هنگامیکه تهران میسوزد

 

روزنامه Aftonblade سوئد

نویسنده : Anna Dahlbergt

28 ژوئن 2009

برگردان : منصور عرفان

 

اینطور بنظر میاید که دولت بر زد وخورد ها پیروز شده است

 

خیلی کم اتفاق میافتد که یک چنین حرکت ازادیخواهانه ای بایک چنین بر خورد وحشیانه ای مانند ایران سرکوب شود.نیرو های بسیج مانند حشرات تظاهر کنندگان جوان را محاصره کرده وبا باتوم میزدند و بسوی انها تیر اندازی و یا انها را دستگیر میکردند.

 

همه کسانی که یک بار نسل جوان ایران را ملاقات کرده اند حیرت کرده اند . این اعتراضات علیه سیستم حکومتگری قرون وسطائی اخوند هاست . از خط چشم کلفت دور وبر چشم تا اهنگ های راک ، رفتن به سایت تویتر و تظاهرات دانشجویان .

 

این جوانان موجب توفانی از مدرنیته در کشوری میشوندکه 70 درسدجمعیت ان زیر سی سال است .

هشت سال قبل من از تهران مطالبی نوشتم .هر روزکه من بیشتر وقتم رادر ایران میگذرانم ، این احساس در من قوی تر میشودکه روز های ماندگاری جمهوری اسلامی به شمارش افتاده است . این پیش بینی هنوز پا بر جاست، البته سقوط این دو لت وقت میگیرد، احتمالا وقت زیادی نیازمند است.

در پشت پرده جنگ قدرت بین سنتی ها و رفرمیست ها ادامه دارد .اما نبرد در خیابان های تهران تمام شده است .

ایا میشد ازاین اتفاق پرهیز کرد ؟ آیا کشور های دیگر میتوانستند کاری کنند که اپوزسیون را ز بر خورد های تند رژیم محافظت کرد؟

در طول هفته گذشته تقاضا های زیادی مطرح شد که نشاندهنده عزم راسخ این مردم است .

دولت سوئد میتوانست بعنوان اعتراض سفیر خود در تهران را به سوئد احضار کند.سوئد و سایر کشور های عضو بازار مشترک میتوانستند درب سفارتخانه های خود در تهران را برای مداوای زخمیها باز گذارند.

 

رئیس جمهور امریکا و کارل بیلت وزیر امور خارجه سوئد و سایر رهبران کشور های غربی میتوانستند به نفع اپوزیسیون موضعگیری نمایند و از کار کردن با رئیس جمهور تقلبی خود داری نمایند.

 

این فهرستی از خواست های جالب توجه است .احساس باطنی من میگوید اینها حد اقل هائی استکه ما میتوانیم برای قهر مانان آزادی ایران انجام دهیم .قهرمانانی که زندگی خود را برای بدست اوردن حقوق اتسانی خود به خطر می اندارند . چیزی که برای ما روشن است.اما اوضاع بیش از آن که ما فکر می کنیم پیجیده است.

رهبران کشور های غربی بدون اینکه حق دفاع از خود داشته باشند خیلی دیر و با احتیاط در باره ی ایران موضعگیری کردند . اوباما رئیس جمهور امریکا بمدت سه روز بطور عجیبی ساکت بود و بعد هم بطور غیر قابل فهمی چیز هائی گفت مبنی بر اینکه به حاکمیت ایران احترام می گذارد . وزیر خارجه ما هم بطور عجیبی از قافله عقب افتاده بود.

 

اما اگر جهان غرب میخواست به همان اندازه که منتقدان میخواهند در انتقاد به دولت پیش برود قطعنا بوسه مرگی برای مخالفان بود .دخالت خارجی بویژه امریکا، در ایران حساسیت هائی را بر می انگیزد. کافی است کودتای 1953سیا بر علیه حکومت ملی دکتر مصدق در ایران و برگرداندن و نشاندن شاه بر حکومت در ایران را یاد اوری کرد. ریسک بزرگ و خطر ناکی بود اگر سفیران این کشور ها بیانیه ای صادر و سفارتخانه های خود را به عنوان پایگاه امن به مردم اعلام می کردند.

 

انگاه احمدی نژاد میتوانست با انگشت خود آنها را به مردم نشان داده و بگوید : من چه گفتم خارجی ها در پشت این قضایا هستند .

به همین ترتیب برای من سخت است که درپشت خواست قطع رابطه با ایران قرار بگیرم، پس از خونریزی هائی که در خیابان های تهران اتفاق افتاد قطعا روابط نمیتواند بصورت عادی ادامه ادامه یابند. دنیای خارج بایدتنفر خود را از اتفاقاتی که افتاده است نشان دهد .اگر شورای امنیت سازمان ملل نمیتواند حتا جهت محاصره اقتصادی برعلیه رژیم ملا هامتحد شود، کشور های عضو بازار مشترک اروپا خودشان باید این کار را انجام دهند. کشور های عضو بازار مشترک اروپا در طول یک مدت طولانی باینکه رفرمیست ها بقدرت برسند شک داشته اند. حالا دیگر امیدواری زیاد است .رژیم ایران بر عکس بسوی سرکوب و محافظه کاری سختی گام بر میدارد. اما دنیا مجبور است با یک چنین رژیمی همکاری کند .کشش جنگی نیروی اتمی ایران بزودی به جنجالی می انجامد.اگر ما بخواهیم که اسرائیل در این رابطه به تنهائی مداخله نکند، باید شانسی از راه مذاکره برای حل این مشکل بدهیم .

 

من میخواهم به جهت دیگر هم توجه کنم .ما مردم عادی هم مسئولیتهائی داریم . زمانی که من در این هفته در یک تظاهراتی برای مبارزین ازادیخواه ایران سخنرانی کردم در انجا دریائی از ایرانیان پناهنده به سوئد را دیدم .انها برای نشان دادن همبستگی با برادران و خواهران خود در ایران چهار ساعت در گرما ایستاده بودند .و این برنامه هر روز ادامه داشت .البته نه فقط در سوئد بلکه در تمام کشور های جهان. تقریبا فقط ایرانیان پناهنده هستند که بر روی سنگر ها ایستاده اند و البته خیلی از جوانان غربی هم از راه شبکه های اینترنتی مختلف کمک کردند و از جمله جهت گمراه کردن رژیم کدهای تویتر خود را فعال نمودند . اما صف های اعتراضی پر جمعیتی مانند تظاهرات بر علیه جنگ عراق تشکیل نشد .چرا؟ این را همه ما باید از خود بپرسیم .