احمدی نژاد در پوست شیر

حسن بهگر

behgar@iranliberal.com

رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت!

ظاهرا صورت ساده مساله اینست که گزارش محرمانه ی 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا چهار ماه روی میز جرج بوش بوده و احتمالا کوشش دیک چینی و جرج بوش و دیگر مدیران اجرایی برای جلوگیری از انتشار آن به جایی نرسیده است.

اما از سوی دیگر درچند ماه گذشته شاهد گفتگو و همکاری نزدیک ملایان و آمریکا در عراق بوده ایم. اعتراف فرماندهان آمریکایی به کاهش بحران و ترور در عراق به نحوی که بازگشت میلیونی پناهندگان عراقی از سوریه را در پی داشته و همچنین آزادی دیپلمات های حکومت اسلامی از نتایج این همکاری بوده است.

آیا جمهوری اسلامی مانند دوره ی ریگان این بار با دموکرات ها و مخالفان خط مشی اسراییل و جنگ معامله نکرده است؟

این تاکتیک ملایان که همواره از بحران های پیش آمده تا آخرین مرحله سود جسته اند و سپس تن به خواست های طرف مقابل داده ند جدید نیست. د رگروگان گیری سفارت آمریکا نیز همین تاکتیک را شاهد بودیم؛ (خشونت در سخن و نرمش در عمل ؛ تاکتیک آن زن محجبه درشعر ایرج میرزا را بیاد می آورد، از یاد نبریم که خامنه ای مذاکره با آمریکا را بی غیرتی خوانده بود) می دانیم که جنگ ایران و عراق نتیجه ی این گروگان گیری بود و پی آمد آن قرارداد الجزایر میلیاردها ثروت ایران را بباد داد؛ آن چه که ملایان در این بحران بدست آوردند تحکیم حکومت خود و سرکوب مخالفان بود.

اکنون احمدی نژاد از پیروزی سدساله اخیرسخن می گوید در حالی که حکومت اسلامی با وجود حقانیت حقوقی ایران در امر باروری هسته ای به سبب فقر دیپلماسی نتوانست مساله را پیش ببرد و جهان را علیه خود برانگیخت و اگر تضاد واقع گرایان و دموکرات های آمریکا همچون مآده ی آسمانی به دادش نرسیده بود ملت ایران با فاجعه ای مهیب و عظیم روبرو شده بودکه هست و نیستش را بباد می داد.

چه کسی تاوان ندانم کاری های حکومت اسلامی و آمریکا را می پردازد؟

سیاست تجاوزگرانه و ساده لوحانه بوش توانست عوام را با شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست پشت احمدی نژاد بسیج کند و غیر مستقیم نیز خواص را هم که همواره با آمریکا ستیزی هویت می یابند همسو با جمهوری اسلامی بگرداند.

در نتیجه آمریکا نه تنها به روند دموکراسی در ایران کمک نکرد بلکه کار را حتا برای مخالفان احمدی نژاد در حکومت مانند رفسنجانی نیز دشوار نمود .

 

اگر سیاست را سلسله عملیاتی بدانیم که موجب راه نجات ما از وضعیت موجود است تا به رویاهایمان جامه عمل بپوشاند؛ آن گاه پی خواهیم برد که بسیاری از اوقات دنبال بحران های ساخته و پرداخته حکومت اسلامی دویده ایم یا در بند کلیشه ها و جزم های سیاسی گرفتار شده ایم . بسیاری از اعلامیه ها و بیانیه های متعددی که در مورد جنگ انتشاریافت شاهد این مدعاست.تا هنگامی که اپوزیسیون دنبال بحران های ساخته شده ی رژیم برود؛ تا هنگامی که بحران ادامه دارد اپوزیسیون ناچار است به دنبال سیاست حکومت راه بیفتد و فتیله ی بحران هم دست رهبران حکومت است و هر زمان خواستند به توافق و سازش دست می یابند و عملا اپوزیسیون را به دنباله روی از حوادثی که خود می آفریند ناچار می سازد واین دایره ی معیوب از اول انقلاب ادامه دارد ؛ روزهای نخستین انقلاب خطر کودتا ؛ سپس گروگان گیری سفارت آمریکا ، آن گاه جنگ ایران و عراق و سرانجام بحران مسخره ی انرژی هسته ای . در حالیکه همه ی این بحران ها قابل اجتناب بود و این رژیم خود آتش بیار معرکه ی همه ی این فتنه ها بوده است ، در حالی که مساله اصلی ما آزادی و دموکراسی و حقوق برابر شهروندی است و نه چیز دیگر .

نه دل بستن به دخالت آمریکا یا هر کشور خارجی دیگری کارساز و مشکل گشاست و نه چشم بستن به تحریکات حکومتی که برای بقای خود دست به بحران آفرینی می زند معقول است. باید هم دخالت خارجی و هم تحریکات حکومت اسلامی را محکوم کرد و با آن مبارزه نمود ؛ هم نیروی مداخله گر خارجی متجاوز است و هم حکومت داخلی واپس گرا که اولین مقام اعدام را در جهان دارست. هیچ تئوری نمی تواند حمایت از چنین حکومت مستبدی را که برای ادامه ی حکومت خود چشم در می آورد ، هر روز دست و پا قطع می کند و میلیون ها از مردم میهن ما را مجبور به تبعید می نماید توجیه نماید. این سیاست مستبدانه ملایان است که مجال دخالت خارجی را فراهم می کند . وهمچنین این همان آمریکا و اروپایی است که تا چندی پیش چشم بر قتل عام مبارزان و کشتن و ترور رهبران اپوزیسیون بسته بودند. امروز بعلت تضاد منافع خود با روسیه و چین به مساله ایران تمرکز کرده اند و اپوزیسیون باید از این فرصت سود ببرد. این یک موقعیت استثنایی است از یاد نبریم که تاچند سال پیش هزاران مبارز را در زندان اعدام می کردند و یا شخصیتی مثل دکتر شاپور بختیار را سر می بریدند و یاشرفکندی و همراهانش را در روز روشن در اروپا با گلوله سوراخ سوراخ می کردند و آب از آب تکان نمی خورد. امروز جهان متوجه ایران است و اگر در یک دهکده ی دور افتاده ای کسی را دستگیرکنند همه دنیا علیه آن اعتراض می کنند.

باید بر مساله آزادی های مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر و دموکراسی تاکید نمود و از حمایت اخلاقی کشورهای خارجی برای پیشبرد مبارزه سود جست و تا ریشه کن کردن این حکومت از پای ننشست.

بیماری بنیادگرایی خمینی امروز چنان گسترش یافته که با انشاالله و ماشاالله مداوا نمی شود، بازهم بحران سازی و تحریکات ادامه خواهد یافت ؛ حکومت اسلامی مدافع منافع ملی ما نیست و از استقلال ایران نیز دفاع نمی کند و خود جاده صاف کن دخالت خارجی است و بزرگترین لطمه و خسارات را بر استقلال ایران زده است . سیاست تجاوزگرانه آمریکا سبب شده است تا احمدی نژاد ،ضعیف ترین و حقیرترین چهره ی حکومت اسلامی تبدیل به قهرمان شود در حالی که هنوز خطر بر سر ایران پر پر می زند و احتمال تجزیه ایران می رود و مردم مطالبات فراوانی دارند که کمترین آنها غم نان است و این رژیم نه غم آن دارد و نه توان پاسخگویی بدان و به جز ماندگاری خود به چیزی نمی اندیشد. مردم ایران تنهایند و افزون بر آن تاوان همه ی ندانم کاری های آمریکا را نیز باید پرداخت نمایند. احمدی نژاد تازه پر در آورده ، پرواز این جغد شوم دست پرورده ی ملایان پی آمدهای خوش آیندی ندارد.

2007-12-08 استکهلم