|
هدف
ما معرفی
فرهنگ
موسیقی
ایران به
وسیله اجرای
ترانههای
محلی اقوام
گوناگون
کشورم، در
خارج از مرزهای
آن بوده است.
تا به حال
ترانههای
محلی از
مناطق مختلف
ایران مانند
خراسان،
بلوچستان،
مازندران،
گیلان،
آذربایجان،
بختیاری،
لرستان،
بوشهر ، فارس
و... به گویشهای
اصلی آنها
خواندهام.
|

|
|
شقایق
کمالی
|
شهرزادنیوز: شقایق
کمالی زاده و
بالیدهی
تهران است. از
15 سالگی
پیانو مینوازد
و تحصیلاتش
را در رشتهی
موسیقی با
این ساز در
دانشکده
هنرهای زیبا
در دانشگاه
تهران آغاز
میکند. اما
انقلاب
اسلامی
انقلاب
فرهنگی و
تعطیلی
دانشگاهها
را به همراه
دارد و حتی پس
از بازشدن
دانشگاه
رشتهی
موسیقی
ممنوع میشود
و سالها
تحصیل در این
رشته برای
دانشجویان
امکان پذیر
نیست. شقایق
برای ادامه
تحصیل در سال
1984 به آلمان میرود،
در رشته
تعلیم و
تربیت
موسیقی
تحصیل میکند
و همچنین
رشتهی آواز
کلاسیک را در
آلمان و هلند
ادامه میدهد.
سازی
در وجود خود
شقایق
برای ادامه
تحصیل در
رشته موسیقی
از سوی
برادرش
بسیار تشویق
شده است. در
باره انگیزههایش
چنین مینویسد.
"انگیزه
من برای
خوانندگی
مسلما در
درجه نخست
عشق به
موسیقی و
بیان احساس
درونی از
طریق آواز
بوده است.
خواندن آواز
را در آلمان
آغاز کردم،
چون با وقوع
انقلاب در
ایران پرداختن
به آن میسر
نشد. برای
تحصیل
موسیقی در آلمان
بایستی در دو
ساز امتحان
ورودی میدادم
که من آواز را
به عنوان ساز
نخست و پیانو را
به عنوان ساز
دوم انتخاب
کردم؛ با این
دو ساز نیز
تحصیلاتم را
به پایان
رسانیدهام. اما
عشق به تکنیک
آواز به
عنوان یک ساز
که انسان آن
را در وجود
خود قدم به
قدم کشف می
کند و پرورش
میدهد، در
تصمیم من
برای
یادگیری
آواز تعیین
کننده بوده
است. با
شناختن و پی
بردن به
ابعاد وسیع و
متنوع
موسیقی محلی
ایران و
شعرهای زیبا
و سادهی
محلی و
شناسایی آن به
عنوان
گنجینهی
فرهنگی که
روح ایرانی
در آن متبلور
هست، پی بردم
که تصمیم من
برای
یادگیری
آواز اشتباه
نبوده است."

هنر
بیان
انسانیت
شقایق
علاقهای
ندارد که همه
چیز را بین زن
و مرد تقسیم
کند و در
نتیجه بین
آنها فرق
بگذارد، اما
به عنوان
خوانندهی
زن تجربهی
خوبی در میهن
خود نداشته و
ندارد.
"
به نظر من در
درجه نخست
همه انسان
هستیم و کم و
بیش در زندگی
تجربههای
یکسان میکنیم،
تنها درسی که
از این
تجربیات میگیریم
ممکن است به
دلیل فرهنگ
یا شرایطی که
در آن زندگی
میکنیم
متفاوت باشد .
به نظر من هنر
بیان انسانیت
است و در
پیشرفت هنر
تا به امروز
هم زنان و هم مردان
دست داشتهاند.
اما اگر صرفا
تجربه در
موسیقی در
کشور خودمان
ایران مورد نظرتان
است، مسلما
من به عنوان
زن تجربه
دیگری داشتهام؛
من به عنوان
زن خواننده
هنوز هم در
موسیقی رسمی
ایران حذف
شده هستم. من
اجازه
فعالیت رسمی
در کشورم را،
با اینکه
همیشه آرزوی
قلبی من بوده
است، ندارم.
در حالی که
آقایان
اجازه فعالیت
داشتهاند و
دارند."
سانسور
شعر عاشقانه
شقایق
مهمترین
تاثیر
سانسور را در
این میبیند
که نمیتواند
کارهایش را
در موطن خودش
ایران ارائه
دهد.
"
و این برای یک
خواننده
محدودیت
بزرگی است که نتواند
با مخاطبین
خود ارتباط
مستقیم
برقرار کند و
یا روی صحنه
برود. اما چون
فعالیت من در خارج
از کشور
بوده،
سانسور بر
خود موسیقی و
ترانهها
نقشی نداشته
است. تنها یک
بار با یک
گروه سازهای
سنتی ایرانی -
که بیشتر
نوازندگان
آن از ایران
آمده بودند -
همکاری کردم
که در
رپرتوار
برنامهمان
ترانهای
بسیار زیبا
با شعری ساده
و عاشقانه از
خراسان بود
که آقایان
نوازنده این
شعر را
سانسور
کردند و
تصمیم
گرفتند که با
شعری دیگر -
فکر کنم از
بابا طاهر -
آن را جایگزین
کنند و اصرار
من برای
نگهداری شعر
اصلی که بر
زیبایی و
سادگی آن
تاکید
داشتم، به
جایی نرسید."
ترانههای
امروز
تمرکز
کار هنری
شقایق بر روی
ترانه های
محلی ایران
بوده است.
البته وی
ترانههای
دیگر، از
جمله شعرهای
ترانهسرایان
امروز، را
نیز میخواند.
"
ترانه ـ سرود
"وطنم وطنم"
از زنده یاد
بیژن ترقی
است و شعر
"آزادی آوای
سرزمین
ایران" را م. سحر
سروده است که
هر دو در
یوتیوب قابل
دسترس هستند.
آثاری بر روی
شعرهای فروغ
فرخزاد به
نامهای
"تولدی
دیگر"، "گل
سرخ" و "تنها
صداست که میماند"
به مناسبت سیامین
سالگرد
خاموشی فروغ
و در
بزرگداشت او
در دهۀ نود
میلادی
ساخته شدهاند.
به علاوه
اثری بر روی
شعر مولانا
به نام " بشنو
از نی".
آهنگساز
تمام این
آثار سیاوش
بیضایی
آهنگساز
ایرانی است.
آثاری نیز از
آهنگساز
دیگر ایرانی
ناصر خرمی
خواندهام
که اشعار آن
از احمد
شاملو و از
دوست گرامیام
فاروغ امیری
است. به هر
حال هر شعری
که زیبا باشد
و با حس من و
آهنگساز
هماهنگ، در
برنامه کار
ما قرار
خواهد گرفت."

ترانههای
محلی و معرفی
فرهنگ
شقایق
از سال 93
میلادی با
آهنگساز
ایرانی سیاوش
بیضایی
همکاری میکند.
"هدف
ما معرفی
فرهنگ
موسیقی
ایران به
وسیله اجرای
ترانههای
محلی اقوام
گوناگون
کشورم، در
خارج از مرزهای
آن بوده است.
تا به حال
ترانههای
محلی از
مناطق مختلف
ایران مانند
خراسان،
بلوچستان،
مازندران،
گیلان،
آذربایجان، بختیاری،
لرستان،
بوشهر، فارس
و... به گویش های
اصلی آنها
خواندهام.
این ترانهها
بسیار با
ظرافت و دقت
هارمونیزه و
برای آنسامبل
کلاسیک:
آواز، پیانو
و فلوت یا
کلارینت از
طرف سیاوش
بیضایی
تنظیم شدهاند."
زندگیای
تنیده در
موسیقی
حرفه
اصلی شقایق
خوانندگی و
آموزش آواز و
پیانو و
آموزش یوگا
است. به دلیل
علاقۀ زیادی
که به هنر و
بخصوص به
موسیقی
دارد، کاری
بدون رابطه
با موسیقی را
نمیتواند
برای خود
تصور کند.
آرزوهای پنج
سال آیندهاش
را چنین بیان
می کند:
"
تمام ترانههایی
که با سیاوش
بیضایی در یک
سال اخیر کم و
بیش شروع
کردهایم به
پایان
رسانده و
ارائه دهم، و
تعداد زیادی
از ترانههایی
که تا به حال
بارها در
کنسرتها
اجرا کردهام
اما هنوز
نمونهی
صدایی و
تصویری از
آنها تهیه
نشده است نیز
به علاقهمندان
معرفی کنم."
خوانندهی
ورزشکار
تنها
کاری که
شقایق در
رابطه با
خانهداری
با علاقه
انجام میدهد
آشپزی و
شیرینیپزی
است.
"البته
در آشپزی
پختن غذایهای
ساده و لذیذ
را ترجیح میدهم
که خیلی وقتگیر
نیست. کارهای
دیگر خانه را
به دلیل
کمبود وقت
فقط تلگرافی
و سریع انجام
میدهم، آن
هم وقتی که
دیگر نتوانم
انجام آنها
را به بعد
موکول کنم.
این است که
کار خانهداری
چون در درجه
نخست قرار
ندارد، خیلی
وقت و انرژی
فعالیت
روزانه مرا
نمیگیرد."
تفریح
اصلی شقایق
ورزش است. و
اینطور که
پیداست او
ورزشکار
ماهری است.
"در
کنار یوگا
بخصوص به
پیادهروی،
کوهنوردی،
شنا و دوچرخهسواری
میپردازم.
سفر را خیلی
دوست دارم
بخصوص برای
آشنا شدن با
فرهنگهای
گوناگون و
مقایسه آنها
با هم و به
رقصیدن عشق
میورزم. در
حال حاضر
مشغول
یادگیری
باله و رقص مدرن
هستم."

موسیقی
کلاسیک در
کنار مدرن
شقایق
به موسیقی
کلاسیک از هر
نوع آن از
موسیقی
باروک گرفته
تا موسیقی مدرن
علاقه دارد.
"به
آثار یوهان
سباستین باخ
و آهنگسازان
اوائل قرن
بیستم مثل
دبوسی،
راول،
بارتوک،
استراوینسکی...
ارادت خاص
دارم. همچنین
هر نوع موسیقی
که ایدهی
جدیدی دارد
یا چیزی برای
گفتن و
بتواند توجه
مرا جلب کند
گوش می کنم؛
چه کلاسیک،
چه پاپ یا جاز
و چه اتنو. از
خوانندگان
ایرانی قمر و
بنان را
بسیار دوست
دارم و ترانههای
قدیمی گوگوش
را چون با
کودکی و
جوانی من همراه
بودهاند
هنوز گاهی
گوش میکنم و
آنها رو دوست
دارم. اگر
بخواهم تمام
خوانندگان
مورد علاقه
ام را نام ببرم،
باید یک لیست
بلند
برایتان
بگویم. اما در
حال حاضر
خوانندگان
کلاسیک غربی
که بیشتر گوش
می کنم
کریستینه
شفر و یوناس
کاوف مان
هستند. در
موسیقی
سبکتر صدای
سوفی زلمانی
سوئدی و خواننده
جاز ملودی
ژردو
آمریکایی و
خواننده هندی
کیران
آلووالیا
خیلی به دلم
نشسته اند."
اهمیت
آغاز رمان
نویسنده
ایرانی مورد
علاقه شقایق
مهشید امیرشاهی
است. در کنار
کتابهایی
در زمینهی
آواز،
موسیقی و
هنر، یوگا،
جامعهشناسی،
جامعهشناسی
موسیقی و
فلسفه به
زبانهای
فارسی و
آلمانی.
"من
متاسفانه در
حال حاضر
رمان کم میخوانم.
این به این
دلیل نیست که
رمان به دستم
نمیرسد،
نه، بلکه
کتابهایی
که ارزش
خواندن
داشته باشند
محدود هستند.
چند
پاراگراف
نخست یک کتاب
برای من
تعیین میکنند
که آیا باید
به خواندن
ادامه بدهم
یا نه. در این
مورد خیلی
سختگیر هستم
و شلختهبازی
نویسنده در
به کارگیری
تکنیک
نویسندگی مرا
عصبانی می
کند. آخرین
کتابی که
هنوز آن را به
پایان
نرساندهام
کتابی ست به
زبان آلمانی
از نویسنده
ای مصری/
آلمانی به
نام حامد
عبدالصمد که
متخصص علوم
سیاسی و
تاریخ است.
نام این کتاب
"زوال دنیای اسلام"
است که فکر میکنم
به فارسی هم
ترجمه شده
باشد. کتابهای
مهشید امیر
شاهی آخرین
کتابهایی
بودهاند که
به زبان
فارسی
خواندهام.
چهار جلد
مادران و
دختران از
این نویسنده چیره
دست را شاید
بیش ازسه بار
خواندهام و
گاهی هنوز
یکی از آنها
را باز میکنم
و قسمتی از آن
را میخوانم.
از آثار امیر
شاهی به خاطر
روانی قلم، دقت
و ظرافت و
صداقتی که در
تکنیک نوشتن
دارد و
احترامی که
برای
خواننده و
هوش او قائل
است لذت میبرم."
ترانههای
دلتنگی
اگر
دلتنگی
غربت برای
شقایق بیش از
هر چیز در
خواندن
ترانههای
ایرانی
تبلور مییابد،
او نکات مثبت
مهاجرت را
نیز از یاد
نمیبرد.
"تاثیر
مهاجرت بر حس
من این بوده
که من تنها
دوست دارم
ترانههای
ایرانی به
خصوص ترانههای
محلی کشورم
را بخوانم و
بس. فکر میکنم
که وظیفه من
است که این
همه زیبایی
را به غیر
ایرانیها
معرفی کنم.
البته باید
یادآوری کنم
که خیلی از
ترانههایی
که ما اجرا میکنیم،
برای خود
ایرانی ها
هم آشنا
نیستند. با
این ترانهها
بسیار احساس
نزدیکی می
کنم؛ شاید به
خاطر دلتنگی.
اما از
دلتنگی که
بگذریم،
نکته مهمتر
مهاجرت این
بوده که
زندگی دشوار
در مهاجرت مرا
آبدیده کرده
و اعتماد به
نفس را در من
تقویت کرده.
من خیلی زود
به نکات مثبت
جامعهای که
در آن زندگی
میکنم و
امکاناتی که
برای پیشرفت
برای هر
انسان، حتی
من خارجی،
فراهم است،
پی بردهام و
تلاش میکنم
که از این
امکانات
حداکثر
استفاده را
بکنم."
موسیقی
و خوانندگی
امروز
شقایق
وضعیت
موسیقی را در
ایران در
کنار
تقیلدهای کورکورانه
با کارهای
بسیار خوب
نیز ارزیابی
میکند. اما
در مورد
خوانندگی
نظر دیگری
دارد.
"اگر
ملاک
خوانندههایی
باشد که تا به
حال شنیدهام،
وضعیت
خوانندگی در
ایران را خوب
نمیبینم؛
البته
امیدوارم
خوانندههای
خوب در ایران
باشند که من
هنوز
صدایشان را
نشنیدهام.
از روی صدای
خوانندگان
جدید ایرانی
میتوانید
حدس بزنید که
شاگرد چه کسی
بودهاند. من
میخواهم
بدانم نقش
آموزگار در
پرورش آنها
چه بوده است؟
صدای چندین
خواننده
ایرانی را که
در اروپا یا
مشغول تحصیل
هستند و یا در
اینجا تحصیل
کردهاند،
شنیدهام که
آیندهای
موفقیتآمیز
برای آنها
پیشبینی میکنم،
اما پیشرفت
آنها را به
حساب سطح
خوانندگی و
به خصوص سطح
آموزش آواز
در ایران نمیتوان
گذاشت."
|