بازگشت به نمای نخست

مقاله های شاهنده

 

علی شاهنده

تاملی در بیانیه  رفراندوم

 یکبارباروشنی بگوییم که چه می خواهیم                   

       دانسته است که واژه رفراندوم  به معنی گزینش بین دواحتمال ، دو امکان است وهنگامی که درباره اموری همگانی باشد طبعا گزینش به تصمیم همگان  ( همه پرسی ) واگذار میشود وچون ، همچنان که درهر رای گیری ، مبتنی برشیوه  مسالمت آمیز است ،  حیثیت مثبت دارد اما فارغ اززمینه تاریخی و هد ف  و محتوای کاملا روشن و جامع و مانع وهمچنین پیش بینی  وارایه شیوه مناسب و کارآمد برگزاری آن ، کاری است , به گمان من ، سامان ناپذیر .

در بیانیه رفراندوم گزینش بین کدام آلترناتیوهااست ؟ مضمون بیانیه گزینش بین نظام حاکم  و نظام دلخواه است . نظام حاکم بر ایران مشخص است اماآلترناتیو د یگر کدام نظام است ؟ به شرح بیانیه نظام دلخواه است ,. وبه گمان من گره اصلی واساسی بیانیه همین  است. پس معلوم نیست در برابرنظام حاکم کدام آلترناتیو قرارداردومورد نظراست  وجالب توجه اینست که , مراجعه به نظام دلخواه حتا نه گفتن به نظام کنونی نیزنیست بلکه گزینش نظامی است که می تواند از جمله نظام کنونی باشد. درحالیکه :

     نخست - سمت وسوی حرکت منطقی هرجامعه ای  رو به پیش  در زمینه تاریخی خویش است و هر لحظه محصول آزمون های پیشین .  ملت ایران ملت نورسیده و نوپا ودرمرحله آغاز گزینش نظامی برای جامعه خود نیست . ملتی است که از ژرفنای تاریخ  هویت مشخص داشته ومراحل گوناگون تاریخی را باهمه آزمون های تلخ و شیرین وازجمله ( وچه بسیار) ندانم کاریهای  فاجعه بار، پشت سر گذاشته است وشاهد وحتا قربانی رویدادهای جهانی وصعود وسقوط ایده ها واید یولوزی ها بوده  شایسته نیست  در مقطع کنونی با این کوله بار غنی درتشخیص وگزینش  نظام مناسب و شایسته  وبایسته جامعه خود  مرد د بماند .

  دوم -  به استنباط من از متن بیانیه, هد ف نویسندگان آن, رد نظام کنونی است ( که مختصات فاجعه بار آن دربیانیه آمده است ) واستقرارحکومتی ( چنانچه که درمتن بیانیه آمده است)  که باتکیه بر آرای اکثریت ملت  بتواند کشور را به ساحل نجات رهنمون شود. که مسلما این چنین حکومت ، سلطنتی هم  نمی تواند  باشد, که به سبب پیشینه انکار ناپذیر فساد و استبداد و  بی اعتنایی به آرای ملت و سرکوبی هر جنبش  ملی و مردمی هواخواه آزادی ودموکراسی وحتا تن دادن به  خیانت دست نشاندگی  فاجعه ها آفریده  وسرانجام سرنگون وکشوررا  به حکومت استبدادی ولایت فقیه رهنمون شد ه  است  , بنابراین جز نظام جمهوری فارغ از هر پیشوند و پسوند چه میماند ؟ وچگونه است که دربیا ن صریح و روشن خواست آن  تردید وتزلزل حاکم است ؟

 در بیانیه رفراندوم  مساله  به شکلی مطرح شده  که  اگر به فرض پیشنهاد برگزاری رفراندوم به کرسی نشست

افزون بر سینه زنان  نظام کنونی , سینه چاکان نظام سلطنت نیز ( که اگرذ ره ای غم وطن وهموطنان خود را داشتند بجای هواخواهی ازنظام  ننگین ورسوای  سلطنت در صف جمهوریخواهان قرار می گرفتند), می توانند با تقلب وتزویر و تجهیز اوباش و حمایت بیگانگان در استقرار نظام جمهوری کارشکنی کنند واگرهم پیشنهاد رفراندوم به جایی  نرسد ، نظام ( ورشکسته به تقصیر) سلطنت درشکم عبارت   نظام دلخواه , حقانیت حضور مجد د در مقام یک  آلترناتیو ( چیزی که سینه چاکان  آن سالهاست برای آن تلاش کرده ولی به سبب بی آبرویی آن  موفق نشده اند و ازعبارت نظام دلخواه دراین طرح ذوق زده شده اند وتاکید پشت تاکید ) بدست  آورد و چرا باید چنین امتیازی برای آنها تدارک شود؟ به کدام نیاز و در برابر کدام امتیاز ؟ و ناز شست چه ؟ و به چه حق مردم  به چنین رای گیری خفت بار کشانده شوند؟      

     به گمان من اگر قرار باشد رفراندومی برگزار شود آنچه به رای گذاشته می شود باید گزینش بین قانون اساسی جمهوری اسلامی ( که گرچه چون بوسیله مجلس موسسان برگزیده ملت تدوین نشده درحقیقت فاقد اعتبار قانونی است اما به هرروی سمبل ومعرف نظام حاکم به سرزمین ایران است ) و تدوین قانون اساسی جمهوری ایران همخوان با منشورجهانی حقوق بشرو پیوست های آن بوسیله مجلس موسسان برگزیده ملت ( ِیابه صورت تشکیل مجلس موسسان برگزیده ملت ایران برای  تدوین قانون اساسی جمهوری ایران همخوان با منشور جهانی حقوق بشر وپیوستهای آن ) . تاکید به همخوانی قانون اساسی با منشور حقوق بشر وپیوست های آن از آنرو است که مصوب سازمان ملل متحد ند ولذا اعتبار وحیثیت جهانی دارند وملت ایران دولت خود و خود را به رعایت واجرای آنها متعهد   میداند وبنا براین باید قوانین خود را با آنها همسان وهماهنگ سازد. 

     مساله دیگر مخاطب برگزاری رفراندوم است . تنها  بیان خواست امضا کنندگان  کافی نیست .وباید تاآنجا که ممکن است بویژه با تبادل نظرگسترده  به امکان های تحقق آن اندیشید وآنهارا بکاربست . به گمان من  نظام حاکم و سازمان ملل  همزمان باید مخاطب برگزاری آن قرار گیرند  ودرپی آن ا قداماتی برای جلب پشتیبانی همه دولت ها بویژه ملت های جهان از برگزاری  رفراندوم صورت گیرد  .  برای حقانیت خواست برگزاری چنین رفراندومی دلایل کافی وجود دارد افزون به بئ اعتباری قانون اساسی , درحقیقت بی اساس ، کنونی وهمچنین تعارض آشکار مواد و اصول آن با منشور حقوق بشر مصوب سازمان ملل ( ازجمله اینکه  مراجع قدرت وتصمیم گیری افزون بر مادام العمری بودن مقامشان ، نه برگزیده ملت هستند و نه پاسخگوی ملت ) ، گزارش های پیاپی  کمیته حقوق بشر سازمان ملل همواره به  نقض مستمر حقوق بشر در ایران تاکید دارد .

درمتن تاریخی رویدادهای کشور ما هم  نظام سلطنت و هم نظام ولایت فقیه درکاته گوری  دشمنی با دموکراسی و آزادی و حقوق و حیثیت مردم وآلودگی به فساد وتبهکاری و خیانت به ملت  قرار دارند ودرمیان مردم نه حیثیتی دارند ونه آبرو واعتباری  . نظام شایسته و بایسته سرزمین و جامعه ایران جمهوری بی هرگونه پیشوند وپسوندی مصوب مجلس موسسان برگزیده مردم در انتخاباتی آزاد با رای مخفی است . بگذارید یکبار هم به  اعلام آنچه نمی خواهیم اکتفا نکنیم وصریح وروشن و آشکارا بگوییم که چه می خواهیم .

 استکهلم بیست وچهارم  دی1383

سیزدهم ژانویه 2005.