این امر مهم نمی پردازند؟

نهضت آزادی که برای عطسه ی رهبران فلسطین و درگذشت زن چندم فلان آیت الله اعلامیه می دهدامابرای فاجعه ا ی اجتماعی که زنان را خانه نشین کرده و امنیت و حیثیتشان را سلب نموده نمی تواند اعلامیه بدهد و آن را محکوم نماید؟

 

 

بی داد و ستمی که بر زنان در ایران زیر عنوان مبارزه با بی حجابی می رود غیر قابل توصیف است و این چیزی است که زنان فرهیخته به درستی آن را دریافتند و از اول انقلاب به مبارزه با آن برخاستند. به هر روی زنان در آن فضای توهم زا ، آگاهانه برای دفاع از حق پوشش و دیگر حقوق خود به میدان آمدند اما به جای یاری و همدلی و همزبانی از نهضت آزادی که حکومت را قبضه کرده بود جز همراهی با آخوندها چیزی ندیدند و نشنیدند.

 

اصولا تفاوت نهضت آزادی و ملی مذهبی ها با حاکمان فعلی در چیست ؟

 

خانم هایی که دران هنگام در آژانس هواپیمایی کار می کردند نماینده ای به خانه ی طالقانی فرستادند که به فریاد ما برسید که عده ای با شعار یا روسری یا توسری به ما حمله می کنند.

 

پدر طالقانی (لابد این لقب از کشیش های فرنگی به ارث رسیده ) به جای برخورد مسئولانه باواقعیت کوشش در انکار آن کرد: هیچ کس در جمهوری اسلامی زنان را به داشتن حجاب مجبور نمی کند و عناصری می کوشند یک جناح بزرگ انقلاب یعنی زن ها را از انقلاب جدا کنند. وی آنا ن را به صبر و سکوت دعوت کرد و محض احتیاط در ضمن توصیه فرمود که یک روسری مانند روسری ایندیراگاندی نخست وزیر هند از حیثیت آنها کم نمی کند !!

نظیر این سخنان را مهدی بازرگان از تلویزیون گفت و در محسنات روسری افزود که یک روسری سر را از گرد و خاک هم محفوظ نگهمیدارد!

لابد شمردن مزایا و محسنات بهداشتی روسری یکی از ویژگی های نهضت آزادی و نشانه ی میانه روی این سازمان است!

مهندس بازرگان و پدر طالقانی زنده نیستند ببینند که حیثیت و جان انسان ها به ویژه زنان به عنوان مبارزه با بدحجابی چگونه برباد می رود؛ وچگونه با مشت و لگد و باتوم به زنان حمله می کنند ، تجاوز می کنند، غرامت می ستانند و خانواده ها را متلاشی می سازند ، دختران و زنان ما برای بیرون آمدن از خانه چه تاوان سنگینی باید در برابر جانوران بسیجی و پاسدار بدهند.( آیا ان مرحومان اگر زنده بودن کاری می کردند؟) اما وارثان نهضت آزادی ماشاالله زنده هستند و فعال . آیا هنگام آن نرسیده است که همین وارثان تکانی به خود بدهند و به عنوان گروهی که مسئولیت بزرگی در آوردن این حکومت اسلامی دارد در این مورد فریادی بزنند ، یا این که نهضت آزادی فقط به فکر نشستن بر مسند حکومت است و لحظه ای فکر نمی کند دفعه ی پیش که حکومت کرد چه گلی به سر مردم زد که مردم بازهم خواستارش باشند.

و در یک کلام باید پرسید این که حجاب من در آوردی و فجایعی که به نام آن در ایران جریان دارد با مبادی عالیه دین مبین اسلام با توجه به مقتضیات زمان و عصر که اصل و اساس نهضت آزادی را تشکیل می دهد مطابقت دارد یا نه؟ و یا ا ین که اصولا چون مساله زنان کمکی به گرفتن قدرت نمی کند برای نهضت آزادی هم اهمیتی ندارد؟

 

چند سال پیش در شیکاگو در مجلس یادبود دکتر مصدق، من قولی از فریدون آدمیت را نقل کردم که مصدق در برابر پیشنهاد عده ای برای واگذاری پست وزارت فرهنگ به مهندس بازرگان، گفته بود وی برای این مقام مناسب نیست چون اگر وزیر فرهنگ شود می خواهد همه دختران مردم لچک به سرکنند . باید این را بیفزایم که این سخن را به کرات از دیگران هم شنیده بودم ولی خواستم گفته ی یک مورخ معینی را ماخذ قرار دهم.

اقای عبدالکریم لاهیجی در مقام اعتراض در آمد که خیر این طور نیست و دختران آقای بازرگان بی حجابند.

در آن مجلس مجال بحث نبود و نگفتم که بی حجابی دختران آقای بازرگان پاسخ قانع کننده ای نیست و از مسئولیت آقای بازرگان نمی کاهد ؛ اقای بازرگان یک مسئولیت سیاسی در مقام نخست وزیری داشت که بدان عمل نکرده است ، رفتار خصوصی ایشان چه ربطی به ملت ایران دارد؛ من چه می دانم شاید زور آقای بازرگان به دخترانش نرسیده است! چنان چه دختران رفسنجانی هم به حجاب بی اعتقادند ولی آیا این دلیل میانه روی رفسنجانی می شود ؟

این پرسش را برای امضا کنندگان اعلامیه معترضین به محرومیت از برگزاری جلسه چهل و هفتمین سال نهضت آزادی نیز می توان مطرح کرد که آیا فقط آزادی اعضای نهضت آزادی مد نظر آنهاست و یا ستمی هم که بر نیمی از جمعیت ایران برود برای آنان مختصرمعنایی دارد؟

 

در هنگام نخست وزیری دولت موقت بازرگان هزاران زن در پایان تظاهرات خود قطعنامه ای را در برابر ساختمان دادگستری تهران به شرح زیر اعلام کردند:

 

1-   پوشش متعارف زنان باید با توجه به عرف و عادت و اقتضای محیط به تشخیص خود آن ها واگذار شود.

2-   حق برخورداری مساوی با مردان از حقوق مدنی

3-   حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی زنان بدون هیچ تبعیضی حفظ و تامین شود.

4-   امنیت کامل زنان در استفاده از حقوق و آزادی های قانونی تضمین شود.

5-   برخورداری واقعی از آزادی های اساسی برای زنان و مردان کشور تضمین شود.

6-   هرنوع نابرابری بین زن و مرد مرتفع شود.

7-   مواضع شغلی فعلی زنان حفظ شود.

8-   نقایص قانون حمایت خانواده جهت تامین هر چه بیشتر حقوق از دست رفته زنان مرتفع گردد.

 

در پایان این قطعنامه خواسته شد که مهندس بازرگان نظر خود را در این مورد اعلام کند. اگر نهضت آزادی از پاسخ آقای بازرگان خبری دارد بسیار نیک است که مردم ایران را آگاه سازد چون ارث اولین نخست وزیر خمینی را خورده است لازم است دیونش را هم ادا کند.

 

من در نیت خیر هیچ کدام از بزرگواران نهضت آزادی مانند بازرگان ، طالقانی ، سحابی شک ندارم اما حسن نیت شرط کافی برای دخالت در سیاست و سکاندار شدن کشتی مملکت در حساس ترین لحظات تاریخی نبوده و نیست ؛ برای این کار مختصری قابلیت هم لازم است ؛ در نهایت آیا جز این است که تعلقات مذهبی آنها همان چیزی را می گوید که حاکمان امروز نمایندگی می کنند؟

 

صدماتی که جامعه ی ما از آدم های صالح و درستکارولی بی فکر و واپس گرا خورده غیر قابل جبران است، چنان عملکردهایی و چنین سکوت هایی حاکی از وفاداری آنها به سنت های پوسیده ی مذهبی فاصله ی طولانی این مدعیان را با دموکراسی و آزادی و خردگرایی نشان می دهد.

 

استکهلم 2007-05-25