سارا
پالین زنی
عوام فریب و
از قهقرای
تاریخ 
خر که پیدا
شد سوارش هم پیدا
می شود
منیر
طه
گرفتاری
دنیا خرسوار نیست
خری است که
سوارش می شوند
، زاد و ولد
خدا پسندانه
دارد و پالان
دوزی را رونق
می بخشد . از همین
قماش است خر عیسی
که با اینهمه
رفتن ها و
آمدن ها
همچنان پالان
به دوشِ سوارِ
فاقدِ هوش است
و همچنین سواری
می دهد . اینست
که در پایانِ
انتخابات
گذشتۀ امریکا یکی
از روزنامه های
لندن نوشت :
I couldn’t believe
52 million dumb vote for Bush.
و اینست که این
بار هم هرگاه
پنجاه و دو ملیون
دراز گوش و
کوتاه هوش
تکرار گردد ،
زمین به آسمان
پرتاب خواهد
شد . زیرا جان
مک کین ، این
موجود مکار بسی
خطرناک تر از
جرج بوشِ سیه
کردار است .
اگر جرج بوش
به بی هوشی دنیا
را درهم کوبید
او با باده
نوشی دنیا را
نابود خواهد
کرد . اگر جرج
بوش گاوچران
چراگاه های
تکزاس است او
لوتی به اسارت
رفته و تحقیر
شدۀ ویتنام
است و به همین
جهت جنونِ
شکست ویتنام
را با رویای
خونین عراق می
خواهد جبران
کند . این است
که گربۀ
فرسوده بازیچۀ
تازه نفس را
به بازی
خوانده از
خنکای نفسش و
آتش دهنش نیرو
گرفته دم می
جنباند و
چنگال ناکسی
به رخسار کسان
می کشاند .
این دو طرفداران
توپ و تفنگ و
هوادارانِ
آشوب و جنگ ، یکی
با لبخندهای
ملیحِ فریبکارانه
و دیگری با
ارائۀ لیپ استیک
به همراه ادا
و اطوار سرخ
رویانه ، با
دروغ و دغل
سواری می گیرند
. خرسوار
می داند دروغ
می گوید خر هم
می داند دروغ
را گردن می
نهد حوالی و
حواشی هم در
گنداب این
دروغ گاه
همراه و گاه
گلاویزند . در
مجموع همگان
در هنگامۀ
دروغ شرکت
دارند گروهی
لب به دندان می
گزند گروهی هم
لیپ استیک بر
لب می پزند .
آنها که اهل
خواندن و دیدن
و شنیدن هستند
ماهیت سارا پیلین
را خوانده ، دیده
و شنیده اند و
از سوء
استفاده های
مادی ، معنوی
، انسانی و حیوانیِ
حیوانِ
آلاسکا
آگاهند و جای
تکرار ندارد
ولی گفتنی ست
که سارا پیلین
، بازیگر هاکی
، فوتبال و
مصرف کنندۀ لیپ
استیک ، نفسِ
خونین قفسِ مک
کین است . زنی
ست عوام فریب
و از قهقرای
تاریخ ، پا در
گِل و لای
خرافات مذهبی
و غده های
مسموم مغزی که
مانند دیگر
همگنانش خون و
جنون و تجاوز
به حق و حقوقِ
دیگران و
کشتار در زمین
و آسمانِ این
و آن را به
خواست و مشیت
خدا می چسپاند
خدایی که
متجاوزین
احمق و ابله
را هدایت و
حمایت می کند .
خدایی که به
او می آموزد
تا می تواند
چشم بر راستی
و درستی بر
بندد . خدایی که
خود بر تر و جز
خود کهتر بینی
را به او
آموخته و تلقین
کرده است و به
همین جهت است
که برای خویشتن
برکشیدن به
دور دنیا لشکر
می کشد و بود و
توان خود را
در نابودی و بی
توانی جز خود
می بیند .
در جامعه ای
که دختر ها و
پسر هایش از
خُردسالی در
هم می آمیزند
فتوی می دهد
که دختر تا به
وقت ازدواج باید
پاک یعنی
باکره باشد . ( این
فتوای زنانه
شامل حال پسر
ها نیست ) ولی این
واعظ غیر متعظ
نتوانسته است
فتوایش را به
دختر هفده سالۀ
خود بقبولاند
و این آنقدر
مستثنی است که
در گرد هم آیی
های انتخاباتی
شکم برآمدۀ
دختر را به
همراه پسر بچه
ای که در آینده
گویا پدر
خواهد شد به
نمایش و در
معرض تماشا می
گذارد و بدینسان
نو جوانان را
به پیش آمدی
مشابه تشویق می
کند تا بدانجا
که یراقِ
افتخارش را هم
به گردن می گیرد
. این مفتخر از
حوادث نا
مفتخرِ عقاید
مذهبیش در چهل
و چهار سالگی
طفل معلول چهار
ماهه ای دارد
که در هر جمعیتی
به همراه
خانوادۀ هفت
نفره اش، ( با
پسرکِ داماد آینده
و جنینی که مایۀ
افتخار است ،
نه نفره ) ،
حضور دارد و
حضرات این
موجود نا آگاه
از آگهی های
تبلیغ را برای
تبلیغ
خانواده داری
مرتب مصرف می
کنند و دوش به
دوش می
چرخانند . نا گفته
نماند این
داماد آینده
که کار فردا
را به امروز
افکنده است ،
در محلی از
محلات سخن
پراکنی آقای
مک کین ، که
مطابق معمول
ته صف ایستاده
و به اننظار
خروج مک کین
از هواپیما پا
بپا می کرد ،
کلی مورد تفقد
و ملاطفت و
مرحبای اعلیحضرت
مک کین قرار
گرفت .
در جریان
این خود نمایی
و خود ستایی
ها پسر نوزده
سالۀ پیلین
داوطلبانه
عازم عراق است
و گویا می
خواهد در
بازگشت سرِ بن
لادن را در
تشت طلا برای
آقای مک کین
سوغات بیاورد
. ( با برنامۀ
صدساله اگر
عمری باقی
باشد ) سفر این
تافتۀ جدا
بافته از دیگر
جوانان که نه
به اختیار که
به حکم حکومتی
و اجبار به
عراق اعزام
شدند ، در بوق
و کرنای دمیده
می شود و سارا
پیلین
افتخارِ وطن
پرستی را به
اعتبارِ لیپ
استیک می
چسباند . نمایش
و در بوق و
کرنا دمیدن
پسر نوزده
ساله و به دوش
کشیدن طفل
چهار ماهه یادآورِ
زن هایی است
که به وقت جنگ
ایران و عراق
با طفلی
قندااقی یا
چند ماهه روی
صفحۀ تلویزیون
نشانشان می
دادند . آنها
حرفشان این
بود پسرم را
با میل خودم
به جنگ
فرستادم این یکی
را هم یعنی
طفل قنداقی را
هم اگر لازم
باشد می فرستم
.
سخن این است :
آن ها برای پس
راندنِ
متجاوز و دفاع
از مرز و بوم میهنشان
عازم میدان
جنگ شدند ولی
این ها با
برنامۀ تنظیم
شدۀ تجاوز و
چپاول وارد
خاک عراق می
شوند .

هم جنسی و
هم سنخی ،
چماق به دستان
و ماشه کشانِ
ولگرد را
گِردِ هم می
آورد
بخصوص که زن
های بازیگرش
در مصرفِ لیپ
استیک اشتراک
بازی داشته
باشند .

ونکوور ، 13
سپتامبر 2008