|
حشمت الله تبرزدی
و تجویز تئوری
خانمان بر انداز
فدرالیسم برای
ایران! اشکان رضوی "کو دور ماند
از اصل خویش باز
جوید روزگار وصل
خویش" Ashkan.rzv@gmail.com می دانم که در طول
سالهای اخیر هزینه
زیادی بابت اهدافت
داده ای. و هم اینک
نیزبه همان دلیل
در زندان به سر
می بری. و شاید کسی
تا طعم زندان را
نچشیده باشدو
شرایط طاقت فرسای
آن را تجربه نکرده
باشد نتواند در
باره شرایط و روحیات
یک زندانی به داوری
بنشیند. اما چون
طعم زندان را چشیده
ام اجازه بدهید
تا به خودم اجازه
بدهم که سخن انتقادی
ام را با
شما در میان بگذارم.
اگر چه شاید شما
تا هنگام آزادی
ازآنچه که نوشته
ام آگاهی نیابید
اما کاش می شد از
همان طریقی که
موفق شده اید پیام
ویدئویی خودتان
را منتشر کنید
این نوشتار من
را به دست شما برسانند!. روزی
که بنا شد جنبش
همبستگی بنیان
گذاری شود هنوز
شما در جلسات ما
حضور نداشتیدو
چندی بعد دوستی
مشترک بدون هماهنگی
با دیگر عزیزان
شما را به جمع دعوت
کرد، و جمع را در
مقابل عمل شده
قرار داد.همان
روز یکی از دوستان
نظرم را درباره
حضور شما در جمع
پرسید!و البته
نظر منفی خودش
رانیزدرباره
حضور شما بیان
داشت. به او گفتم
تبرزدی گذشته
ی قابل دفاعی در
دوره دانشجویی
شاید نداشته باشد
اما آنچه که برداشت
من از شرایط کنونی
او می تواند باشد
این نکته است که
او با توجه به هزینه
ای که داده، شاید
در دیدگاههای
سیاسی خویش تجدید
نظر کرده باشد
و باید به او فرصت
داد. و نباید درباره
او حکم صادر کرد.در
گفتگوهایی نیز
که بین من و شما
در چند جلسه عمومی
و خصوصی رد و بدل
شد به نظرم آمد
که به واقع دچار
دگرگونی شده اید
و ازآن حالت ماجرا
جویانه (نه سیاسی)
و خود محوری و لیدر
مسلکی پیشین رهایی
یافته اید و می
خواهید تئوریک
و در راستای منافع
ملی ایران و دموکراسی
وآزادی مبارزه
کنید.به صراحت
از همگرایی و اتحاد،
حول محور نیروهایی
ملی و به ویژه جبهه
ملی سخن می گفتید
و تمام قد به یک
ناسیو نالیست
دوآتشه مبدل شده
بودید. همان
هنگام بسیاری
از دوستان سازمانی
و هموندان جبهه
ملی به صراحت من
و دوستان دیگر
را از نزدیک شدن
به شما پرهیزدادند
و همه سخن آنها
نیز در یک جمله
خلاصه می شد وآن
اینکه: مهندس تبرزدی
اگر چه هزینه بسیاری
پرداخت کرده اما
به عنوان یک عنصرباورمندبه
میهن پرستی و ملی
گرایی نمی توان
به او اعتماد داشت. با همه
این احوالات و
دلخوری دوستان
ملی هرآنچه را
که آسمان و ریسمان
نامیده می شود
بافتیم تا در توجیه
دفاع از شما بکار
بندیم . اما این
اعتماد ما به شما
و هزینه ای که بابت
این اعتماد پرداخته
بودیم دیری نپاید
که متوجه شدیم
، شما علارغم همه
شعارهای دموکراسی
خواهانه ای که
می دهید خود باوری
به این مهم ندارید
و در همان اوایل
تشکیل همبستگی
تلاش نمودید تا
برای خودتان سمتی
دست و پا کنید و
باند بازی راه
انداختید و یارگیری
نمودید. و شوربختانه
چندی بعد دیدیم
که مراودات بی
نهایت دوستانه
ای نیز با تجزیه
طلبان و انترناسیونالیست
ها و جماعت های
رنگ وارنگ دارید. ما خود
کرده ای بودیم
که دیگر ما را تدبیری
نبود. نه در مرام
ما بود که درگیر
مجادلات اینچنینی
بشویم و به دنبال
حذف گرایی وبه
دست گرفتن پست
و مقام های تقسیم
شده باشیم و نه
اینکه علاقمند
بودیم شما از ما
رنجانده شوید
. لاجرم چاره ای
جز این نبود که
عطای آنچه را خود
بنیان گذارده
بودیم به لقایش
ببخشایم و عرصه
را برای جولان
شما و یارانتان
باز گذاریم . نه
از روی نا توانی
بلکه ازآن جهت
که امید داشتیم
آنچه پیرامون
شما احساس می کردیم
به زودی تداعی
گر ذهنیت نا درست
ما درباره شما
باشد. اما افسوس
که هر چه گذشت دیددیم
و شنیدم که تحلیل ما
چندان نادرست
نیز نبوده.لذا
شمارا به حال خودتان
وا گذارکردیم
وعلارغم عدم حضوردرجلسات
،ازهمبستگی تا
جایی که معقول
بود به دفاع بر
خواستیم. چندی
پیش شنیدم که شخصی
به نام عباس خرسندی
که هیچ بروز و ظهوری
در همبستگی نداشت
و ندارد خود را
کاربدست این جریان
به نادرست در برون
معرفی کرده وارباب
جمعی اضداد را
تلاش دارد تا زیر
نام همبستگی همبسته
!کند. کمی بیشتر
که مطالعه کردیم
متوجه شدیدم که
در این ملغمه شهرآشوب،
از شیرمرغ تا جان
آدمیزاد همه حضور
به هم رسانده،و
از زمره عالی جنابانی
هستند که در کارنامه
آنان همه چیزو
همه جنسی دیده
می شود جز باورمندی
به دموکراسی وآزادیخواهی
و به ویژه میهن
پرستی.حال در نهایت
شوربختی یک اعتماد
سوزی دیگر در طیف
اپوزسیون توسط
عده ای اپورتونیست
شکل گرفته بود.و
جز آگاهی رسانی
نیز کاری از دست
ما بر نمی آمد و
کار حضرات نیز
در این نمایش چندش
آور شده بود تهمت
پراکنی و وابسته
دانستن ما به رژیم
به دلیل فاش گویی.(حکایت
آن دزدی که می گریخت
وفریاد سر می داد"آی
دزد آی دزد") جناب
مهندس تبرزدی بی گمان
به یاد خواهیدآورد
که در هنگام تنظیم
اساسنامه همبستگی
چندین جلسه به
گنجاندین بند
تمامیت ارضی صرف
شد و اکثریت قاطع
موسیسن به این
بند رای مثبت دادند
و باورمندی خود
را در این باره
تاکید نمودند.
و شاید بد نباشد
که یاد آوری کنم
همان هنگام نیز
شما مواضع دو پهلو
اتخاذ نمودید
که ما شوربختانه
چون کور و کر،نیک
اندیشی و خوشبینی
کاذب ! بودیم متوجه
نشدیم که غایت
اندیشه شما چیست. دیروز
با منتشر شدن پیام
ویدئویی شما و
بیان واژگان قصار!
درباره شرایط
میهن و دموکراسی وآزادی که
این روزها از دهان
فرودست ترین قشر
جامعه هم می توان
این شعارها را
شنید، به ناگه
خواندم که در قامت
سخنگوی همبستگی
سخنی را به نادرست
بیان کردید که
همچو ریختن آبی
سرد بر بدن، هرآنچه
که ذهنیت مثبت
در باره شما بود
به یاس مبدل شد. سخن گفتن
از فدرالیسم بی
گمان در قامت سخنگوی
همبستگی ،تخطی
کردن از اصول همبستگی
یعنی "باورمندی
به تمامیت ارضی"
است. ای کاش این
جمله ضد میهنی
را فقط با نام و
مسئولیت حشمت
الله تبرزدی بیان
می داشتید و از
هزینه کردن جایگاه
سخنگویی همبستگی
برای این مغلطه
زشت پرهیز می نمودید.و
همگان باید بدانند
و آگاه باشند،
این اندیشه صرفا
اندیشه شما بوده
و هیچ یک از پایه
گذاران نخستین
همبستگی باوری
به آنچه را که شما
بیان داشته اید
نداشته و ندارند.
و باور نیز دارم
دانسته های شما
پیرامون فدرالیسم
فرتر از القائات
مشتی تجزیه طلب
نبوده و نخواهد
بود و پیشنهاد
می کنم توفیق اجباری
اوقات فراغت زندان
را غنیمت شمرده
و بر دانش خود در
باره این مغلطه
جغرافیایی بیافزاید. وبدانید"
در جایی که کشورهای
اروپایی همه تلاش
خود را صرف این
کرده اند که اتحادیه
اروپا را تشکیل
دهند شرمگنانه
خواهد بود که برای
ما فدرالیسم و
تجزیه میهن را
تجویز می کنند. یک قانون
کلی در باره تخطتی
از اصول حزبی و
سازمانی چنین
حکم می کند : اگراعضاء-
مسئول حزب یا یک
سازمان سیاسی
بر خلاف اصول آن
سازمان گام بردارد
خود به خود از سمت
خود عزل و عضویتش
در آن تشکل لغو
خواهد شد. من به
نوبه خودم نسبت
به تنظیم رابطه
با شما دچار اشتباه
شده و اکنون به
این اشتباه خود
اعتراف کرده وازملت
ایران و هموندان
و هم اندیشانم
نیز بابت دفاع
نابجا دررابطه
با انتقادات و
مخالفت آنان نسبت
به ماهیت شما پوزش
می خواهم.و امیدورام
که زین پس در تنظیم
روابط سیاسی خود
نهایت دقت و هوشیاری
را به کار بندم
تا دگر باره خام
چهره های پنهان
در پشت نقاب نشوم. در اینجاست
که باید باور کردآنچه
که پیر در خشت خام
می بیند جوان درآیینه
می بیند شاید
عده ای نیز در باره
این نوشتار من
جو سازی کنند و
بگویند که در باره
یک زندانی سیاسی
نباید اینگونه
به داوری پرداخت.
اما خط قرمز من
و هم اندیشانم
تمامیت ارضی و
منافع ملی و دموکراسی
و آزادی است و عدول
ازاین ارزشها
از جناب هر کس و
هر جایگاهی و تحت
هر شرایطی که باشد
غیر قابل چشم پوشی
است. برای من زندانی
سیاسی و هزینه
ای که بابت مبارزاتش
می دهد قابل ستایش
است اما حفظ تمامیت
ارضی میهنم در
اولویت نخست قرار
دارد. و به جا خواهد
بود تا همگان از
احساسی بر خورد
نمودن در این باره
پرهیزکنیم.در
پایان برای شما
آرزوی تندرستی
و شادی روز افزون
ورهایی از زندان
راآرزومند. پاینده
ایران جاوید
باد جغرافیای
سیاسی و فرهنگی
فلات ایران پیش به
سوی تشکیل اتحادیه
ایرانی تباران اشکان
رضوی 14 دی ماه 1390 خورشیدی پیام
حشمت الله تبرزدی پیام
ویدئویی مهم مهندس
حشمت الله طبرزدی
از داخل زندان
رجایی شهر در این
پیام که بتازگی
و با دشواری فراوان
از داخل زندان
منتشر شده است،
حشمت الله طبرزدی
فعال سیاسی با
سابقه در بند نظرات
خود را در مورد
مسائل روز کشور
و تقابل جمهوریت
با دین بیان میکند . آزادی
گوهر انسان است
و اگر ازادی نباشد
هیچ انتخابی نمیتواند
ارزش داشته باشد.
چنانچه آوردن
دین نیز بر پایه
اختیار و ازادی
است. در ادیان بزرگ
اسمانی واسطه
ای بین انسان و
خدا وجود ندارد. حشمت
الله طبرزدی : ما به
این راه خودمان
مطمئنیم و مطمئنیم
که مسیر ما اگر
چه طولانی بوده
و اگر چه سختیهای
زیادی تحمل کرده
ایم برای گفتن
حرفهایمان و برای
نوشته هایمان
به زندان افتاده
ایم و فشارهای
زیادی را تحمل
کرده ایم، بخاطر
آنکه حکومت از
حرفهای ما میترسید.
من باور ندارم
که زندان و سرکوبهای
خشن بتواند مانع
از حرکت ما بشود. برخی
از کارشناسان
دینی (نه واسطه
های دینی)، همچون
ایت اله بروجردی
و خوئی در ایران
و ایت اله سیستانی
در عراق هیچگاه
برای بوجود اوردن
یا تحمیل حکومت
یا جامعه ای قیام
نکردند بلکه تنها
ایت الله خمینی
در سی و دو سال پیش
نظریه ولایت فقیه
را مطرح کرد و در
واقع جمهوری اسلامی
را بنیان نهاد. در این
سی و دو سال ما میتوانیم
داوری کنیم که
بین جمهوریت و
حاکمیت مردم(حاکمیت
ملی) با اسلامیت
البته به معنای
فقهاهت یا کارشناسی
فقهی که بخشی از
روحانیون انجام
میدهند همواره
یک نوع ناسازگاری
وجود داشته است. برای
مثال در دوران
ایت اله خمینی
اولین رئیس جمهوراقای
بنی صدر بود که
از دوران حلقه
نزدیک به ایت اله
خمینی برخاسته
بود، اما در مدت
زمان کمی با بخش
اسلامیت که ایت
اله خمینی ان را
نمایندگی میکرد
و اقای بنی صدر
که جمهوریت را
نمایندگی میکرد
دچار ناسازگاری
و تناقض شد و در
نهایت بخش اسلامیت
و فقاهت نماینده
جمهوریت را حذف
کرد. حتی در
دورانی که اقای
هاشمی رفسنجانی
و اقای خاتمی که
رئیس جمهور بودند
همواره این تضاد
و ناسازگاری بین
اسلامیت و جمهوریت
وجود داشته است. در وضعیت
موجود هم که اقای
احمدی نژاد که
از اندرونی ترین
و خودی ترین افرادی
بود که به میان
آمد و چقدر برای
او (احمدی نژاد)
هزینه کردند،
ادمهایی کشته
شدند و شکنجه ها
شدند، تا ایشان
انتخاب شود اما
ما امروز بار دیگر
آن حاکمیت دو گانه
و ناسازگاری و
تضاد بین جمهوریت
و اسلامیت، یا
کسی که مدعیست
از طرف مردم است
با آنکسی که مدعی
نمایندگی خداست
را شاهد هستیم.
این تضاد همواره
برای کشور هزینه
ساز و خسارت افرین
بوده است. سرمایه
های زیادی هدر
رفته است و این
ناسازگاری که
در وضعیت فعلی
دارد تبدیل به
بحران میشود یکی
از جدی ترین بحرانهاست
در شرایط فعلی،
البته ما بحران
اقتصادی را به
دلیل عملکرد ناصحیح
حاکمیت و همچنین
بحران خارجی بدلیل
توسعه طلبی های
قدرت و بلند پروازیهای
حکومت داریم. نارضایتی
های سیاسی و چیزی
که به عنوان جنبش
سبز مطرح شد این
را هم داریم و چند
بحران الان دست
به دست هم داده
اند و نمودار شده
است که این حاکمیت
دوگانه جمهوریت
و اسلامیت ناکارامد
است و شرایط اقتصادی
و اجتماعی و سیاسی
مردم در بدترین
وضعیتی است که
الان ما شاهد ان
هستیم. من فکر
میکنم که میتوان
نتیجه گرفت که
در واقع بین دین
و حکومت سازگاری
وجود ندارد.دین
امری معنوی و امری
شخصی است که مربوط
به خود افراد است
اما سیاست و حکومت
مربوط به عموم
مردم است. و یک امر
عرفیست و ما نمیتوانیم
دائم شاهد جنگ
و ناسازگاری بین
نمایندگان ملت
با کسانی که ادعای
نمایندگی خدا
را دارند و سعی
میکنند با زور
و جبر خواسته های
خودشان را تحمیل
میکنند باشیم. من به
عنوان مبارزی
که حدود 16 سال پیش
در این راه مسالمت
امیز،مبارزه
ای بدون خشونت
بر پایه ازادی
خواهی،عدالت
خواهی، دموکراسی
خواهی گام نهادم
هم اکنون ثمرات
و نتایج این راه
روشن را داریم
می بینیم. این مسیر
به قدری شفاف است
که همه جنبش های
اجتماعی ، جنبش
زنان ،جنبش دانشجویان
،جنبش کارگران،
حنبش اقوام ،حنبش
فرهنگیان و... در
همین مسیرکلی
که از پیش هم در
تاریخ ایران به
نحوی وجود داشته
است باهم در حال
حرکتند. این مسیر
مسالمت جویی و
ازادی خواهی به
قدری قانونی و
مردم پسند است
که حتی کسانی مثل
موسوی و کروبی
و شخصیتهایی که
زمانی پایه گذار
جمهوری اسلامی
بودند در این مسیر
قرار میگیرند.
و بحث آزادی خواهی،
انتخابات آزاد،
حقوق اساسی ملت،
اعلامیه جهانی
حقوق بشر والتزام
به آن، آزادی انتخابات
و آزادی احزاب
و همه اینها را
مطرح میکنند. این بقدری
روشن است که حتی
من بعید نمیدانم
چهره هایی مثل
مشایی و دیگرانی
هم که با اقتدار
گرا و قدرت مطلقه
مشکل پیدا کردند
و در آینده قطعا
مشکلات بیشتری
پیدا میکنند این
راه برایشان باز
است و به همان میزانی
که از حاکمیت اقتدار
گرا فاصله بگیرند
با این سمت خواهند
امد. این مسیری
است که من باور
دارم ملت ایران
و زنان ایران و
مردان و دختران
ایران انتخاب
کرده اند، البته
هزینه های زیادی
داده اند و باز
هم باید هزینه
داد اما ما به مراحل
نهایی آن نزدیک
شده ایم. حکومت
دینی که در واقع
ناسازگاری بین
حاکمیت ملی و قوانین
فقهی تعیین شده
از سوی فقها را
در بر دارد در یک
بن بست قرار گرفته
است که من فکر میکنم
که راه دمکراسی
خواهی و راه مبارزه
مسالمت امیز برای
حقوق بشر پیش روی
ملت ایران است. طیفهای
گوناگون که بخشی
از آنرا برشمردم،
بحث همبستگی برای
دموکراسی و حقوق
بشر را مطرح کرده
اند و گفتند که
ما خواهان این
هستیم که قانون
اساسی به شکل دموکراتیک
تغییر بکند اصول
مخالف حق حاکمیت
ملی حذف شود و اصول
مربوط به حاکمیت
ملی و حقوق اساسی
ملت بر پایه اعلامیه
جهانی حقوق بشر
و میثاقهای مربوطه
مورد توجه قرار
بگیردف این جنبش
و این حرکت و همه
آزادی خواهان
ایران امروز مصمم
هستند که به خواستهای
خودشان برسند. ما به
این راه خودمان
مطمئنیم و مطمئنیم
که مسیر ما اگر
چه طولانی بوده
و اگر چه سختیهای
زیادی تحمل کرده
ایم برای گفتن
حرفهایمان و برای
نوشته هایمان
به زندان افتاده
ایم و فشارهای
زیادی را تحمل
کرده ایم، بخاطر
آنکه حکومت از
حرفهای ما میترسید.
من باور ندارم
که زندان و سرکوبهای
خشن بتواند مانع
از حرکت ما بشود. من به
عنوان کسی که سخنگویی
همبستگی و دمکراسی
برای حقوق بشر
را در ایران به
عهده دارم می گویم
که ما مصمم هستیم
هزینه ان را پرداخت
کرده ایم و خواهیم
کرد ، به حقوق خودمان
پایبندیم حقوق
خودمان را می شناسیم
و حتما هم به خواسته
های خودمان دست
خواهیم یافت،
اراده ما مصمم
هست ،مردم ما باید
زندگی متناسب
با شان خودشان
را داشته باشند،
فقر و نابسامانی
و این شرایط سخت
مردم باید از بین
برود، باید برسیم
به حکومتی که برخواسته
از رای اکثریت
قاطع ملت ایران
باشد، بر پایه
دموکراسی و حقوق
بشر، جدایی دین
از حکومت و احترام
به حقوق همه اقوام،
احترام به حقوق
همه انسانها،
همه ایرانیان،
صرف نظر از عقیده
و جنسیت و زبانشان،
ایران دارای حدود
سی استان یا سی
ایالت هست که میشود
به عنوان یک کشور
مقتدر فدرال و
دموکرات در منطقه
مطرح بشود. آزادی
ایران و سربلندی
ملت ایران را آرزو
داریم. و فکر هم
میکنم که راه طولانی
نمانده تا بخواسته
خودمان برسیم. |