علی شاهنده

 

سناریویی تازه برای فریبی تازه !

با تاکید به خواست استقرار جمهوری پارلمانی مبتنی بر منشور حقوق بشر و میثاق های آن درایران

با ترفندهای پشتیبانان خودی وبیگانه نظام ولایی ملایان جمهوری اسلامی مقابله کنیم

 

حکومت استبدادی و نامردمی ولایت مطلقه موسوم به جمهوری اسلامی متکی به تقلید وبیگانه با اندیشه وتفکر وخرد ورزی وشناخت وحقوق و حیثیت انسان , مظهر مسلم تروریسم ( تهدید و ارعاب ) است که در درون با تجهیز نیروهای مزدور و سرکوبگر و تبهکار و در بیرون ( به ویژه شکست خورده و ناامید از صدور انقلاب ) با صدورترویسم وسازمان دادن گروه های تروریستی و تغذیه مالی و تسلیحاتی آنها اعمال می کند.

با وجود اعتراض های مکرر وپیاپی سازمان های مدافع حقوق بشر به ویژه کمیته حقوق بشر سازمان ملل به حکومت جمهوری اسلامی ومحکوم کردن قوانین واعمال ورفتارهای ضد بشری آن اقدامی جدی برای وادار کردن آن حکومت به پایان دادن به شیوه نامردمی ونا بخردانه خود وتن دادن به حاکمیت ملت به کار نرفته ونمیرود . پشتیبانان حکومت ملایان دول بزرگ اروپا , بویژه فرانسه وانگلستان (دوستان دیرین ملایان) دارندگان حق وتو درشورای امنیت سازمان ملل هستند تا اولا قرقگاه تاریخی آنها در منطقه از دست نرود و ثانیا به این ترتیب رقیب آنها , دولت امریکا که با کودتای سال 32 به نیازوتقاضای دولت انگلستان وارد عرصه ایران شده وسپس جا خوش کرده بود وبا انقلاب سال 57 به هرروی از این صحنه رانده شده بود ،به منطقه بازنگردد و این حمایت چنان بودکه حتا دست آن حکومت را برای کشتار مخالفان خود که به آن کشورها پناهنده شده بودند بازگذاشته بودند و به آدم کشان آنها یاری می رساندند و البته اجر خود را دریافت می کردند ، باج می دادند و باج می گرفتند .

 

فاجعه 11سپتامبر که بویژه پس ازفروپاشی دولت شوروی ورفع خطر آن از دنیای سرمایه داری اتفاق افتاد، امنیت سرزمین تنها ابر قدرت جهان را به مخاطره افکند . تروریسم دست به بزرگترین قدرت نمایی زده بود . دشمنی که سربازان و اجیر شدگانش پنهان وناشناخته همه جا میتوانستند باشند . پیش از اجرای نقشه وبرنامه عملیات حضورشان نامعلوم ونا شناختنی وپس از اجرا نیز شناختن وتعقیب وکیفر آنها بسیار مشکل وحتا ناممکن ولذا مبارزه با تروریسم درراس برنامه های دولت آمریکا قرار گرفت وتجدید نظری در چگونگی و میزان و شیوه بهره

کشی ومناسبات تازه ای درجهان سرمایه داری ورقابتهای درونی آن به وجود آورد .

 

آبشخورهای تروریسم

تروریسم دو ریشه وآبشخور داشت هم ابزار مقابله ملت های تحت ستم حکومت نامردمی موردحمایت جهان سرمایه داری بود وهم ابزارمبارزه جهان سرمایه داری دربرابر کمونیسم وپایگاه ( اگرچه ادعایی ) آن دولت شوروی و چون هیچ ملت حاکم به سرنوشت خود حاضر نیست پایگاه تروریسم باشدناگزیر بوسیله حکومت هایی دست نشانده مستقیم یا نامستقیم ( با راه گشایی ) اعمال می شد. وازاینروی امحا وبرچیدن بساط تروریسم مستلزم خشکاندن ریشه های آن و احیای دموکراسی وحاکمیت ملی بود. و برقراری مناسباتی دیگر در درون کشورهای سرمایه داری وبین کشورهای سرمایه داری و سایر کشورهای جهان.

 

گرچه همکاری جهان سرمایه داری با کمک سازمان ملل دراین مقطع تاریخی می توانست به شیوه استبدادی حکومت درجهان پایان دهد ومناسبات تازه ای مبتنی بر دادو ستد آزاد ومبتنی به حقوق برابربین ملتها برقرارگردد اما دول بزرگ اروپا چنانکه دربالا آمد هم با دو حکومت استبدادی منطقه خاور نزدیک ومیانه ( عراق وایران) روابط حسنه در باج دهی وباجگیری داشتند وهم حضور دولت آمریکا را در منطقه قرقگاه تاریخی خود برنمیتافتند لذا در دوصف قرار گرفتند ونخستین نتیجه آن اقدام یکطرفه دولت آمریکا حمله به افغانستان وسپس عراق وسرنگونی حکومتهای استبدادی طالبان وصدام حسین بود

 

اما با سرنگونی صدام حسین و برگزاری انتخابات آزاد در آن کشورو شرکت اکثریت عظیم مردم در انتخابات , حکومت نامردمی ملایان را به وحشت انداخته بود و از یک سو حلقه ی محاصره آن ( بویژه با رسوایی های عالم گیر آن و حملات شفاهی دولت امریکا وجنبش های اعتراضی ایرانیان) تنگ تر و ازسوی دیگر فعالیت کشورهای اروپایی در دفاع از حکومت ملایان بیشتر وصریح تر وآشکارتر می شد که از هر تصمیمی علیه ایران در سازمان ملل جلوگیری می کردند

دراین هنگام عنصر تازه ای وارد معرکه شد و فاش شد که حکومت ملایان برخلاف تعهد خود درپیمان منع گسترش اسلحه کشتار جمعی در کار ساختن بمب اتمی است ودر تدارک آن نیز پیشرفت زیادی کرده است . فریاد اعتراض دولت آمریکا برخواست وبه لزوم تغییر حکومت ایران پای فشرد.

سناریویی تازه !

به گمان و باورمن دراین هنگام دولت های اروپایی فرانسه و آلمان و انگلستان , که خود نیز خطر گسترش سلاح اتمی را بر نمی تافتند ، با احساس اینکه ممکن است این مساله امکان حمله دولت آمریکا به ایران را تشدید نماید نقشه ای شیطانی کشیدند وسناریویی متقلبانه به شرح زیرطرح کردند وبی آنکه نمایندگی رسمی از جانب ملت ایران یا حتا سازمان ملل داشته باشند برای اجرای آن خود را دلال صفتانه وسط معرکه انداختند .

با توجه به اینکه :

1-    مسئله اصلی برای ملایان و دول اروپایی حامی آن حفظ حکومت ملایان جمهوری اسلامی بود

2-    ایران از بمب اتمی به خصلت وظرفیت تهدید کننده آن برای تضمین بقای خود و مصونیت حاکمیت خود نظر داشت .

حال که کار به اینجا کشیده یعنی فعالیت جمهوری اسلامی برای دستیابی به ساختن بمب اتمی فاش شده می توان با ترفند وتردستی همین صفت و خصلت تهدید کننده بمب اتمی را برای تامین همین منظور اما بصورت شانتاژ به کاربرد یعنی بدست آوردن تضمین بقای حکومت نه باساختن بمب اتمی بلکه دربرابر تعهد به خودداری ازساختن آن برای ایجاد وحشت و تهدید و ارعاب بمب اتمی ذهنی با بمب اتمی عینی تفاوتی ندارد و هر دو برای ایجاد و حشت بکار می آیند بنابراین می توان با تردستی در قبال نساختن آن همان بهره ای را برد که با ساختن ان و باهزینه بسیار کمتر . اجرای این سناریو مستلزم فوریت بود تا کاراعتراض، که گرچه سخت و شدید بود، هنوز به حمله و بمباران احتمالی نرسیده بود اجرا و تا تنور داغ است نان پخته شود . دولت های اروپایی توانستند مساله را حالی حکومت و ایران کنند و دست بکار شدند.

اولین اقدام که تعجب برانگیخت ( اما در شکم برنامه ریزی آنها ساده بود) اعتراف ناگهانی ایران به تخلف از پیمان و اقدام به غنی کردن اورانیوم بود که مقدمه تهیه بمب اتمی است و همراه با هارت و پورت که بله چرا ما بمب اتمی نداشته باشیم ما همه حق داریم و اگر هم فشار بیاورند از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای خارج می شویم. و دول اروپایی با دامن زدن به سروصدای خطر دستیابی ملایان جمهوری اسلامی به بمب اتمی با ژست تلاش سخت ونفس گیر و کمرشکن و پر ازمنت گزاری بر سر جهان برای راضی کردن حکومت جمهوری اسلامی ، شروع به صحنه سازی رفت و آمد به ایران و مذاکره با دولت ایران برای قبول موافقت آنها با خودداری از ساختن بمب اتمی آنهم دربرابرقول تامین امتیازات برای تحکیم قدرت حکومت ملایان کردند و حکومت ایران نیز به عشوه گری و حق اعتراض به فشارها و تحریم ها وبرداشتن گام های کوتاه دیگری برای ساختن بمب اتمی ف آنچنانکه بازرسان نیز متوجه شوند اعتراض کنند و یا گاه جلوگیری از بازرسی بازرسان، آتش ماجرارا تیزتر می کردند ودول سه گانه اروپایی هم با دوز و کلک مانع ارجاع پرونده خلافکاری حکومت جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل میشدند. دول اروپایی به این ترتیب موفق شدند دربرابر مساله تغییر نظام استبدادی دینی ولایت فقیه به دموکراسی ، مساله بمب اتمی را عمده کنند و آنچنان سروصدا در باره آن براه اندازند تا مساله تغییر نظام نه تنها منتفی شودبلکه نظام حاکم بقای خود را باج بگیرد چنانکه بارها رسما اعلام می کردند که درمذاکره با ملایان به آنها قول داده اندکه اگر آنها از ساختن بمب اتمی دست بردارند خودداری آنها با امتیازات اقتصادی و برداشتن تحریم ها وحتا کمک به استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای جبران خواهد شد .

وبه این ترفند می کوشند حق را به فراموشی بسپارند و از دو ناحق یعنی از دو تخلف و تقصیر حکومت جمهوری اسلامی، یکی زیر پا گذاشتن منشور حقوق بشر و آرمان آن ایجاد دنیایی فارغ از تهدید و ترس و دیگری شکستن پیمان منع گسترش سلاح های کشتار جمعی که هر دو مستوجب کیفرند دو حق جعل کنند، دو حق برابر و قابل معامله وجابجایی . و به این ترتیب بقای حکومت ملایان را تضمین کنند.

این جریان همچنان ادامه دارد و مساله تغییر نظام استبدادی ولایت مطلقه فقیه حاکم برایران به دموکراسی قربانی منافع دول بزرگ اروپایی می شود وما همچنان با تفرقه بین خود تماشاچی قربانی شدن سرنوشت خود هستیم . و آیا این بار هم مانند هر بزنگاه تاریخی دیگر بازنده خواهیم بود.

باید با هشیاری این سناریو را خنثا کنیم. ما طالب بر چیده شدن نظام استبدادی و اسقرار نظام آزادی و دموکراسی فارغ از مقام های موروثی و ولایی ومادام العمری در سرزمین خود ایران هستیم . باید اعلام کنیم که دول فرانسه و انگلستان و المان از مردم ایران نمایندگی ووکالتی ندارند وحق ندارند ازجانب ملت ایران با کسی ومقامی ودولتی وحکومتی مذاکره کنند وهر تعهدی بدهند از جانب ملت ایران فاقد اعتبار است .

 

اول فروردین 1384 استکهلم