تصویری از آسیب دیدگان جنگ عراق

نزدیک به یک میلیون پناهنده از عراق در کشور همسایه سوریه بسر می برند بدون آن که بدانند در تبعید فقر وحشتناکی  انتظارشان را  می کشد.  درمیان آنان زنان بیشتر آسیب پذیر بوده اند به ویژه آنانی  که به روسپی گری روی آورده اند.  عکاس   Pieter Ten Hoopen جایزه سالیانه  عکاسی رپرتاژ روزنامه نگاری  را برای به تصویر کشیدن این زنان ربوده است.

Bilder av Utsatthet

Negra Efndic

Foto: Pieter Ten Hoopen

  SVDروزنامه سوئدی - هفتم مارس 2010

برگردان م. جمشیدی

وو در آغاز نمی توانستم کار کنم ،

ساعت دو یا سه پس ازنیمه شب  بود و هنوز بچه های بسیاری در فاحشه خانه بودند.وو

 

ساعت دوازده شب اخرین روز های  ماه رمضان، دود غلیظ قلیان ها تمام فضای سالن بزرگ را که در محله ی « قارامانا»   در شهر دمشق قرار داشت فرا گرفته بود.    Pieter Ten Hoopen  که یک عکاس است ،به همراه راهنمای خود وارد یک روسپی خانه زیر زمینی می شود .این خانم راهنما می خواهد به او کمک کند که وارد دنیای ممنوعه روسپی خانه ها شود .

 

خانمی که در آن سالن   Pieter  را کمک می کند وانمود می نماید که روسپی است و پیتر که بسیار خوش لباس می باشد از مشتریان اوست   برای  سایر  مهمانان سالن این تصور را پیش می آورد که او یک بازرگان غربی است .

      پیتر که جایزه ای هم دریافت کرده است یک هفته در طول پاییز  2009این  زنان عراقی را که در سوریه بودند همراهی کرد .نتیجه این مسافرت رپرتاژ و عکس های تکاندهنده ای از دنیای زیر زمینی دمشق بود .

 

سابرینا  در صورت تمایل مشتری تن به همخوابگی بدون کاندوم هم می دهد. از نظر روانی حالش بد است و با کوبیدن سرش به دیوار تا کنون چندین مرتبه به خود صدمه زده است . او بدون قرص نمی تواند بخوابد، او اقتصاد دان است و هنگامی که برای  سه فرزندش ( یک دختر و دو پسر) به دمشق آمد به عنوان آشپز در یک هتل کار می کرد . مدت زمان زیادی طول نکشید که روسپیگری را شروع کرد. او برای همخوابگی 25 دلار می گیرد.

سالن این فاحشه خانه تقریبا تاریک است و در نقاط مختلف ان مسئول خدمتکاران با یک چراغ لیزری به خدمتکاران دستور میدهد که از کدام مهمان ها پذیرائی شود.در محل ویژه ای که 80 متر مربع مساحت دارد ،یک ارکستر 10 نفره در حال نواختن موزیک است .صدای موزیک بسیار بلند است و خانم هائی که  آرایش غلیظی کرده اند با لباس های تحریک کننده می رقصند .

       پیتر یک نفر خد متکار مخصوص  داشت و تمام مدت باید به او انعام بپردازد.زنها بطور گروهی دور پیتر می گشتند،ولی او به ان خانم عراقی اشاره کرده و می گفت با دوست دختر خود به آنجا امده است .ان سالن حالت یک کلوب شبانه را داشت .اما یک تفاوت بزرگی هم داشت و ان این بود که زن های خودفروش  حدود 40 سال داشتند . در آن سالن کودکان هم بودند ، که به نظر  پیتر  بسیار ناراحت کننده بود .

دو دختر سارا بوسیله پدر و مادرش برای روسپیگری به دمشق فرستاده شدند . سارای 42 ساله خودش چهار سال پیش زمانی که شوهرش در جبهه کشته شد از بغداد به دمشق آمد. سارا بوسیله ی زنی با مشتریان خود تماس می گیرد و یا در خیابان مشتریانش را پیدا می کند. او برای هرمرتبه همخوابگی ده دلار می گیرد.

 

       پیتر برای اینکه بتواند این وضعیت را تحمل کند در ساعات اول قدری مشروب می نوشد .

دختر ها روی میز می رقصند و یکی از خانم هائی که با  پیتر   لاس می زند دختر ده ساله خود را هم با خود به انجا اورده است .دخترک در کنار میز  پیتر  نشسته و بازی می کند.

            پیتر می گوید من در ابتدا هیچ کاری نمی توانستم انجام بدهم  .ساعت 2 یا 3 نصف شب بود ،و هنوز کودکان زیادی در ان روسپی خانه ول می گشتند .انها ساعت 10 شب باید می خوابیدند .و کسی باید کتاب« پی پی جوراب» 1 دراز را قبل از خواب برای انها می خواند .اما آنها خود را در این وقت شب در  این سالن متعفن و بین مردان مست بودند و  در نهایت ساعت 6 صبح بخوابند .

محل رقص باندازه کافی بزرگ است که همه مهمانان بتوانند بر روی آان برقصند . پیتر همزمان که عکس می گیرد (چنان که برخی از عکس ها را در این جا می توان دید)  جهت رقصیدن  به طرف  پیست رقص می رود و  . اما او می خواهد از وضعیت عجیب و غریبی که اکنون در آن است مدرکی تهیه کند .خانم ها خودشان تصمیم می گیرند به چه کسی سکس بفروشند .

نوحا  زمانی که به عنوان خدمتکار در خانه ای کار می کرد با صاحبخانه همخوابه می شد و هر دفعه ده دلار می گرفت . در سال 2003 وقتی همسرش برای جنگ با آمریکا به جبهه رفت ، او هم به دمشق آمد . شوهرش در سال 2005 مرد . امروز او در یک آرایشگاه کار همچنین روسپیگری هم می کند. او دو یک دختر 14 ساله و یک پسر 13 ساله دارد .

همه انها فکر می کنند من یک خریدار سکس هستم .در طول زندگیم این اولین مرتبه است که

خود را در چنین موقعیتی می بینم .من فکر می کنم ،شاید انهامی پندارند من خریدار سکس با بچه ها هستم .

وقتیکه  پیتر   سر میز خود بر میگردد ،مشاهده می کند دو میز ان طرف تر از میز او بحث شدید و تندی جریان دارد که  به فاصله کمی به  دعوا و زدو خورد ختم  می شود .

شخصی بطرف او می اید و به انگلیسی خوبی باو می گوید از اینجا برو انها می خواهند تو را بزندان بیاندازند .ان مرد مرا از انجا بیرون می کند .با وجود این اتفاق برای    پیتر    شب پر حاصلی بود .

او با سه خانم عراقی ارتباط بر قرار کرد و قرار شد بعدا انها را درخانه خودشان در محلات   صیدا   و    زینب          است و بیشتر عراقی ها هم در این محلات زندگی می کنند ملاقات کند .او بوسیله این زنان ها با روسپی های بیشتری ارتباط بر قرار می کنند . انها همگی پناهندگان عراقی هستند و مجبور به خود فروشی شده اند چون راهی برای تامین زندگی خود ندارند .

در ملاقات های خود  با این زنان روسپی متوجه می شود که تمام این زنان در هتل کار می کنند . دستمزد کار در هتل ها بسیار کم است و مدت زیادی طول نمی کشد که مهمانان هتل از انها بخواهند در مقابل مبلغی با انها همخوابه شوند .

بیشتر این روسپی ها دلایل تنهائیشان مشترک است .همسران انها یا در جنگ یا در عملیات انتحاری بوسیله نارنجک و یا بصورت های دیگری کشته شده اند و انها ناچار  به سوریه گریخته اند ،ولی در انجا هم راهی برای تامین زندگی شرافتمندانه ای  نیست .و باین ترتیب با وجود انکه بیشتر انها دارای تحصیلات دانشگاهی هستند به خود فروشی می پردازند .

روسپی هائی که بتوانند ثابت کنند همسرانشان کشته شده اند از دفتر سازمان ملل مبلغی دریافت می کنند . اما ارائه گواهی مرگ الزامی است ، با وجود ان که حتا جسد همسر انها هرگز پیدا نشده باشد و بعنوان گمشده در اداره متوفیات ثبت شده باشد  اما اگر موفق به کسب جواز مرگ همسر خود شوند ،مبلغی که از سازمان ملل دریافت می کنند فقط برای اجاره کافی است .

           پیتر  در منزل این زنان با انها غذا می خورد .وقتی که به انها نزدیک می شود انها برای او از زندگیشان،فرزندی که در جنگ از دست داده اند و خود فروشی و پااندازهای  خود صحبت می کنند .

مشتری ها را درکلوب هائی مانند   گارامانا      یا در خانه ،هتل و خیابان ملاقات م یکنند.خیلی از این زنان از طرف مشتریان خود مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بعضی حتی صدمات شدیدی دیده اند .انها از هر مشتری 20تا 40 دلار دریافت می کنند و غالبا از کاندوم  هم استفاده نمی کنند .این زنان بوسیله یک دلال زن یا مشتری خود ارتباط بر قرار می کنند .تعداد مشتری ها از چند نفر در روز تا چند نفر درهفته است .

      پیتر   میگوید یک شب با هفت نفر از این زنان شام می خورد .بسیار می خندیدند و شوخی های جنسی زشتی می کردند .انها با من لاس می زدند و اعمال انها نشان می داد که در مدت زمان زیادی این اولین بار که با مردی ارتباط پیدا کرده اندکه رفتار دیگری با انها دارد..من برای آن ها تهدیدی بشمار نمی آمدم ضمن آن که  در جمع انها بودم .

خود فروشی در سوریه ممنوع است .اگر زنی بجرم روسپیگری دستگیر شود ،او را به عراق اخراج می کنند . و این خطر وجود داردکه او را اعدام کنند .

اما پلیس می داند که در عشرتکده هائی که در گوشه و کنار پایتخت است خود فروشی جریان دارد. رشوه دهی بسیار زیاد و می توان با رشوه کار خود را پیش برد.

این روسپی ها از زندگی خود برای    پیتر   تعریف  کردند و حتی اجازه دادند که از آن ها عکس بگیرد .انها ماجرا های زیادی در زندگی خود دارند. انها ضربات روانی خورده و  از آسیب دیدگان جنگی بشمار می آیند ،و بایدهمزمان که جهت تامین زندگی خود روسپیگری می کنند  با خاطرات وحشتناک خود هم دست و پنجه نرم کنند.

تنها ارزوی انها این است که بتوانند عقربه ساعت را بر گردانده ، به عراق باز گردند و مانند دوران قبل از جنگ زندگی کنند . اما چنین اتفاقی  به این زودی رخ نخواهد داد . .با وجود آن که  مدت هاست جنگ بپایان رسیده ، عراق همچنان  کشوری ویران مانده است  .

چیزی که من در دمشق دیدم و شنیدم نشان دهنده قدرت بسیار زیاد مردان است . عامل فوق العاده و جالب جنسی  در یک روابط تجاری  تبد یل به هیولائی بسیار درد ناک برای انسان می شود  .برای من روشن است که پرداخت پول جهت همخوابگی در واقع تجاوز جنسی به شخص است .هر شخصی که بابت روابط جنسی به مبلغی بپردازد در واقع متجاوز است و شخصی هم که باو تجاوز شده است یک قربانی شمرده می شود.

1-      کتاب قصه  کودکان نویسنده معروف سوئدی آسترید لیندگرن