بازگشت به نمای نخست

مقاله های شاهنده

 

علی شاهنده

 

در باره  ی سند سیاسی نخستین گردهم آیی جمهوریخواهان دموکرات و لائیک

و درنگی و تامل و کاوشی جستجوگرانه در موارد افتراق سند

 

 

 

این گرد هماآیی صرفنظر از چگونگی روند آهنگ آن به تنظیم سند سیاسی حاوی موارد اشتراک و موارد افتراق شرکت کنندگان منتهی شد با این توضیح که موارد افتراق موضوع بحث و گفتگوهای روشنفکرانه قرار خواهد گرفت تا حصول توافق های عمومی تری را ممکن سازد.

این نوشته در این زمینه است

ابتدا توضیح مختصری در باره ی موارد مشترک .

 به گمان من برخی از موارد مشترک ضمن بیان برخی از موارد افتراق از صورت اشتراک بیرون آمده است از جمله :

     الف تعارض دفاع از استقلال با حق خودمختاری که معنای جداسری در آن نهفته است و به هر روی تجزیه و جدایی می تواند گسترش یابد.

ب‌-     تعارض برابری حقوق همه افراد جامعه مستقل از (...) و قومیت با حقوق اقوام که به معنی تاکید بر حق جمعی ، و طبعا مهم ، در دایره ای بسته محکوم اراده ی روسا و خوانین است .

       پ تعارض نبود ذکری از ملیت ها در مقدمه و موارد مشترک سند که درحقیقت تکیه به تنها یک ملت است با تکیه به مبهماتی چون ملیت ها و مساله ملی

       ت- تعارض تکیه به حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر با خالفت با حق مالکیت خصوصی .

       ث تعارض جمهوری در مقام مشترکات با گزینش بعدی نوع آن در موارد افتراق به ویژه با توجه به اینکه اتحاد نظر در باره جانشین نظام اصل مسلم اتحاد عمل علیه نظام حاکم است . اگرچه برخی هواخواه نظامی خاص باشند اما گذار از مرحله بعدی را صمیمانه و صادقانه لازم بدانند راز را

با درنگ و تاملی در موارد افتراق به سادگی دیده می شود که نکته اصلی و مرکزی موارد افتراق حقوق اقوام و ملیت ها  است که با صورت ها و صورتک های گوناگون بیان و تکرار شده باشد. سماله ملی ، به رسمیت شناختن اقوام و ملیت ها ، تحقق اراده مشترک آنها در تعیین سرنوشت خویش ، تحقق اراده مشترک آنها در تعیین سرنوشت خویش ، تحقق اراده مشترک آنها در تعیین شکل همزیستی مسالمت آمیز ، حل مسالمت آمیز مساله ملی به شیوه ی دموکراتیک چنانکه ملاحظه می فرمایید همه تکرار یک نکته است یعنی همان راز شومی که قرنی است بزرگرتین مانع تفاهم وهنمکاری مردم ایران علیه نظام حاکم استبدادی و ستمگر شده وبه ویژه نیروی چپ را با همه فدارکاری ها و جانبازی ها و قربانی ها از داشتن پایگاه مناسب و به ویژه دستیابی به اهداف مردمی محروم کرده که هم در حقیقت کنک به حکومت سابتدادی شده ودر بزنگاه های تاریخی نیز فاجعه آفریده است.

محتوای این راز بی محمل و مصداق و درحقیقت هیچ است اما به نام آن و چه بسیار به بهانه آن بر طبل کینه ونفرت و دشمنی می کوبندو با تفرقه افکنی درجناح مردمی عملا حکومت ستمگر را تقویت می کنند و بقا می بخشند. در این سند آنچنان که از تعیین شکل همزیستی مسالمت آمیز سخن میگویند که گویا در یاران چند نوع انسان زندگی می کنند. بعضی  شهروند ند و برخی قوم و باهم درجنگ وستیر و این سند شرایط ترک مخاصمه را طرح و پیشنهاد می کند. خوب بود دستکم از کلیات می گذشتند و دقیقا این حقوق اقوام راکه جدا از حق شهروندی جامعه است  

و حقوق خاص برا ی حاکمیت به سرنوشت خویش ...

حقوق انسانی که در حق شهروندی نگنجد ونیازمند بازگشت به قوم وقبیله و اراده خان و بیک و ایلخانی باشد کدامندضمنا با تاکید در اولین وجه موارد افتراق که حقوق  یکسان برای همه ایرانیان را شرط ... ایران دانستند دیگر حقوق اقوام و ملیت ها چه صیغه ای است.

یادآوری نکاتی چند به روشن تر شدن این گفتمان یاری می رساند.

الف چنانکه دانسته است زبان سویله انتقال افکار وایده ها ونظریه ها و دانش ها و آزمون ها بین انسان است . وبه همین سبب برای چیز یا پدیده واژه خاصی وضع شده آنچنانکه گوینده وشنونده ونویسنده و خواننده از هر واژه معنا ومفهوم یگانه ای دریابند، واژه ها جز خصلت انتقال و تبادل اندیشه و مقصود ، خودبخود اعتبار یا رازش خاصی ندارند.  واژه ای ملت و قوم نیز از این خصلت چجدانیستند. ملت مجموع مردمی است که صرفنظر از ریشه های قومی خود یک واحد سیاسی ، یک کشور با مرزهای مشخص وشناخته شده ورسمیت یافته را تشکیل می دهندو ملت در برگیرنده ی همه ی آنهاست و در سازمان ملل یک کرسی بنام خود دارد و صاحب یک رای است. در کشرو ایران نیز جز یک ملت وجود ندارد و قومی بنام ایرانی نیز وجود ندارد و ایرانی هویت (Nationlete) همه مردم ایران است.

ب- در ایران جنگ قومی وجود نداشته و ندارد و عبارت مبهم ستم ملی نیز فاقد مصداق روشنی است . رنج هایی که ملت ایران متحمل شده و می شود همواره از حاکمیت استبدادی بوده وهست که هدف آ نیز نه جنگ با قوم وقبیله ای بلکه برای دستیابی به قدرت و سوء استفاده از آن بوده وکارگزاران خود رانیز ا داوطلبان درون ملت در سراسر زمین ( بدیهی است از خیل خودفروشان ) برگزیده است اما چنانکه می دانیم در مبارزه و پیکار علیه نظام استبدادی همه ملت ( جز کارگزاران حکومت ) شرکت کرده اند ونمونه های روشن آن جنبش مشروطیت ، جنبش ملی شدن صنعت نفت و قیام اخیر علیه نظام سلطنت و

اصرار در تاکید وتکیه به ستم ملی افزون برمبهم بودن آن اگر منظور ستم ملتی به ملت دیگر است که ما در ایران یک ملت بیشتر نداریم اگر ستم قومی به قوم دیگکر است جنگ قومی در یاران وجود نداشته و ندارد، اما اصولا مقصود از طرح وبیان آن چیست ؟ ما به برچیده شدن نظام کنونی حاکم بر ایران نظر داریم ( وبه ویژه چنانکه درسند آمده) بی دخالت خارجی در این صورت باید بدست مردم ایران باشد و بدیهی است موفقیت در آن نیازمند اتحاد مردم است . پس باید به اتحاد مردم علیه نظام کوشید . آیا بیان ستم ملی که به روشنی دست زدن به تحریک و و دشمنی و جدایی و نفاق و دمیدن به آتش کینه ودشمنی و تحمیل تعمدی نفاق و جلوگیری از اتحاد است و جز کمک به بقای نظام حاکم و هم زمینه سازی برای تجزیه ایران چه می تواند باشد؟

بی توجهی بخشی از جناح چپ به سابقه ی تاریخی و تاکید به حقوق اقوام وملیت ها که شعاری تاکتیکی هنگام تشکیل دولت شوروی برای قبولاندن تمکین ملت های کشورهایی که به زور به تصرف حکومت تزاری در امده و پس از انقلاب فوریه و تسلط تزاریسم تزاریسم اعلام استقلال کردند به اتحاد جماهیر شوروی بود که البته چنانکه می دانیم ، صوری بود و حقوق آنها پایمال قدرت مرکزی حزب و سپس دیکتاتورها شد و پس از فروپاشی شوروی استقلال خود را اعلام و از روسیه بریدند این شعار را  پاشنه آشیل شوربختی ایرانیان تبدیل کرده است ونمونه های تحمیلی آن را نیز آزموده است ؛ نگریسته و می نگرد و دریغا!

باری ، گزینش دموکراسی ، حاکمیت اراده مردم به سرنوشت خویش در جامعه خویش ودر گستره جهان و درنظام جمهوری ( تا حقوق ممتازه به ویژه موروثی ومادام العمری ) آنرا مخدوش و آشفته نکند نه تفنن بلکه ره آورد دانش و آزمومنی است که بشر باگذشتن از نشیب و فرازها و پشت سرگذاشتن بیابان های بی حاصل توهمات و سراب های آسمانی و زمینی بدان دست یافته است .

1-     تغییرات کمی ، گذار از اصل گوناگون بردگی وبندگی رئیس خانواده و طایفه و نیز قبیله و ایل و شاه وشیخ و ...

2-     - تغییر کیفی : که بشر با آگاه شدن به حقوق خود درمقام شهروند برای حقوق خود قد راست کرده است و با انقلاب های پیاپی پیاپی اعلام کرده است ( طبق اصول هفتم و بیست و ششم متمم قانون اساسی مشروطیت ایران در مقابل قانون متساوی الحقوق هستند و قوای مملکت نشای از ملت است و سرانجام با تشکیل جامعه ملل وسازمان ملل متحد وتصویب منشور حهانی حقوق بشر تمام افراد بشر آزادبه دنیا می ایند و دربرابر قانون مساوی هستند و اساس و منشاء قدرت حکومت اراده مردم است  برآن مهر تاکید گذارده است و از اینجاست که تاریخ نو کنونی بشر آغاز می شود بوشر تولد تازه ای می یابد وبا تلاش در پی ساختن و پرداختن این دنیای نو و  رفع موانع وناهمواری های انست . بازگشت به گذشته و حکم به باز گرداندن ... اگر از سوی تشنگان نابخرد قدرت و تاراجگری عجیب و دور از انتظار نباشد از سوی کسانی یا سازمان های هواخواه و هوادار مردم به شدت شگفتی آوراست ازحمله تکیه مصرانه به حقوق اقوام وملیت ها .

 شعارهای دریغا ، ناخوانا با ندای آزادی که سرود دل انگیز جامعه بشری است!